آرمان - مقامات جمهوری اسلامی ایران بارها عنوان کردهاند که اگر برجام برای ایران منفعتی نداشته باشد و دیگر نتواند منافع ملی ایران را تامین کند، بنابراین نباید برای طرف یا طرفهای دیگری هم منفعتی داشته باشد؛ هم رئیسجمهوری ایران و هم ظریف، وزیر امورخارجه این مطلب را بارها عنوان کردهاند. اما باید دید که خروج ایران از برجام(پس از خروج قطعی و رسمی اتحادیه اروپا از آن) چه نفعی برای کشور خواهد داشت و یا اساسا دستاورد و نکته مثبتی از برجام برای ایران خواهد ماند که از «خروج» صحبت میشود؟ و اینکه پس از خروج ایران، چه باید کرد؟ یعنی مقامات ایران چه راهکاری برای پس از خروج از برجام پیش رو دارند؟ اساسا طرح خروج اروپا از برجام، از سوی ایران به یک «بلوف» تعبیر شده است و به همین دلیل هم اگر اروپا نتواند کاری انجام دهد و یا تعهدات خود را به سرانجام برساند، زیاد معتبر نخواهد بود؛ کما اینکه بارها چنین قراری را گذاشتهاند که به نتیجه نرسیده است؛ از جمله در نشست اخیر شورای امنیت سازمان ملل. از سویی اکنون روزهای آخر مسئولیت خانم فدریکا موگرینی به عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپاست و شاید اتحادیه اروپا خواسته باشد در شورای امنیت ژستی بگیرد! زیرا خانم موگرینی به دلیل تفکرات سوسیالیستی و چپگرایانهای که دارند، ضد آمریکا هستند و این مساله به برجام مربوط نمیشود. اما از زمان خروج ترامپ از برجام(اردیبهشت ماه گذشته) اتحادیه اروپا اقدامی برای حفظ برجام نکرده است و اساسا جرأت اقدام علیه ایالات متحده را هم ندارد. بنابراین اگر قرار باشد ایران هم کاری انجام دهد که اروپا هم همراهی نکند، ثمری برای کشور بههمراه نخواهد داشت. به نظر باید به پس از برجام فکر کرد. یعنی اگر روزی اروپا از برجام خارج شد، ایران باید چه اقدامی انجام دهد تا از وضعیت کنونی رهایی یابد. تصور میشود تنها راه این باشد که ایران در رفتارهای منطقهای و بینالمللی خود یک بازنگری جدی داشته باشد. ایران همچنان در نقطه اول و صفر! نشسته است و دائم از اتحادیه اروپا انتظار داریم. در کنفرانس امنیتی مونیخ برای اولین بار وزیر خارجه آلمان به آقای ظریف اعلام کرد که اروپا در نظر دارد «بستهای» را تهیه کند که این سه شرط(که در بالا اشاره شد) در این بسته گنجانده شده است که به نظر ظریف گفته بود که باید برای مشورت به تهران برود. وزیر خارجه اعلام نکردند که پذیرفتن آن «بسته»، یعنی قبول تغییرات در رفتار و عملکرد ایران. بنابراین اگر ایران در نقطه صفر بایستد و انتظار داشته باشد که اتحادیه اروپا قدم به سوی ایران بردارد، چندان منطقی به نظر نمیرسد، زیرا مشی سیاسی اروپا با کاخ سفید همسان است و باید توجه داشت که اتحادیه اروپا سالیانه بیش از 1200 میلیارد دلار مبادله تجاری دارند. آیا ممکن است از این رقم چشم پوشی کنند؟ حال بهخاطر حفظ شأن و پرستیژ خود گاهی سخنانی مطرح میکنند و رفتارهایی انجام میدهند و به نوعی مقاومتی هم در برابر واشنگتن میشود! اما به نظر نمیرسد این مقاومتها در برابر تهدیدات عملی آمریکا به جایی برسد. در نتیجه اینکه ایران مدام بگوید از برجام خارج خواهد شد، باید محاسبه گرایانه باشد. این سخن واقعا جای تعجب دارد، زیرا اساسا برای برآورده کردن سه شرط اروپا هیچ اقدامی صورت نگرفته است از سویی ایران انتظار دارد طرف اروپایی تا انتها به تعهدات برجام پایبند باشد. بنابراین بیان خروج از برجام توسط مقامات کشور، به نفع مصالح ملی نیست؛ زیرا فردا نمیتوان به مردم پاسخ قانع کنندهای داد. آیا بازگشت به دوران ماقبل برجام برای ایران امکانپذیر خواهد بود؟ به نظر میرسد باید این دیوار اعتماد و تعامل با اروپا را حفظ کرد و نباید این دیوار خراب شود. البته آنها اگر انتظاراتی منطقی دارند باید حداقل به طور نسبی برآورده کرد تا اروپا به ماندن در کنار ایران ترغیب شود.