آرمان - شاید کمترکسی از میان نویسندگان که برای مطبوعات می نویسد، بتوان پیدا کرد که به اندازه بنده از آقای محمود احمدینژاد انتقاد کرده باشد. چه در دوران هشت ساله رئیسجمهوری او و به تعبیری معجزه هزاره سوم بودند و چه ظرف قریب به 5 سال گذشته که در حال حاضر ستاره بخت و اقبال او در آسمان اصولگرایان تا حدودی غروب کرده است. همواره این موضوع مطرح شد که در مقابل یک ویژگی آقای احمدینژاد باید سر تعظیم فرود آورد و ایکاش این ویژگی را در دولت آقای حسن روحانی هم میدیدیم. ویژگی مورد نظر این بود که برخلاف آقای روحانی و برعکس هیات دولت، آقای احمدینژاد به هیچ وجه تسلیم توصیهها، سفارشات و فشارهای نمایندگان مجلس برای اینکه در حوزه انتخابیه نمایندگان، فردی خاصی به عنوان استاندار یا فرماندار یا معاون استاندار انتخاب شود، مطلقا نمیشد. اگر او متوجه میشد که یکی از وزیران یا حتی وزیر کشور او، پستی یا سمتی را تحت فشار نمایندگان مجلس یک حوزه انتخابیه داده است، واکنشی نشان میداد تا از اقدام خود پشیمان شوند. متاسفانه این یک سنت نکوهیده در جامعه ایران است که در بسیاری از موارد وزارت کشور و بعضا وزرا تحت فشار نمایندگان مجلس روی توصیه نمایندگان مجلس، لابی نمایندگان، سمتها و پستهای مدیریتی را در استانها تقسیم میکنند. همچنین در جریان استیضاح آقای علی ربیعی همگان شاهد بودند که متاسفانه یکی از مشکلات او این بود که آن مدیرعاملی یا هیات مدیره شرکتهای انبوه که زیر نظر شستا و تامین اجتماعی هستند، چون آقای ربیعی از خواست نمایندگان مجلس تمکین نکرده بود با او مخالفت کردند. این مساله دردناک است که قوه مجریه تابع قوه مقننه شود و به واسطه فشار نمایندگان حوزه انتخابیه فلان شهر یا فلان استان، بخواهند استاندار، فرماندار و یا بخشدار منصوب کنند. متاسفانه این عمل نکوهیده در دولت آقای روحانی، رواج پیدا کرد. البته قبل از دولت آقای روحانی و آقای احمدینژاد نیز این امر سابقه داشته است که نمایندگان مجلس به واسطه منافع خود به دولت فشار وارد میکردند که به فرد خاصی سمت یا پستی داده شود. فقط نمایندگان مجلس نیستند که به قوه مجریه فشار وارد میکنند، برخی نهادها نیز به وزیر کشور فشار وارد میکنند که این پستها در شهرستانها به این افراد داده شود. بنابراین طبیعی است وقتی که فرماندار و معاون سیاسی و در نهایت پستهای مدیریتی استان نه براساس شایسته سالاری، تجربه و مدیریتی به فردی واگذار میشود که صرفا به واسطه فشار نمایندگان بوده یا خواست برخی اشخاص بوده، آن فرد در حقیقت باید تابع نمایندگان مجلس و برخی نهادها شود، چون پست خود را از طریق آنها به دست آورده است و اگر بعضا بخواهد تصمیمی اتخاذ کند یا از خواستههای آنها تمکین نکند، وزیر تحت فشار قرار میگیرد تا همانگونه که این فرد را منصوب کردند، وزیر را عزل کنند. متاسفانه این روش عملا در جامعه جا افتاده است. موارد بسیاری مشاهده میشود که پستها و سمتها بدینگونه بوده است. طبیعی است که ممکن است آنها، فردی را معرفی کنند که به واسطه سوابق مدیریتی و شایستهسالاری انتخاب شده باشد ولی همگان آگاه هستند که ضمن اینکه این احتمال نیز وجود دارد ولی احتمال قوی این است که آنها افرادی را معرفی میکنند که وابسته به نمایندگان و به عبارتی تحت تسلط نمایندگان مجلس باشند و از آنها حرف شنوی داشته باشند. ناگفته پیداست که در اغلب موارد، انگیزه آنها این است که فردی که به آنها نزدیک است و منصوب آنهاست و در نهایت از آنها حرف شنوی دارد به عنوان استاندار، فرماندار و غیره انتخاب میکنند. متاسفانه در دولت آقای روحانی به ویژه در وزارت کشور، این مساله بسیار باب شده است و جدا از اینکه نمایندگان فشار وارد میکنند، آقای محمود واعظی عملا در عزل و نصب استانداران دخالت مستقیم دارند. فرد دیگر موثر نیز آقای رحمانی فضلی وزیر کشور است. متاسفانه در بسیاری موارد عزل و نصبهای این افراد همچون نمایندگان نه صرفا براساس شایسته سالاری بلکه براساس حرفشنوی صورت میگیرد. بنابراین این قبیل مسائل مطلوب نیست ولی متاسفانه این اقدامات کم وبیش در حال اجراست؛به ویژه در دولت دوم آقای روحانی این مساله به صورت جدیتر مطرح شده است. در دولت اول روحانی، این مسائل کمتر بود.