بستن
کد خبر: ۸۴۰۰۲

فرمان می‌دهیم...

فرمان می‌دهیم...
محمد فاضلی - عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی

آرمان - فرمان می‌دهیم از این پس مجامع بحث و مشاوره وسیعا ایجاد ‌شود و در همه امور با بحث عمومی تصمیم گرفته خواهد شد. همه قشرها، از عالی و دانی، به اتفاق هم امور عمومی را با قدرت اداره خواهند کرد. مردم عامه، در پایه مأموران لشکری و کشوری، اجازه خواهند یافت که خواست قلبی خود را دنبال کنند، به گونه‌ای که دیگر کسی ناراضی نباشد. آداب و رسوم ناپسند گذشته منسوخ خواهد شد و همه چیز بر قانون عدل طبیعت قرار خواهد گرفت. دانش در همه جهان، پی گرفته خواهد شد تا از این راه پایه‌های حکومت امپراتوری مستحکم شود. اینها پنج اصل میثاق‌نامه‌ای است که در 7 آوریل 1868 توسط امپراتور موتسوهیتو که بعدها «مِیجی» نام گرفت، به مردم ژاپن ابلاغ شد. متن را البته دو دانشمند ژاپنی به نام‌های یوری کیمی‌ماسا و فوکوئوکا تاکاچیکا نوشته بودند، درست مانند بقیه متن‌های عاقلانه‌ای که متفکران و دانشمندان می‌نویسند و به نام سیاستمداران تمام می‌شوند. این پنج اصل را از کتاب «مِیجی، امپراتور ژاپن و دنیای او: 1912-1852» برگرفته‌ام که به قلم ژاپن‌شناس آمریکایی دونالد کین و با ترجمه هاشم رجب‌زاده توسط انتشارات جهان کتاب منتشر شده است. «مِیجی» به معنای «حکومت روشن‌بین» یا «فرمانروایی تابناک»(ص18) است و برای دوران 1868 تا 1912 یعنی سال‌های حکومت موتسوهیتو به‌کار رفته است. کتاب، اثری بسیار خواندنی است در شرح تاریخ و احوال ژاپن از چند دهه قبل از به حکومت رسیدن میجی تا زمان مرگش و اگرچه پژوهشی جامعه‌شناختی یا از جنس علوم سیاسی پیچیده نیست؛ اما همین سادگی است که کتاب را برای هر علاقه‌مند به کتاب، توسعه و درک تاریخ ملت‌ها جذاب می‌سازد. کتاب نشان می‌دهد چگونه امپراتور «میجی» نسبت به پدرش امپراتور کومی که در مقابل حمله کشتی‌های خارجی «دستور داد در هفت زیارتگاه شینتویی و هفت معبد بودایی مراسم دعا و نیاز برگزار کنند و خوراک خود را هم به حداقل رساند تا ریاضت بکشد و دعایش برای از سر گذراندن این خطر اجابت شود» تغییر کرد. کتاب نشان می‌دهد چگونه تحولات اجتماعی و البته بروز قشری از فرهیختگان، از جمله خود امپراتور که پدرش و مقامات دربار بر آموزش او همت گمارده بودند، سبب شد بیگانه‌هراسی ژاپنی‌ها به دست فراموشی سپرده شود. امپراتور میجی «از تأثیر تنفر از خارجی‌ها که بر جان و روان پدرش چیره بود، بر کنار مانده بود.»(ص71). بیگانه‌هراسی ژاپنی‌ها چنان بود که در 23 مارس 1868 وقتی وزیر مختار انگلیس قصد رفتن به دربار و دیدن امپراتور را داشت مردم پایتخت عقیده داشتند «اگر بیگانگان به قصر پذیرفته شوند، سرزمین خدایان به وضع مرگباری از توان می‌افتند، و اگر خارجی‌ها اجازه یابند که سیمای پادشاه را ببینند تقدس امپراتور از میان می‌رود.»(ص73) اعلامیه‌ای در روز 9 فوریه 1868 خطاب به مردم صادر شد که می‌گفت «اوضاع و احوال چنان دگرگون شده که روابط دوستانه با کشورهای بیگانه که مایه اندوه امپراتور پیشین می‌شد، اکنون مطلوب است.»(ص69) میجی آموزش‌دیده بود. پدرش از کودکی به او سرودن شعر کوتاه ژاپنی آموخته بود و شعر می‌سرود. نوجوان بود که به امپراتوری رسید و حتی پس از تاج‌گذاری نیز آموزش او با جدیت دنبال شد. چارلز لَنمَن در 1882 درباره او نوشته است «برخلاف بسیاری از شاهان و شاهزادگان اروپایی، به تن‌آسانی و خوش‌گذرانی معتاد نیست، بلکه در پرورش ذهن و فکر خود جدیت دارد و هر رنج و سختی را برای دانش‌اندوزی بر خویشتن روا می‌دارد. از تدبیرهای میجی برای نزدیک شدن به مردم، رفتن او به میان آنها و شنیدن سخن آنها، بالاخص گروه‌های خاص مانند دانش‌آموزان، اهل کار و صنعت و جایزه دادن به ممتازان آنها بود.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی