آرمان - کاربرد و ماموریتهای شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان مقطعی و فصلی است. به عنوان نمونه پس از انتخابات سال گذشته، جلسات این شورا دیگر مفهوم و موضوعیتی نداشت مگر اینکه خواسته باشد یک ارزیابی از عملکردها و سیاستگذاریهای گذشته خود داشته باشد. جلسات شورای سیاستگذاری پس از انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر بهصورت موردی برگزار شده است. اکنون نیز شورای عالی سوم در شرف تشکیل است و قطعا با اعضای جدید خود تشکیل جلسه خواهد داد. موضوع اصلی تشکیل جلسات شورای عالی، انتخابات است. تاکنون جلسات این شورا بر مبانی انتخابات تشکیل میشد و طبعا در آینده که شورای جدید آغاز به کار کرد، جلسات آن به طور مستمر برگزار میشود و در زمانبندیهای مشخصی این رویه ادامه خواهد داشت. برنامه بعدی شورای عالی سیاستگذاری نیز تمرکز بر انتخابات مجلس در سال 98 است. بیتردید تغییر فضا و شرایط کشور مسلم است که به تناسب آن باید رویکردهای شورا نیز تغییر داشته باشد. از سال 92 تا 96 و طی چهار سال به لحاظ سیاسی، امنیتی و اقتصادی تغییر چندانی در جامعه صورت نگرفت اما به یکباره در سال 97 جامعه ایران دچار تغییرات ماهوی شد و مسائل عجیب و پیدرپی بود. مردم نیز در گذشته و همواره آماده بودند تا در مسائل سیاسی کشور دخیل باشند و آمادگی حضور پای صندوقهای رأی را داشتند، از حل مسائل توسط منتخبان و موکلان خود ناامید شدند. یعنی پس از شرکت در انتخابات و مشارکتهای سیاسی دلسرد شدهاند. بنابراین وضعیت فعلی با گذشته متفاوت شده است و اصلاحطلبان باید یک استراتژی مشخص و متفاوتی را مد نظر داشته باشند تا بتوانند در جهت اجماع و انتظامبخشی به افکار عمومی ایفای نقش کنند. پیش از این، اصلاحطلبان فقط با نظم بخشی به راهبردهای خود و نهایتا با تهیه یک لیست واحد انتخاباتی و هیجانبخشی به فضای سیاسی کشور، مردم را پای صندوق رأی میکشاندند زیرا هم شخصیتهای برجسته مورد وثوقی پشت لیستها بودند و از آن حمایت میکردند و هم شرایط طوری بود که اعتماد به جریان اصلاحات نزد مردم در شرایط خوبی قرار داشت. اما اکنون مردم از انتخابی که کردهاند، نتیجه مثبت نگرفتهاند و مشاهده میکنند اوضاع اقتصادی بدتر شده و امورات آنها تسهیل نشده است. اکنون باید نحوه تعامل اصلاحطلبان با مردم تغییر کند و برای ترغیب جامعه به مشارکت سیاسی باید راهکاری دیگری برگزید. اما نکته مهم این است که جامعه حساسیت خود را به نهادهایی چون شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان و یا جریانات سیاسی اصولگرا و غیره از دست داده است. اکنون برای مردم فرقی نمیکند که تصمیمات و جابهجایی نفرات در بین اصلاحطلبان یا اصولگرایان به چه شکل است. در شرایط فعلی، کلیت مساله انتخابات و مشارکت سیاسی کماهمیت شده است که قصور اصلاحطلبان، شورای عالی سیاستگذاری، فراکسیون امید، دولت و رئیسجمهوری در بهوجود آمدن این دیدگاه دخیل بوده است. اوضاع اقتصادی کشور و فشار وارده بر مردم، باعث شده جامعه امید چندانی به این گروهها و دستههای سیاسی نداشته باشد و تغییر افراد برای مردم جذابیتی ندارد و دردی از آنها دوا نکرده و نمیکند. بنابراین باید تعامل اصلاحطلبان با جامعه دوباره تعریف شود تا اعتماد عمومی نسبت به جریانات سیاسی بهویژه اصلاحطلبان بازگردد.