آرمان - طی روزهای گذشته علی لاریجانی رئیس مجلس گفته است: «اینکه پیشنهاد شد یارانهها به نوعی برداشته شود در شرایط فعلی امکانپذیر نیست و باید قبول کنیم که کشور شرایط عادی ندارد. اگر میخواهیم در این زمینه کاری کنیم باید با مطالعه و در نظر گرفتن شرایط کشور باشد تا بر اقشار ضعیف فشار مضاعف وارد نشود» و از سویی آقای احمدینژاد رئیس دولتهای نهم و دهم از امکان 20 برابر شدن یارانهها! سخن گفته و اظهار داشته است: «انگار میخواهند ارث پدرشان را به مردم بدهند!» در این باره باید یادآور شد که آقای احمدینژاد حرف با حساب و کتابی بیان نمیکند؛ نه حالا بلکه در زمان ریاست جمهوری خود هم اکثر سخنانش نسنجیده بود. در دور اول ریاست جمهوری ایشان، نرخ تورم 40 درصد بود و به علت پرداخت یارانه و نقدینگی زیاد، رشد اقتصادی کشور منفی شد. دولت او به جای آنکه درآمدهای کشور را صرف سرمایهگذاریهای اساسی، اشتغال، کمک به نیروهای تازه وارد به بازار کار، کمک به تولید و غیره کند، صرف یارانه دادن و رشد نقدینگی شد. تمام عملکردهای اقتصادی ایشان اشتباه بود. شاهکار ایشان منفی 3درصد نرخ رشد اقتصادی کشور بود. برای مثال به حقوق اساتید دانشگاه حدود 20 درصد افزود، اما نرخ تورم به 40درصد رسید. بنابراین اظهارات آقای احمدینژاد چندان قابل بحث و تحلیل نیست. او ابتدا با بستههای غذایی شروع کرد و بین مردم تقسیم نمود که واقعا آن نوع سیاست، اقتصاد کشور را به زمین زد. زیرا اساسا کارهای او اقتصادی نبود. اما اینکه گفته میشود اکنون زمان حذف یارانه نیست، بله درست است زیرا باید دولتها با مردم و افکار عمومی درست و صادقانه رفتار میکردند. در آن صورت بسیاری از افرادی که هیچ نیازی به اندک پول یارانه ندارند، انصراف میدادند و دریافت نمیکردند تا آن پولها به دست نیازمندان واقعی جامعه برسد. دولت باید افراد و یا خانوادههای حاشیه شهرها و استانهای محروم را شناسایی کند و یارانه را با عدد بیشتری به این اقشار بپردازد. یا بررسی کند که چه تعداد و چند درصد از افرادی که یارانه میگیرند، نیازمند هستند و واجب است به آنها یارانه پرداخت شود. برای مثال میتوان توان مالی افراد را از محل زندگی آنها مورد شناسایی قرار داد. اما اینکه چه زمانی «شرایط کشور عادی خواهد شد» که در آن صورت بتوان درباره حذف یارانهها فکری کرد و حذف نمود، باید گفت مثلا وقتی قیمت نفت به دو برابر فعلی برسد و دولت دلار بیشتری کسب کند منبع درآمد ارزی قویتری داشته باشد که در آن صورت این درآمد میتواند به سرمایهگذاری سوق داده شود که همین امر باعث افزایش تولید و اشتغال میشود. یعنی زمانی که فردی شغل داشتهباشد و بتواند درآمد خوبی از آن کسب کند، دیگر نیازی به ماهی 45500 تومان یارانه نخواهد داشت. یعنی افزایش درآمد سرانه و افزایش ذخایر ارزی کشور میتواند به تدریج به حذف یارانهها منجر شود.