آرمان - شاید صریحترین یا بیشترین دفاع در بخش خصوصی از پذیرش چارچوب FATF شده، موضوعات و مواضعی بوده است که از جانب اتاق بازرگانی اتخاذ شده است. نتیجه پیوستن ایران به FATFرا باید به واکنش و قضاوت بازار سپرد. دیروز که لایحه CFT به تصویب مجلس رسید، همگان مشاهده کردند که ریزش مجدد در نرخ ارز و طلا به وجود آمد و این پاسخی است به آنهایی که مغلطه میکردند که FATF موجب گرانتر شدن ارز میشود. FATF یکی از عوامل شرایط و وضعیت کنونی است و اگر لایحه و سایر لوایح مرتبط با اجرای تعهدات ایران و انطباق اقتصاد ایران با FATF زودتر انجام میشد، تا حدی از وضعیت بد اقتصادی جلوگیری میکرد که این وضعیت ناشی از نگرانیهایی بود که بر بازار سایه انداخته بود. اگر در ارزیابی و گزارش بعدی FATF مجددا بر این مبتنی باشد که ایران قصد ندارد چارچوبها را رعایت کند و به اعضایش توصیهای مبنی بر عدم همکاری با اقتصاد و سازوکار نظام بانکی ایران مطرح کند، اتفاقات بدتری میتوانست برای اقتصاد ایران روی دهد. در شرایط فعلی هم مجدد موضوع FATF، متاسفانه در زیر هجمههای زیاد به این موضوع، پنهان مانده بود که یکی از دلایل عدم تعامل نظام بانکی کشورهای جهان با ایران، وضعیت ایران از حیث انطباق نداشتن آن با FATF بود و آنها را نگران میکرد که اگر با بانکهای ایرانی با ریسک بالا کار کنند، گرفتاریهای بعدی برایشان به وجود خواهد آمد. به هرحال چارچوب، چارچوبی جهانی محسوب میشد. چارچوبی بود که تقریبا به غیر از کره شمالی و ایران، کشور دیگری خارج از FATF باقی نمانده بود و یا در لیست سیاه FATF کشور دیگری جز ایران و کره شمالی نبوده است. کشورهایی که ایران به نوعی خود را با آنها همسیاست، همبلوک و نیز از لحاظ سیاسی، همراه تلقی میکند؛ همه آنها این چارچوبها و اقدامات FATF را پذیرفته بودند و بسیاری از آنها پذیرفتهاند که خود را با این کارگروه اقدام مالی منطبق کنند. به عبارتی باید اذعان کرد که سیاسی کردن FATF و بردن آن به موضوعاتی که صحت ندارد، بیشتر به این تردید وا میدارد که در حقیقت گروهی با علم کردن این بحثها، تلاش داشتند که در وضعیت غبارآلود نظام بانکی ایران و اقتصاد غیر شفاف، ماهیهای خود را صید کنند. بنابراین بحثهایی که پیرامون FATF میشد، عملا بیشتر پوششی بود. در مورد مسکوت ماندن 10 ساله پیوستن ایران به FATF باید اذعان کرد زمانی که این بحث مطرح شد و در زمان دولت آقای روحانی نیز این موضوع برجسته شد، کارشناسان اقتصادی حتی تصور نمیکردند که این مساله بخواهد تا این اندازه بغرنج و سیاسی شود، زیرا با نگاه فنی به الزامات FATF، هر کارشناس بانکی و مالی، آن را یک چارچوب معقول و فراگیر برای همکاری کشورها در جهت مبارزه با پولشویی و مبارزه با تامین مالی تروریسم و سایر جرائم سازمان یافته مالی قلمداد میکردند. بنابراین شاید بتوان اذعان کرد که حتی به مخیله کارشناسان اقتصادی خطور نمیکرد که زمانی این بحث از دایره فنی و تکنیکال خود خارج و وارد میدان سیاست شود و در نهایت برچسبهای متفاوت و نادرست زده شود. این موضوع چند سالی بود که در کانال خود جلو میرفت و توصیههای متعددی از نهادهای مرتبط از جمله نهادهای امنیتی و نهادهای سیاسی و بینالمللی دیپلماتیک ایران مبنی بر ضرورت پیوستن ایران به FATF در دوران قبل از آقای روحانی انجام شده بود. منتهی از فضایی مخالفان را وارد سیاست کردند که پس از برجام میتوانست به عنوان حربه خوبی برای کشتی گرفتن با دولت آقای روحانی باشد و همچنین آنهایی که متوجه شدند FATFمیتواند چه چیزهایی را شفاف و آشکار کند، از آن شفافیت نگران شدند و برخلاف آن، کدهایی به نهادهای نظامی میدادند که نشانه نادرستی بود، از این لحاظ که در درجه اول شفافیت، پولشویی، پولهای کثیف و فرارهای مالیاتی و سوءاستفادهها را در یک اقتصاد هدف قرار میدهد و آشکار میکند.