آرمان - ورود بانوان به ورزشگاهها این التزام را به وجود نخواهد آورد که برای مثال فضای ورزشگاههای کشور را تلطیف و سالم کند. کسانی که از این زاویه به مسأله ورود بانوان به ورزشگاهها نگاه میکنند، به یک طرف قضیه توجه میکنند و در عین حال با فضای ورزشگاههای ایران آشنا نیستند. البته هر اتفاقی که در فضای استادیومهای کشور میافتد و هر سخنی و شعاری که مطرح میشود، برگرفته از فرهنگ جاری در کشور است. جامعه ایران نیازمند یک نوسازی فرهنگی است. کشور دچار یک چالش بسیار جدی فرهنگی است که همین امر باعث تسری آن به استادیومهای کشور شده است. این چالش را حتی در ورزشهای دیگری مانند کشتی، والیبال، بسکتبال و غیره هم میبینیم که از فوتبال به آنها سرایت کرده است. تا زمانی که فضای فرهنگی استادیومها را نتوانیم اصلاح کنیم؛ حتی اگر در آنها نیمی خانم و نیمی آقا باشند، ناهنجاریهای کنونی باز هم اتفاق خواهد افتاد. بنابراین باید به سمتی حرکت کرد که فضای استادیومها(که برگرفته از فضای فرهنگی جامعه است) اصلاح شود. این اصلاح با بازسازی و اصلاحات اساسی فضای فرهنگی کل جامعه امکانپذیر است. در چنین شرایطی است که میتوان امیدوار بود تا استادیومها هم فضای سالم و مناسبی داشته باشند. اما هر چند که محیط ورزشگاهها نسبت به جامعه، محدودتر و کوچکتر است، اما همین محدوده کوچک هم توسط ورزشکاران، مربیان، مدیران و دست اندرکاران ورزشی، گاهی دچار التهاب میشود، در حالی که این عده میتوانند با رفتار و عملکرد خود، از فضای ضد فرهنگی و ملتهب استادیومها بکاهند، اما در برخی مواقع به التهابآفرینی و تشنج بیشتر این فضا، دامن میزنند. اگر ورزشکاران، مربیان و مدیران در گفتوگوها، مصاحبهها و اظهارات خود از ادبیاتی مناسب استفاده کنند و در محیطهای ورزشی عملی پسندیده و در خور شأن ورزش از خود نشان دهند، به طور قطع روی تماشاگران هم اثر مثبتی خواهد گذاشت. یکی از مشکلات محیطهای ورزشی کشور، مدیران، ورزشکاران و مربیانی هستند که مدام در حال تنشآفرینی و ایجاد تشنج در استادیومها هستند که همین امر موجب بروز بداخلاقیها و ناهنجاریهای فرهنگی در فضاهای ورزشی میشود. این تشدید ناهنجاریها ایبسا با حضور بانوان، افزایش پیدا کند و ابعاد جدیدی به خود بگیرد. لذا منهای حضور یا عدم حضور بانوان در ورزشگاهها، باید گفت که برای ورود به هر موضوعی و هر پدیدهای، باید ابتدا بستر فرهنگی آن فراهم شود. مشخص نیست که چه هنگامی قرار است در کشور بسترسازیهای فرهنگی در تمام زمینهها انجام شود و در ابتدای هر کاری و هر پدیده نویی، جامعه آموزش دیده شود و بحث فرهنگی آن ابتدا به یک نتیجه مطلوب برسد و سپس قدم به اجرای آن گذاشته شود. کار نو نیازمند بسترهای مناسب فرهنگی دارد. متاسفانه در کشور این امر رواج دارد که ابتدا یک کاری را آغاز کنیم و بعد درباره چالشهای آن سخن بگوییم و چاره اندیشی کنیم! باید قبل از چالشها مطالعه صورت بگیرد و چاره اندیشی شود تا وقتی کاری آغاز میشود به نتایج خوبی و مثبتی منتج شود. به نظر میرسد که بحث حضور بانوان در ورزشگاه ها، اکنون بیشتر سیاسی و پوپولیستی شده است تا یک مطالبه واقعی و خواست همگانی. یک کار بزرگ و یک پروژه در کشور بدون کار کارشناسی انجام نمیگیرد، صرفا انجام آن مهم است و نه الزاما نتیجه به دست آمده. اما اینکه گفته میشود باید به خواست نهادهای بینالمللی ورزشی؛ فیفا، فیلا، فیبا و غیره عمل کرد و شرایط حضور بانوان در ورزشگاهها را فراهم نمود، بله باید چنین شود اما مگر ایران باید خود را با شرایط فرهنگی جهان و سایر کشورها هماهنگ شود؟ بنابراین نهادها، اشخاص و ارگانهایی که باید کار فرهنگی میکردند و به وظایفشان در این رابطه عمل میکردند، باید پاسخگو باشند که چرا اهمال کردند؟ نهادهایی که بودجههای کلان فرهنگی میگیرند و کاری در زمینه بهبود شرایط فرهنگی کشور نمیکنند باید پاسخگو باشند؟ اینکه گفته شود اگر بانوان ایرانی در ورزشگاهها حضور نمییابند بنابراین وجهه ایران خراب میشود، حرف منطقی نیست. باید در کشور ابتدا زمینههای فرهنگی پدیدهها مورد ارزیابی قرار بگیرد، سپس دست به اقدامات عملی زده شود. سالهاست از حضور بانوان در استادیومها گفته میشود، اکنون متولیان امر پاسخ دهند که چه کاری برای تسهیل ورود و حضور بانوان در استادیومها انجام دادهاند؟ جز تماشا کردن و طفره رفتن از انجام وظایف خود کار دیگری نکردهاند. بنابراین باید مسئولان به این سوالات پاسخ دهند سپس بسترهای لازم را فراهم آورند و آنگاه از حضور بانوان در ورزشگاهها سخن گفته و با جامعه جهانی ورزش تعامل کنند.