آرمان - «چاره نباشد پادشاه را از آنکه در هفته دو روز به مظالم بنشیند و داد از بیدادگر بستاند و انصاف بدهد و سخن رعیت بشنود بیواسطه...» سیاستنامه خواجه نظام الملک طوسی. در گذشته تاریخی این کشور، ارتباط بیواسطه با مردم از شاخصههای مهم حکمرانی خوب و عادلانه تلقی میشد. ولی متاسفانه در عصر حاضر این نوع ارتباط به پدیدهای کم محتوا و گاه نمایشی تبدیل شده است. روسای جمهور با انجام سفرهای استانی که در این زمینه محمود احمدینژاد انصافا غیرقابل رقابت بود، هر یک به نوعی تلاش در پیروی از این رویه داشتهاند. اخیرا هم تعدادی از وزرا مانند وزرای نیرو و بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در این راستا تحرکاتی نمایشی آغاز کردهاند که از آن اقدامی اثربخش نمیتوان انتظار داشت. در کشورهای پیشرفته احزاب و جامعه مدنی و مطبوعات بین بلندپایگان نظامهای سیاسی و مردم، حلقه ارتباطی محکم و منظمی به وجود آوردهاند و از این راه خواست مردم و نیازهایشان به اهرمی تاثیرگذار به نام افکار عمومی تبدیل میشود و نهادهای قدرت، وزیر پارلمان و سازمانهای اجرایی و قضائی کارکردهای خود را با نرم و استانداردهای مورد قبول مردم و نیازهای جامعه هماهنگ میکند. به این علت بین توده مردم و ارکان نظامهای مترقی تضادهای آشتیناپذیر شکل نمیگیرد و در این دسته از کشورها، به صورت چرخشی و دورهای، قدرت سیاسی دست به دست میشود بدون اینکه نیازی به انتقال قهرآمیز قدرت باشد. در دهه 60، تحرکات نظامی و ترورها و جنگ هشت ساله باعث جدایی هرچه بیشتر مسئولان و مردم شد. به طوری که حتی پس از سپری شدن آن دوره و پایان یافتن جنگ نیز این جدایی ادامه یافت. طبقه تکنوکرات درهم تنیدهای شکل گرفت که در فعالیتهای انتخاباتی هرچند سال یکبار، مراکز قدرت و متصل به ثروت و اموال دولتی و عمومی را به کنترل و تصرف خود میگیرد که در عامترین شمایل آن، تکنوکراتهای اصولگرا و در طیف مقابل اصلاحطلب معرف این مجموعه هستند. متاسفانه هر دو گروه، غیر از استثنائاتی اندک نشان دادهاند که در برخورد با امواجی که علیه منافع ملی برمیخیزد، نه توان و نه انگیزه مقاومت دارند. اعمال ضوابط و معیارهای غیرکارشناسانه در تشخیص صلاحیتها و گزینش و انتخاب نمایندگان مجلس موجب شد به تدریج افراد کاردان و شایسته از دایره انتخابات و عرصه فعالیتهای حوزه عمومی بیرون گذاشته شود و به جای صلاحیتهای علمی و مدیریتی، نظام ارزشی خاصی به کار گرفته شد که حاصل نهایی آن شکلگیری مجالس قانونگذاری ضعیف و از طریق اینگونه مجالس دولتهای ناتوان است. برای اثبات این ادعا مکاشفه تاریخی لازم نیست. نگاهی به همین هیات دولت فعلی خصوصا در بخش اقتصاد، کافی است اثبات کند که در انتخاب وزرا و کارگزاران اصلی نظام بیش از معیارهای مبتنی بر شایستهسالاری، لابی کانونهای بینام و نشان قدرت سهم و نقش دارند. در شرایطی که دولت آمریکا و حداقل دو کانون قدرت بسیار نیرومند منطقهای یعنی کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس و رژیم متجاوز اسرائیل به جمهوری اسلامی اعلام جنگ اقتصادی دادهاند، بعضی از افراد کابینه تازه به فکر نزدیک شدن به مردم افتادهاند که اگر این نسخه برای درمان دردهای جامعه کافی بود، با استانگردیهای چندباره رئیسجمهور سابق میبایست ایران، گلستان شود. اینها مظاهر مختلف یک پوپولیسم مردمفریبانه است. دولت آقای روحانی در حالت کامل خنثی، صرفا نظارهگر رویدادهای بحرانزا در بخشهای اقتصادی است. به طوری که دماسنج دلار نشان میدهد، این ترامپ است که با جنگ روانی سعی در دست گرفتن ابتکار عمل دارد و از وزرای دولت برای جلوگیری از افلاس و ورشکستگی عمومی جامعه و مردم حرکتی به چشم نمیخورد. آقای روحانی اگر صداقت دارد باید به صراحت بگوید چه مراکز و نهادهای قدرتی کارگزاران فعلی را بر منصب قدرت میخواهند و نمیگذارند شایستگان اقتصادی و برنامهریزی که در کشور کم هم نیستند، جانشین مدیران نالایق شوند. لاف و گزاف و پمپاژ امیدهای کاذب و تدبیرهای ناکارآمد کافی است. آخر روزگاری امثال برمکیان، نظامالملکها، امینالملک کُندریها، فضل ابن سهلها، احمد حسن میمندیها و حسنک وزیرها علاوه بر سرزمین ایران تاریخی حتی امپراتوریهای بزرگ خلفای عرب و ترکها را نیز اداره میکردند. مگر فراموش کردهایم که پایههای قدرت هارون الرشید و فرزندش مامون را چه کسانی استوار کردند و در همین عصر حاضر نیز مگر کم بودهاند بزرگانی که بنیانهای اقتصادی ایران نوین را پایهگذاری کردهاند. ایران کشوری زاینده است و فرزندان برومندی در همه عرصهها به جامعه جهانی تقدیم داشته. جا دارد با انتخاب شایستگان نه زایندگان، کارنامه قابل قبولی ارائه بدهیم. تاریخ این کشور اینگونه غفلتها را نخواهد بخشید.