آرمان - درآمدهای مردم ریالی است، اما هزینههایی که باید بپردازند براساس دلار حساب میشود. برای مثال گفته میشود که دلار شده 15 هزار تومان، قیمت برخی کالاها مثل یخچال نیز تغییر میکند یا مایحتاج زندگی مردم نیز به تبع آن تغییر میکند. در حالی که بسیاری از کالاها و خدمات وارداتی نیست که قیمت آنها با نوسان دلار تغییر میکند. برای مثال کارگری که حقوق ثابت ریالی میگیرد چگونه هزینههای خود را با دلار پرداخت کند؟ از سوی دیگر نیز میتوان اذعان داشت که شبهدولتیها و خصولتیها از منابع ریالی استفاده میکنند. در حال حاضر شبهدولتیها گاز را کمتر از دو سنت میخرند در حالی که رقیبان آنها آن را 50 سنت در بازار جهانی میخرند. بعد این را صادر میکنند و درآمدی که دریافت میکنند، به صورت دلار است. با ریال یارانهای هزینه میکنند و درآمد آنها به صورت دلار است. مشخص است که این موارد باعث اختلاف طبقاتی در جامعه میشود و همچنین چون شبهدولتیها دارای قدرت، رسانه و افراد بانفوذ هستند، پیشرفت میکنند و روبهجلو در جهت منافع خود حرکت میکنند. همچنین چون این افراد و گروهها اغلب به بخشهای قدرتمند و یا افراد بانفوذ متصل هستند به راحتی اهداف و منافع خود را پیش میبرند. مردم هیچ نقشی ندارند. تلاش کارشناسان و فعالان اقتصادی بر این است که قیمت ارز به قیمت گذشته بازگردد. نقش دلالان نیز در این زمینه اهمیت دارد. بحث سازماندهی دلالان نیز کمی قدیمی شده است. بانک مرکزی و صرافیها باید به بازار ارز سامان دهند و نقش آنها در مواردی بسیار تاثیرگذار است. بحث کارشناسان اقتصادی این است که قیمت ارز باید تثبیت و قیمت مشخصی باشد. دولت باید تقاضا را کنترل کند وقتی که عرضه کافی نمیتواند داشته باشد، بدیهی است که باید واردات خودروی لوکس و غیره متوقف شود. فقط در 5 ماه اول امسال، 2میلیارد و 300 میلیون دلار ارز 4200 تومانی عرضه شده است که قطعات خودرو وارد شود، اما قطعات وارد شده را در انبار ذخیره کردند. مردم نمیتوانند از انبار کردن قطعات خودرو و به طور کلی کالاها جلوگیری کنند بلکه دولت باید ارز را کنترل کرده و بعد بررسی کند که به چه جاهایی رفته است. دولت باید مسیر ورود برخی کالاها را هموار کند، اما عدهای به همان ریالی خریدنها ادامه میدهند. در چنین شرایطی، شفافیت میتواند در بهینه کردن فضا تاثیرگذار باشد و پیوستن به FATF در همین راستا معنا میشود. چینیها و اروپاییها تحت فشار آمریکاییها بوده و هستند. آمریکاییها بسیار مایل بودند که ایران به FATF نپیوندد. بنابراین اگر ایران این لوایح را تصویب نمیکرد، آمریکاییها به اروپاییها فشار وارد میکردند که ایران نمیخواهد همکاری کند.