آرمان - جامعه شرایط ویژهای را پشت سر میگذارد و نوک پیکان این وضعیت نیز مسائل اقتصادی و معیشتی مردم است. در این راستا کاملا میتوان التهاب و نگرانی را در چهره مردم دید و تلاش جامعه نیز این است که نکند با برخی بیتدبیریها مردم آسیب ببینند و استراتژی دونالد ترامپ برای فشار آوردن به ایران در اثر این بیتدبیریها محقق شود. بنابر این با نوعی مساله چند وجهی و شرایطی پیچیده روبهرو هستیم که فارغ از همه مسائل باید استراتژیهای روشنی برای عبور از این شرایط داشته باشیم و در عین حال مبتنی بر این استراتژیهای روشن که مورد وفاق دولت، مجلس و نیروهای موثر خواهد بود نیازمند عزم جدی برای تحقق، پیادهسازی و پیگیری این استراتژی داشته باشیم. چنین رویکردی این اعتماد را به جامعه میدهد که غیر از مباحث کلی، دولت از استراتژی بسیار روشنی برخوردار است و در عین حال مدیران و کارگزارانش نیز در عرصههای مختلف کمر همت بستهاند که در این شرایط به طور ویژه عمل کنند و هماهنگ و منسجم باشند. بهنظر میرسد خارج از اینکه استیضاح حق مجلس است و دولت حق دارد وزیر ناکارآمد خود را تغییر دهد، در پس زمینه این اتفاقاتی که اکنون در حال رخ دادن است نمای روشنی وجود ندارد. دولت در جاهایی کوتاهی کرده و مجلس میخواهد به شکلی دولت را تأدیب کند، از این رو دولت نیز درصدد بر میآید که برخی معترضان را به هر نحو ممکن راضی کند. این مسائل نشانگر این نکته است که وارد شرایط بدی میشویم. اکنون بیش از آنکه انتظار داشته باشیم وزیری تغییر کند باید در خواست برنامه و استراتژیهای مشخص داشته باشیم که متناسب بر آن ببینیم که فرضا وزیر راه، یا بازرگانی بماند یا برود. از طرف دیگر در اینکه در حوزه صنعت نوعی آشفتگی وجود دارد شکی نیست، اما بهنظر میرسد که این نوع آشفتگی ساختاری به دلیل تجمیع غلط 2وزارتخانه در یک وزارتخانه است که حتما باید در موعد مناسب به 2 بخش صنعت و بازرگانی تفکیک شود. در این شرایط بهنظر میرسد استیضاح وزیر بازرگانی که در این حوزه جزو چند صاحب نظر برتر در کشور است و کار اجرایی کرده اشتباهی استراتژیک است. سران قوا باید قبل از هر چیزی با استفاده از نخبگان مشخص کنند که مثلا تا پایان سال با چه مسائلی روبهرو هستیم، چه محدودیتها و فرصتهایی داریم و بدترین نوع شرایط از جمله شرایط بد و میانی را دیده و برای هرکدام راهکارهایی را ترسیم کنند. باید مشخص شود دستگاه اجرایی مربوطه توانایی اجرای این استراتژی را دارد یا فاقد این توانایی است. اگر فرد مورد نظر کارآمد بود وی را کمک کنند و اگر کارآمدی نداشت عذرش را بخواهند. در زمان جنگ نیز فرمانده کل برای عملیات برنامه داشت و اگر احساس میکرد فرماندهای در ارتباط با عملیات در منطقهای دیگر شرایط و روحیه لازم را ندارد؛ طبیعتا در آن صحنه سخت مسئولیت دیگری به وی میداد و شخص دیگری را به فرماندهی آن بخش بر میگزید. چنین رفتاری امروز نیز باید در صحنه عمل دیده شود. چرا که اگر اینگونه رفتار نشود و هر روز وزیری در معرض استیضاح قرار گیرد نه تنها کاری از پیش نخواهد رفت بلکه صرفا زمان از دست میرود و امکان اصلاح بیشتر نیز از بین میرود. باید در مردم عزم ملی و شبانهروزی ایجاد کرد و به فراخور مسائل از نخبگان، دانشگاهیان و افراد متناسب با این روش، استفاده مفید و موثر کرد.