بستن
کد خبر: ۸۴۸۰۹

شهردار شدن محسن هاشمی؛ وصلت اصلاح‌طلبان با جنبش اجتماعی

شهردار شدن محسن هاشمی؛ وصلت اصلاح‌طلبان با جنبش اجتماعی
عباس موسایی - فعال سیاسی اصلاح‌طلب

آرمان - یکم؛ انفعال عمیق دولت اعتدالی از سویی و ناکامی منتخبان شورای شهر پایتخت در انتخاب و تثبیت شهرداری از جنس مطالبات مردم از سویی دیگر، اصلاح‌طلبی را در وضعیتی بی‌قرار و آسیب‌پذیرتر از هر زمان و لحظه‌ای در پنج سال گذشته قرار داده است. دولت دوم آقای حسن روحانی، با میدان‌داری محمود واعظی و تیمش، فاصله‌ای اساسی با جنبش، راهبران، کادرها و مطالبات اصلاحی پیدا کرده است، به نحوی که می‌توان خصیصه اساسی دولت دوازدهم را فراموشی نسبت به مطالبات اصلاح‌طلبانه حامیان توصیف کرد. نسبت جنبش اصلاحی با دولت اعتدالی را می‌توان از جایگاه ناموثر، شبه زینتی و تشریفاتی اسحاق جهانگیری در کابینه دوازدهم قیاس گرفت. از بدحادثه، ترمیم کابینه نیز عقبگردی اساسی نسبت به گذشته بود و نه تنها گامی در مسیر مطالبات جامعه جنبشی، که شاهدی بر عزم دولت در گام نهادن در مسیر اعتدال انفعالی بود. دوم؛ از طرفی گرچه انتخاب فردی همچون محمدعلی نجفی، در بدو شروع به کار شورای شهر پایتخت، موجی از امیدواری را در دل پایتخت‌نشینان رقم زد، اما استعفای پرحاشیه ایشان، فراکسیون بندی‌های داخل شورا، انتخاب افشانی و پیامدهای آن از جمله رفتارهای خارج از قاعده اصلاح‌طلبی ایشان و حامیانشان در بیرون شورا، بر تضعیف جایگاه اصلاح‌طلبان افزود. به نظر می‌رسد، اصلاح‌طلبان برای احیای موقعیت برتر و تضعیف شده -اگر نگوییم موقعیت از دست رفته- خود راهی جز انداختن طرحی نو، معطوف به مطالبات جامعه حامی و برسازنده قدرتشان ندارند. اگر انداختن این طرح نو در مناسبات اصلاح‌طلبان و دولت، معطوف به شرایط خاص بین‌المللی حاکم بر فضای سیاست و سایر مولفه‌ها، در وضعیت کنونی دور از دسترس است، شهردار شدن شخصی همچون مهندس محسن هاشمی می‌تواند به آغاز احیای رابطه اصلاح‌طلبان و ملت تبدیل شود. نگارنده موارد زیر را به عنوان مقدمات تقویت کننده این فرضیه ردیف می‌کند؛ اولا محسن هاشمی منتخب اول مردم در انتخابات شوراها بود. انتخاب ایشان به عنوان شهردار پایتخت می‌تواند تنفیذ رأی مردم توسط شورا ارزیابی شود. قطعا رأی دهندگان به لیست اصلاح‌طلبان، ذهنیتی مثبت و همراستا با مطالبات خود را برداشت می‌کنند. ثانیا در جرگه اصلاح‌طلبان کمتر کسی با سوابق مهندس هاشمی و آشنایی ایشان از محدودیت‌ها و امکانات شهرداری پایتخت یافت می‌شود.

ثالثا محسن هاشمی به عنوان وارث مکتب اصیل اعتدالی مرحوم آیت‌ا...هاشمی، واجد ظرفیت‌های وافری برای عیان‌سازی اعتدال اصولی و اصلاحی به جای اعتدال انفعالی از خود بر جای می‌گذارد. ایشان می‌تواند به عنوان مرضی الطرفین مردم، راهبران اصلاحات و حاکمیت در پیشبرد منافع و مصالح مردم پایتخت، از هر شخص دیگری کارآمد‌تر جلوه کند. در این مسیر اما محسن هاشمی نیازمند اعتماد‌سازی مضاعف از سوی دو جرگه است. او برای جلب توجه و اجماع شورای شهر پایتخت، باید در گفت‌وگوهای سازنده‌ای با راهبران جریان اصلاحات، برتری‌های خود در مدیریت شهری، حل مشکلات و بحران‌های گوناگون پایتخت، بازسازی اعتماد مردم به اصلاح‌طلبان، غلبه بر حواشی احتمالی و... را عیان سازد. در دیالوگی سازنده با راهبران بیرونی و درونی فراکسیون‌های شورا در حساسیت‌زدایی از شهردار شدنش گام بردارد و در گفت‌وگو با نهادهای مختلف حاکمیتی، توانمندی‌هایش را در زدایش تهران از برخی کاستی‌ها و ناکامی‌ها و معضلات، تشریح کند. اعضای محترم شورای شهر پایتخت، به عنوان پیشانی اصلاح‌طلبی‌کشور، با رجوع به منطق پیروزی که ائتلاف جبهه‌ای و نه حزبی بر مبنای ترجیح مصالح ملی بر مصالح جناحی و مصالح جناحی بر مصالح حزبی بود، باید از خواسته‌های پایین‌تر به نفع خواسته‌های کلان‌تر کوتاه بیایند. زمینه و زمانه، سیاست اصلاح‌طلبانه را به حمایت از مهندس هاشمی فرامی‌خواند، هاشمی کورسوی امید ملت به اصلاح‌طلبان است که نباید خاموش شود.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی