آرمان - اساسا سازمانهای بینالمللی محلی برای تبادل و ابراز نظر است و به خاطر همین اصطلاحا دیپلماسی سازمانهای بین الملی گفته میشود. یعنی در این سازمانها در زمانهای مختلف، مقامات و رهبران کشورها حاضر میشوند و دیدگاه خودشان را راجع به مسائل سیاست خارجی خودشان و همینطور مسائل بینالمللی مطرح میکنند. بنابراین فلسفه شکل گیری سازمانهای بینالمللی اساسا کمکی به همکاری و همگرایی میان کشورهاست. اگر کشوری در صحن سازمانهای بینالمللی شرکت نکند و دیدگاههای خودش را در قبال مسائل مختلف ابراز نکند، معمولا اینطور تلقی میشود که آن کشور این فرصت را از دست داده و اگر چنین کشوری رقبایی در سطح بینالمللی داشته باشند که در آن اجلاس شرکت کنند، آن کشورها قادر خواهند بود دیدگاههای خودشان را مطرح کنند و موضعگیریهایی علیه کشوری که شرکت نکرده، اتخاذ کنند. بنابراین شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی به طور طبیعی حق ایران است. ایران کشوری است که دارای دیدگاههای مختلفی در مورد مسائل مختلف است. بنابراین از سوی سازمان ملل یک عرصه مناسب و فوقالعاده برای ایران در طرح دیدگاههایش محسوب میشود. لذا اینکه ایران در این اجلاس شرکت نکند به معنای از دست دادن یک فرصت است و در عین حال دادن فرصت به کشورهای دیگر. یعنی عملا صحن سازمان ملل را برای رقبا خالی میکنیم تا درباره ایران هرچه میخواهند بگویند، بدون اینکه ایران در آنجا باشد و فرصت داشته باشد از خودش دفاع کند و در مورد مسائل بینالملل دیگری اظهارنظر بنماید.
بنابراین شرکت نکردن در اجلاس مجمع عمومی ناشی از یک وضعیت انفعالی خواهد بود. اتفاقا دقیقا زمانی است که رئیسجمهور ایران باید در این صحن حضور پیدا کند و دیدگاههای ایران را مطرح نماید. این دیدار و دیدارهای حاشیهای آن به ایران کمک خواهد کرد تا علیه هرآنچه قرار است ترامپ در شورای امنیت سازمان ملل متحد مطرح نماید اقدام کند. واقعیت این است که در شرایط فعلی زمان برای انعطاف از طرف ایران اصلا مناسب نیست. یعنی با اینکه ممکن است ایران تحت فشار باشد و حتی نیاز به گفتوگو هم احساس شود، ورود به هرگونه گفتوگو یا حرکت نمادین یا هر اقدام دیگری با آمریکاییها به معنی عقب نشینی ایران قلمداد خواهد شد و این تصور را در مقامات آمریکا بهوجود خواهد آورد که فشارهایی که بر ایران وارد شده اثر گذاشته فلذا ایران به دنبال راهی برای گفتوگو درباره این مسائل با آمریکاست. این تلقی برداشت تیم نومحافظهکار آمریکا را وادار به فشار بیشتر علیه ایران خواهد کرد. چون آنها اگر زمینه را مساعد ببیند، فقط به تغییر رفتار ایران بسنده نخواهند کرد بلکه به سمت تغییر رژیم حرکت خواهند کرد. بنابراین هرگونه علائم و نشانهای از سوی ایران که بیانگر آسیب پذیری ایران از فشارهای آمریکا باشد به تشدید فشارهای آمریکا بر ایران منجر خواهد شد و نه تعدیل این فشارها. لذا به نظر میرسد هر مقام ایرانی که در این اجلاس شرکت کند -بهخصوص اگر رئیسجمهور باشد- میتواند از موضع یک سوالکننده جدی، خروج آمریکا از برجام را محکوم کند. تحریمهای آمریکا علیه ایران را محکوم کند و به این طریق بخش مهمی از افکار عمومی بینالمللی را به خود جلب کند. در غیاب ما این فرصت برای آمریکاییها فراهم خواهد شد که آنها افکار عمومی را علیه ما تحریک کنند. به نظر میرسد اگر قرار باشد برگزاری جلسه شورای امنیت به ریاست ترامپ از طرف آمریکاییها اتفاق بیفتد، در صحن مجمع عمومی سازمان ملل متحد باید رئیسجمهور سخنرانی کند و اگر به لحاظ تشریفات دیپلماتیک امکان حضور همزمان مقامات ایرانی و آمریکایی در صحن شورای امنیت باشد، وزیر امور خارجه شرکت کند. این کار باعث میشود تا هم آمریکاییها تحقیر شوند و هم چون وزیر خارجه ایران یک وزیر خارجه مسلط است که هم به لحاظ دانش از توانایی بالایی برخوردار است و هم به لحاظ تسلط بر یکی از زبانهای رایج در صحن سازمان ملل مسلط است، میتواند حضور یابد و در مقابل آنچه ترامپ مطرح میکند، موضعگیریهای لازم را اتخاذ کند. این امر البته فقط یک پیشنهاد است ولی اینکه دستگاه تصمیمگیری ابران چه تصمیمی اتخاد میکند، بحث دیگری است.