آرمان - اخیرا آقای محمدرضا باهنر در اظهاراتی بیان کرده که در ۴۰ سال گذشته، رضایت کوتاهمدت مردم را بر منافع درازمدت آنها ترجیح دادیم که باید این رویکرد تغییر کند. با این جمله وی میتوان همدلی داشت که در مجموع در تصمیمهایی که گرفته شده، منافع کوتاهمدت بر منافع درازمدت ارجحیت داشته است. البته مواردی نیز بوده که در یک تصمیمگیری اصول کلی حاکمیت ملی مثل استقلال، عدالت و... مطرح شده که قاعدتا تصمیمات نمیتواند رنگ و بوی کوتاهمدت داشته باشد، اما در جایی که تصمیمات جزئی و کوچکتر است خیلی از مواقع متاسفانه منافع کوتاهمدت ارجحیت داشته است. به عنوان مثالی بارز میتوان به این نکته اشاره کرد که آنچه که طی این دو سه دهه گذشته از آن به عنوان تخریب محیط زیست میتوان نام برد، از منافع کوتاهمدتی ناشی شده که برخی مسئولان محلی و منطقهای برای ایجاد اشتغال در حوزه خود سعی کردهاند چاههایی برای منابع آب تهیه کنند یا دنبال طرحهای انتقال آب باشند که نتیجه آن پایین رفتن منابع آب زیرزمینی بوده است. قطعا چنین تصمیماتی که منجر به تخریب منابع آب شده را افرادی بیرون از جامعه به مردم تحمیل نکردهاند بلکه حتما مدیرانی از جنس خودمان چنین تصمیماتی را اتخاذ کردهاند. این نکته نیز قابل توجه است که اغلب این تصمیمها شبانه و یا دور از چشم ماموران انجام نشده بلکه بسیاری با مجوز بوده و مجموع اینها ناظر بر تصمیماتی بوده که صرفا منافع کوتاهمدت را در نظر داشته است. یعنی در کوتاهمدت نوعی رفاه و آبادانی را به همراه داشته، اما در درازمدت مخرب بوده است. از این جهت کار بسیار سخت و دشواری است که اقشار مختلف جامعه را متوجه منافع بلندمدت کرد. به نظر میرسد که اگر هماکنون در مورد قیمت سوخت رایگیری شود مردم دوست دارند قیمت پایین بماند تا از آن بیشترین استفاده را ببرند. از طرف دیگر اگر در مورد طرح ترافیک از مردم پرسش شود مردم دوست دارند که آزاد باشد تا در هر منطقه از تهران که خواستند رفت و آمد کنند، اما به هر حال در همه جوامع نظرات کارشناسان ممکن است باب طبع مردم کوچه و بازار نباشد. البته در جوامع دیگر سطح اعتماد، تعیین کننده انجام چنین تصمیمها خواهد بود و اغلب به جریانهایی که به منافع درازمدت توجه دارند، نگاه مثبت وجود دارد. مردم بنا بر اعتماد، رضایت میدهند که تصمیمات درازمدتی اتخاذ شود که منافع روشن برای کشور دارد. مثلا اکنون در کشورهای غربی بحثی جدی بر سر بستن مالیات روی سوختهای فسیلی برای جلوگیری از گرمایش زمین وجود دارد و اگر به خوبی بنگریم در خود کشور آمریکا رئیسجمهوری پیدا میشود که به دلیل منافع کوتاهمدت اقشاری از مردم، منکر تمام دیدگاههای کارشناسی در روند تغییر اقلیم زمین میشود. گرچه این دیدگاه طرفدارانی دارد، اما ممکن است در کشور ما نیز اتفاق بیفتد و تصمیماتی طرفدار پیدا کند که در آینده کوتاهمدت برای عدهای منفعت داشته باشد و در درازمدت به ضرر نسلهای بعد باشد. از این رو بهنظر میرسد که لازم است توجه بیشتری به منافع و مصالح کشور صورت پذیرد و نباید به تصمیمات کوتاهمدتی دل بست که شاید حتی قشرهایی را راضی کند. مثلا اگر به فاجعهای که در صندوقهای بازنشستگی رخ داد، توجه کنیم، علت این بوده که در دولتهای گذشته تصمیماتی گرفته شده و فقط جلب رضایت کوتاهمدت مردم در نظر بوده است. به نحوی که منابع صندوقهای بازنشستگی که باید بین نسلی باشد، به قیمت منافع کوتاهمدت عدهای به تاراج رفته، اما خیلی زود چنین سیاستهای تخریبی نتایج خود را نشان خواهد داد. این قبیل مسائل در اداره کشور بسیار است اما صرف نظر از این مسائل باید همواره در نظر داشته باشیم که خدایی نیز وجود دارد و نسلهای بعد نیز در این کشور حق زندگی دارند و نباید برای رفاه نسل خودمان ایران را به نابودی بکشانیم.