آرمان - تصمیمات ما زندگی ما را شکل میدهند. «آیا باید کارم را عوض کنم؟»، «کجا باید زندگی کنم؟»، «پولم را چطور سرمایه گذاری کنم؟» تصمیم گیری یکی از اصلیترین مهارتها در زندگی است و همه ما میتوانیم در آن پیشرفت کنیم. در این مقاله، رویکردی بسیار ساده برای اتخاذ تصمیمات درستتر و هوشیارانهتر به شما معرفی میکنیم.این رویکرد بهترین مدل تصمیم گیری موجود است که به شما کمک میکند هر دو جنبه عینی و ذهنی موقعیت را ببینید و از همه وقایع، نقطه نظرات، باورها و توصیهها استفاده کرده و بهترین تصمیم ممکن را بگیرید.5 عنصر اصلی این رویکرد از قرار زیر است:مشکل یابی، اهداف،گزینه ها،نتایج،سبک سنگین کردن ها.در این روش هر یک از 5 عنصر بالا باید جداگانه بررسی شود و از آنها برای روشن کردن و مرتب کردن افکارتان استفاده کنید.اجازه بدهید نگاهی به هریک از این عناصر بیندازیم.
مشکل یابی
پشت هر تصمیمی که میگیرید، سعی دارید که مشکلی را حل کنید. طریقه عنوان کردن مشکلتان، چارچوب تصمیم شما را مشخص میکند و جایگزینهایی که در نظر میگیرید و طریقه ارزیابی آنها را تعیین میکند. مطرح کردن صحیح مشکل اهمیت بسیار زیادی دارد چون روی کلیه افکار بعدیتان اثر میگذارد.با این وجود بسیاری از ما این مرحله را کلا نادیده میگیریم. عنوان کردن مشکلات کار سادهای است. هرچه مشکلتان بهتر تعریف شود حل کردن آن سادهتر خواهد شد. تعریف هوشیارانه مشکلات نیاز به فکر کردن دقیق دارد.برای تعریف دوباره مشکلات میتوانید از تکنیکهای مختلف استفاده کنید. مثلا، از خودتان بپرسید «چرا این فکر را کردم؟» یا «چرا چنین احساسی داشتم؟»
اهداف
وقتی تعریف بهتری از مشکلتان به دست آوردید وقتش است که مشخص کنید که میخواهید با تصمیمتان چه کاری را انجام دهید.این قدم را هم اکثر ما اشتباه برمی داریم: به نظرمان اهدافمان کاملاً مشخص و واضح هستند و نیازی به بیان دوباره ندارند.اهداف عناصری هستند که تصمیم ما را هدایت میکنند. مشخص کردن آنها درک ما را از مشکل بهتر میکند و انتظاراتی را برای راه حلهای ممکن به وجود میآورد. همچنین به شما کمک میکند وقتی میخواهید مشکلتان را برای بقیه توضیح دهید آنها را بهتر بیان کنید.پس بنشینید و اهدافتان را تا حد ممکن شفاف لیست کنید. چرا میخواهید شغلتان را عوض کنید؟ این دلایل را کاملاً واضح بنویسید.اگر اهدافتان به طور طبیعی به ذهنتان نیامد، پشت هم از خودتان بپرسید چرا؟ با این روش میتوانید از دیدگاههای مختلف به اهدافتان نگاه کنید.
گزینههایتان را لیست کنید
حالا که مشکلتان کاملاً مشخص شد و اهدافتان را هم تعیین کردید، وقتش است که گزینه هایتان را ارزیابی کنید و تصمیم بگیرید، درست است؟اما نه به این سرعت. اول باید گزینهها و انتخابهایی برای خودتان ایجاد کنید، آنها را گسترش بدهید و امکانات موجود را بررسی کنید. دقت کنید که به هیچ وجه نباید این مرحله را نادیده بگیرید.درواقع پیدا کردن انتخابهای بیشتر و بهتر خیلی بهتر از آن است که مجبور باشید بین دو گزینه انتخاب کنید.هیچوقت نباید اولین گزینهای که به ذهنتان میرسد را انتخاب کنید و یا حتی به دو گزینه هم نباید بسنده کنید برای ایجاد گزینههای جدید باید هرکدام از اهدافتان را در نظر بگیرید و بپرسید«چطور؟» یادتان باشد که گزینه هایتان باید تا میتوانید زیاد باشد. برای تصمیمی که میخواهید بگیرید، همه انتخابها و گزینههای موجود را لیست کنید، آن را بیرون ذهنتان بکشانید و زمانی را به بررسی هر کدام به تنهایی اختصاص دهید.برای موفقیت بیشتر و پیشبرد بهتر برنامه تصمیم گیری تان پیشنهاد میکنیم که سوالات را بازنویسی کنید.روان شناسان معتقدند: برای اتخاذ یک تصمیم درست و منطقی مهم این است که سوالات درست بپرسید. هر مشکلی که دارید، سعی کنید آن را به سه یا چهار شکل مختلف بنویسید. اینکه خودتان را مجبور کنید به طرق مختلف به آن مشکل نگاه و فکر کنید باعث می شود بتوانید راهکارهای متفاوتی نیز پیدا کنید.
