آرمان - در حال حاضر دولت از پس مخارج دو باشگاه استقلال و پرسپولیس برنمیآید. شاید در برخی از کشورهای آفریقایی، وزارت پست و تلگراف یک تیم دارد و وزارت ورزش هم یک تیم و درواقع وزارتخانهها که از همه جا بیشتر پول دارند، تیمداری میکنند وگرنه در تمام دنیا این بخش خصوصی است که به کار باشگاهداری میپردازد. متاسفانه فوتبال خیلی گران شده و خرج و مخارج زیادی متوجه باشگاههاست. هرچند تاکنون اجباری در کار نبوده ولی اکنون با این خرج و مخارج میلیاردی، وزارت ورزش نمیتواند از پس این دو تیم برآید درنتیجه راه حل، خصوصیسازی این دو باشگاه است. اما مشکل به سادگی حل شدنی نیست. استقلال و پرسپولیس یک بار پارچه از ژاپن و چین نیستند که تجارتخانهای بتواند دست به واردات این کالا بزند. معمولا در سراسر دنیا به غیر از باشگاههایی که حالت ویژه پیدا کردهاند، بقیه باشگاهها درآمدزا نیستند. در کشورمان صنایع بزرگ نظیر نفت، پتروشیمی، فولاد و مس همه دولتی هستند. ما باید بدانیم کدام بخش خصوصی در کشور وجود دارد که سطح تولیدش در حدی است که بتواند استقلال و پرسپولیس را اداره کند؟ ما نمیخواهیم استقلال و پرسپولیس را در حد پیکان پایین بیاوریم. به نظر میرسد بزرگترین بخشها، تولیدات صنایع خودروسازی هستند که میتوانند تیمهایشان را در حد پیکان و سایپا اداره کنند. طبیعی است که دولت میداند کدام بخش خصوصی میتواند از پس اداره دو تیم استقلال و پرسپولیس برآید. اگر قرار بر این باشد که این دو تیم را به بخش خصوصی بدهیم که در حد ماشینسازی ادارهاش کند که راه حل مناسبی نیست. چون این دو باشگاه نام و نشان و پرچم فوتبال کشور را در دست دارند و تیمهای معمولی نیستند. اگر قرار باشد با خصوصی کردن، این تیمها را معمولی اداره کنند که از عهده دولت هم با پایین آوردن خرج و مخارج برمیآید که در حد ماشینسازی سایپا و پیکان ادارهشان کند. ولی دولت نمیخواهد از جلال و جبروت این دو باشگاه کاسته شود و در عین حال دنبال راه حل برای کاهش فشار مالی بر دوش وزارت ورزش است. اگر وزارت ورزش و دولت این دو باشگاه را به مزایده بگذارند در وهله اول مطمئنا خواستگارهای خاص و ویژهای پیدا خواهند کرد. چون معمولا باشگاهها موارد بسیار قابل توجهی هستند و دستگاههای دولتی به سرعت متوجه میشوند که اینها خواستگارهای مناسبی برای دو تیم مردمی و شناخته شده بینالمللی نیستند.
پس نمیتوانیم این دو باشگاه را به کسانی بسپریم که هدفشان چیز دیگری باشد. قیمت این دو باشگاه، بسیار بالاست که متقاضیان برای خریدش باید پرداخت کنند. از طرفی دولت بنگاه انتفاعی نیست. وزارت ورزش با پولی که از بابت این دو باشگاه میگیرد، چکار میکند که این مسأله مهمی است. مسأله دیگر خوب اداره شدن این دو باشگاه است که در حال حاضر سالانه صد میلیارد تومان بیشتر خرج دارند، در حالی که ارزش افزودهای هم ندارند. کدام بنگاه خصوصی حاضر است سالانه صد میلیارد از جیب بدهد ولی منافعی برایش نداشته باشد؟ پس باید بنگاهی باشد که امور تبلیغاتی دارد. یعنی با این دو باشگاه که هر هفته در تلویزیون هستند، منافع تبلیغاتی خود را دنبال کند یا اینکه بنگاههای خارجی باشند! آیا ما حاضریم استقلال و پرسپولیس را به دست سرمایهداران کشورهای حوزه خلیج فارس بدهیم؟ یا اصولا به سرمایهداری بدهیم که پشت سرش مقاصد سیاسی باشد؟ چندین و چند سال است که صحبت از خصوصیسازی این دو باشگاه است ولی در نهایت به نتیجهای نرسیده است. آیا مقصود از پیشنهاد خصوصیسازی استقلال و پرسپولیس مقصودی سیاسی است یا هدف اقتصادی دارد؟ دولت محق است درباره مسائل دولتی اطلاعات ندهد ولی بخش عمده این دو تیم متعلق به مردم است. طبیعی است وقتی چنین پیشنهادی را با مردم در میان میگذاریم باید راهکار و دلایل و پولی که از فروش این باشگاه کسب میشود هم با مردم در میان گذاشت. دولت باید عنوان کند که چه نوع بخش خصوصی میخواهد و آیا این نوع بخش خصوصی در کشور ما وجود دارد؟ آیا دولت نمیخواهد با یک دست این دو تیم را از مالکیت وزارت ورزش دربیاورد و با دست دیگر به وزارتخانه یا نهاد دیگری بسپارد؟ درواقع وقتی با اموال مردمی میخواهد معامله کند باید مردم را کمال و تمام در جریان این کار قرار دهد و روشنگری کند. ما میتوانیم این امر را به نظرخواهی بگذاریم و از مردم نظر بخواهیم. دولت از مردم کمک بگیرد و صرفا سیاستمداران نباشند که وعده و وعید میدهند و در آخر هم عملی نمیشود، بلکه این معامله با مشارکت دولت و مردم انجام شود. اگر دولت کارهایش را با ملت به اشتراک میگذاشت، نتایج بهتری کسب میکرد. باید با دقت با چشمهای باز با اموال مردم معامله کنیم. این مسأله مهمی است و اگر دولت چنین تصمیمی دارد باید با نظر مردم توجه کند و مردم را در پروسه خصوصیسازی شریک نماید تا نتیجه هر چه شد، مردم هم در ضرر و سود آن شریک باشند.