آرمان - از عمدهترین مشکلات در عرصه مدیریت کشور به خصوص در احراز پستهای مدیریتی کلان اجرایی، نبود شرایط احراز پستها و مسئولیتهاست. اگر هم چنین شرایطی در نظر گرفته شده باشد، کسی به آنها توجهی نمیکند. اگر واقعا این امر در نظر گرفته شود که برای نشستن بر صندلی وزارت، باید فردی که متولی آن پست خواهد شد، از شرایط، پیشینه و سابقهای در زمینه مسئولیت مربوطه برخوردار باشد، در واقع از نظر تخصصی، اجرایی و مدیریتی، سوابق اشخاص مؤید این نکته باشد که فرد توانایی مدیریت آن سیستم و یا وزارتخانه مربوطه را داشته باشد. اینجا هم منظور خط و ربط سیاسی اصلاح طلبی یا اصولگرایی افراد نیست. مشکلی که اکنون در کشور با آن روبهرو هستیم و به ناکارآمدی دولت منجر شده، این است که شرایط احراز صلاحیت مدیریتی افراد نه پیشبینی شده است و نه اساسا کسی به آن توجه میکند. برای نشستن بر صندلی وزارتخانههای تخصصی، قطعا افراد معرفی شده باید تجربیات موفقی در حیطه کاری مد نظر؛ مثلا در حوزه راه و یا شهرسازی داشته باشند. اما متاسفانه افرادی که نام آنها در گمانهزنیهای رسانه رسمی و غیر رسمی معرفی میشوند، به صرف منسوب بودن به برخی از افراد در دولت، قرار است به مجلس برای وزارت معرفی شوند. این امر منجر به این خواهد شد که در مناصب دولتی و مدیریتی کشور، شرایط رو به افول پیش برود. مدام شاهد اشغال مناصب توسط افراد کوچک؛ هم به لحاظ سابقه و توانایی اجرایی و هم به لحاظ تخصص، هستیم. اکنون شرایط کشور به هیچ وجه عادی نیست. در این شرایط حساس، به مدیران توانمند و قوی نیاز است تا به گفته آقای جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری، کسانی که دارای خلاقیت مدیریتی هستند و میتوانند با شرایط اقتصادی کشور به نحو مطلوب کنار بیایند و ثمربخش باشند، باید در مدیریتهای کلان اجرایی قرار بگیرند. اینکه افراد را به دلیل نزدیک بودن به مدیران دیگری در مناصب بگماریم، قطعا باعث بدتر شدن مدیریت اجرایی کشور خواهد شد، به شکلی که باید از وزرای گذشته خواهش شود تا دوباره به مسئولیت بازگردند. شاید در آن صورت بتوان شرایط را بهتر مدیریت کرد. بنابراین مهم است قانونی وجود داشته باشد تا مجلس با استناد به آن قانون، از رئیسجمهوری بخواهد تا افراد را با در نظر گرفتن شرایط احراز و احصا شده در قانون معرفی کند؛ نه کمتر و نه بیشتر. حتی ممکن است این شرایط را افرادی داشته باشند که هیچ ارتباطی با اصلاحطلبان یا اعتدالیون نداشته باشند، اما دارای توانمندی و کارآمدی لازم برای مسئولیتهای مدیریتی باشند، هیچ اشکالی ندارد از چنین افرادی برای مسئولیتها استفاده شود. اما اگر ملاک فقط خط و ربط سیاسی و یا انتساب به افراد پرنفوذ باشد، بحران مدیریت اجرایی در کشور ادامه خواهد یافت و نتیجهای حاصل نخواهد شد. از سویی آوردن افراد از جایی به جای دیگر و چرخاندن صندلیهای مدیریتی بین افرادی مشخص در مناصب دولتی، کار بسیار اشتباهی است که متاسفانه شاهد چنین جابهجاییهایی در دولتها بوده و هستیم. با این حال تصور میشود چیدمان وزرا و مسئولان ارشد دولتی به سمتی میرود که افراد حرف گوشکن در مناصب قرار میگیرند. به نظر میرسد جایی برای افراد خلاق، صاحبنظر، صاحب فکر و یا منتقد وجود ندارد. اگر قرار باشد چیدمان کابینه به سمتی حرکت کند که هر که حرف گوشکنتر است منصب بگیرد و در راستای ایدهها و نظرات و برنامههای دیکته شده عمل کنند، قطعا موفقیتی حاصل نخواهد شد. نکته بعدی هم جلسهای بود که رئیسجمهوری با مدیریت و دعوت آقای واعظی رئیس دفتر خود با اصلاحطلبان ترتیب داد که علاوه بر گزینشی بودن افراد حاضر در جلسه، نشستی بود که آقای روحانی بیشتر حرفها و نظرات خود را به جمع ارائه بدهند و اصلاحطلبان گوش کنند و نه اینکه آقای رئیسجمهور شنونده باشد و این موضوع را هم در جلسه ذکر شده شاهد بودیم و هم در جلسه ایشان با اقتصاددانها. شنیدن حرف خوب است و به تعامل بیشتر کمک میکند، اما به نظر میرسد رویکرد مسئولان ریاست جمهوری این است که در این جلسات، زمینهای فراهم شود که حرفهای رئیسجمهور شنیده شده و دیدگاههای ایشان به سمع حضار برسد تا اینکه به نظرات و نقدها توجه داشته باشد. دولت دوست دارد دغدغههای خود را مطرح کند تا اینکه مستمع نقدها باشد. دولت هم باید گوش شنوا داشته باشد تا بتوان امیدوار بود با همفکری بیشتر بر مشکلات فائق آمد. اصلاحطلبان هم همواره در پی اعلام و گوشزد کردن دغدغههای مردم به دولت بوده و هستند و چشمداشتی بر مناصب و صندلیهای دولت ندارند و تنها به فکر رفع مشکلات مردم و کشور هستند. دولت باید سخنان دیگران را بشنود نه اینکه خودش مدام به سخن بپردازد.