نتایج
حالا وقت آن رسیده که بالاخره مزایا و فواید هرکدام از گزینه هایتان را ارزیابی کنید و اولین روش انجام این کار این است که نتایجی که هرکدام در بر خواهند داشت را ارزیابی کنید.هر کدام از گزینهها را به طور جداگانه برداشته و نتایجی که انتخاب آن گزینه برایتان به همراه دارد را زیر آن یادداشت کنید. بااینکار تصمیمتان خیلی واضحتر و شفافتر میشود.متاسفانه گفتن این خیلی سادهتر از انجام دادنش است. پیش بینی نتایج به طور کامل و دقیق کار بسیار دشواری است چون هیچکس از آینده خبر ندارد.پس حواستان باشد که این مرحله را به شوخی نگیرید. تا جاییکه میتوانید واقع بینانه نتایج را بررسی کنید و از هر ابزاری که در دسترستان است برای این منظور استفاده کنید تا آیندهای شفافتر برای هر گزینه ترسیم کنید. میتوانید با افراد باتجربه مشورت کنید و از آنها اطلاعات بگیرید.همچنین به این فکر نکنید که باید یک گزینه را انتخاب کنید. در بررسی هر گزینه تصور کنید که آن گزینه انتخاب شده شماست و ببینید که چه احساسی درمورد آن دارد.برای موفقیت حتمی خود در این مرحله، راهکار ذیل نیزمی تواند مفید باشد؛ به گزینه انتخابی تان بهعنوان یک آزمایش نگاه کنید، بدین صورت که، تصور کنید که قرار است برای تصمیمی که میگیرید به شما نمره بدهند.بی تردید، چنین اندیشهای باعث میشود که شما اتوماتیکوار توجه بیشتری به آن کنید. بنویسید که چرا چنین تصمیمی گرفتید و بعد فکر کنید: «این یک امتحان است. من از پس آن برمیآیم و فرصت دیگری برای تغییر آن ندارم. بقیه قرار است تصمیم من را ببینند و به آن نمره بدهند». اینکار باعث میشود بیشتر به چرای تصمیمی که میگیرید فکر کنید و برنامهها و دیدگاههای ضعیف را کنار بگذارید
سبک و سنگین کردن
اگر تا اینجا بدون اینکه به راه حلی دست پیدا کنید پیش آمده باشید یعنی تصمیمتان بسیار سخت است. همچنین میتواند به این دلیل باشد که اهداف متناقضی هم دارید باید به طور جدی بین آنها سبک و سنگین کنید.همانطور که ممکن است انتظار داشته اید، اینکار به هیچ وجه آسان نیست.پس قبل از هر چیز وقت بسیار خوبی است که اهدافتان را دوباره بررسی کنید و سعی کنید با تکیه بر اطلاعاتی که تا اینجا جمع کرده اید، به طریقی آنها را سادهتر کنید. اگر باز هم کافی نبود و تصمیم برایتان مشخص نشده بود و نتوانستید با سبک سنگین کردن ذهنی به تصمیمتان برسید، نیاز به یک رویکرد سیستماتیک برای سبک سنگین کردنتان دارید.در چنین رویکردهایی شما نتایج را از هم جدا میکنید و به جای مقایسه هر گزینه با بقیه هرکدام را جداگانه سبک و سنگین میکنید.
حرف آخر
این فرایند تصمیم گیری شاید به نظرتان پرکار بیاید اما بعد از اینکه چند بار از آن استفاده کردید متوجه میشوید که اگر با نظم و دقت هر مرحله را طی کنید چندان وقت گیر نخواهد شد.یکی از ویژگیهای جالب این روش این است که هرکدام از 5 عنصر به روشن کردن مراحل دیگر کمک میکند. وقتی نتایج را بررسی میکنید ممکن است به یک هدف جدید برسید یا با سبک و سنگین کردنها ممکن است مجبور شید که مشکلتان را دوباره تعریف کنید. این یعنی باید مدام بین مراحل بالا و پایین بروید.