آرمان - امیرطاهری نیک: مقوله «احترام به خود» براي داشتن يك شخصيت قوي و متعادل، جايگاه بسيار عميق و تعيينكنندهاي دارد. اما به واقع از اين موضوع چه تصوري در ذهن خود داريم؟ آيا اين مقوله از جنس فكر و شناخت است يا احساس يا حاصل تلفيق و كشاكش اين دو. قطعا سرمنشا هراحساسي، همان تجربههاي عيني و ذهني است. لحظهاي مكث كنيد تا چند نكته منفي را كه درباره خودتان گفتهايد به ياد آوريد، بينديشيد آنها به «احترام به خودتان»، چه شكلي بخشيدهاند، آيا هيچ يك از اين جملهها حرف شما نيز هست؟«من آن قدر خنگم كه نگو»«با اين بد بياري كه من دارم، حتما شكست ميخورم»«از خودم متنفرم»اگر ذهنتان را با انديشههايي چنين فرودست برنامهريزي كنيد، سطح «احترام به خودتان» همانجا باقي ميماند. شايد بهطور خود آگاه متوجه نشويد كه در طول روز چند بار ازاين جملههاي منفي استفاده ميكنيد. اما با اندكي صرف وقت وخودآزمايي دقيق، ميتوانيد از اين شيوه تفكرتان كه به صورت عادت درآمده، آگاه شويد. با عوض كردن اينگونه تفكر ميتوانيد سطح خويشتن دوستي خود را عوض كنيد. «احترام به خود» ، بزرگترين هديهاي است كه ما ميتوانيم به خودمان بدهيم. احترام به خود پايه واساس زندگي خوب است. درحالي كه مقوله «احترام به خود» اگر در دوران كودكي در يك بستر تربيتي سالم، شكل گرفته باشد به فرد كمك خواهد كرد كه در آينده از آسيبپذيري هيجاني و در برابر استرسهاي مختلف مصون باشد. زيرا وقتي كودك اجازه پيدا ميكند «من» خود را به صورت مستقل گسترش و شكل دهد؛ احساس ايمني و اعتماد بنيادين را تجربه ميكند كه بعدها ميتواند در كليه مراحل زندگي او را حمايت كند. روانپزشكان معتقدند احترام به خود، برميگردد به ارزشي كه فرد براي خود قايل است. هرچقدر اين ارزش قويتر و پختهتر باشد اين احساس نيزدر سطح بالاتر و بهطور فراگيرتري شخصيت فرد را دربرميگيرد. به اين ترتيب آنچه افراد از خودشان تعريف و تصور ميكنند بر انگيزهها، نگرشها و رفتارشان در سراسر زندگي تاثير ميگذارد. احساس احترام به خود در سطح پايين معمولا با گروهي از مشكلات ديگر مثل ضعف دانش و اطلاعات، عدم موفقيت در انجام وظايف، ضعف در اتباطات خويشاوندي و دوستانه، خشونت و اختلالات عاطفي مثل افسردگي همراه است. پذيرش خود و رسيدن به يك چشمانداز مثبت در زندگي با رشد مقوله احترام به خود به صورت سالم، ارتباط پيدا ميكند. افرادي كه به خودشان و تواناييهايشان اعتقاد دارند عموما بيشتر از اين احساس برخوردارند كه در نهايت تمايل به شادزيستن و هيجانات مثبت را در آنها گسترش ميدهد. افرادي كه از عزت نفس بالا بهره ميجويند، هيچگاه در زندگي در زير فشار انتقاد خرد نميشوند يا به واسطه طرد شدن، احساس نابودي نميكنند. آنان ازشما به خاطر «راهنمايي سازنده تان» تشكر ميكنند. راههاي ديگري كه افراد ميتوانند براي رشد احساس احترام به خود، در پيش گيرند اين موارد است: شناختن ويژگيهاي مثبت خود، تشخيص موارد و محدودههاي بسيار موفقيتآميز، برنامهريزي براي حمايت از دوستان و خويشاوندان، تمركز بر فضيلتها و تواناييهاي خود و نه، ماندن و غرق شدن در ناتواناييها و واماندگيها، عدم اندازهگيري و تعريف ويژگيهاي خود با استانداردهاي ديگران، پذيرش برخي ريسكها و خطرها براي دستيابي به موفقيت و فراگيري هدفگذاري واقعگرايانه. به اضافه اينكه، افراد ميتوانند از طريق مشورت با روانپزشكان، روشهاي رشد احساس احترام به خود را فراگيرند. بيترديد همه، فقدان احترام به نفس را در شرايط خاص و مهم زندگي خود( كه شايد بيش از ساير زمانها به آن نياز دارند را ) تجربه ميكنند. قطعا همه ميدانيم مجموعه عوامل گوناگوني اين احساس را درما ايجاد ميكنند: محيط، انتظارات و تجربيات شخصي و اجتماعي. براي مثال، پژوهشهاي اخير نشان ميدهد كه بدرفتاريهاي زباني و بياني، در دوران كودكي اثر منفي زيادي براحساس احترام به خود افراد ميگذارد كه تا دوران بزرگسالي ادامه مييابد. بعضي افراد، از شكاكي و سوءظن نسبت به خود رنج ميبرند و همواره در برخورد با هرمسالهاي دنبال پيداكردن اشتباه و خطاي خود هستند. اين نگرش بهطور طبيعي به احساس احترام به خود آنها بهطور جدي آسيب ميرساند. پژوهشگران مسائل اجتماعي ميگويند پيامهاي تبليغاتي از جمله عوامل محيطي است كه ميتواند اين احساس را مخدوش كند. طرز تفكر ما درباره خودمان تاثيرات شگرفي برتمام جوانب زندگي ما دارد. افرادي كه براي خويشتن ارزش مثبتي قائلند، عموما به عنوان نشانههاي خارجي رضايت دروني، حالت توازني رانشان ميدهند و احساس امنيت و آرامش خاطر را منتشر ميسازند. چنين افرادي به ديگران وابستگي ندارند زيرا آموختهاند چگونه بهترين دوست خود و بزرگترين مشوق خويشتن باشند. آنان شركتكنندگان، مبتكران وچارهسازاني هستند كه موجب به حركت درآمدن ماشين اجتماع ميشوند. افرادي كه از عزت نفس بالا بهره ميجويند، هيچگاه در زندگي در زير فشار انتقاد خرد نميشوند. آنان ازشما به خاطر «راهنمايي سازنده تان» تشكر ميكنند. زماني كه با پاسخ «نه» مواجه ميشوند، هيچگاه آن را به معناي طرد خودشان تلقي نميكنند.