آرمان - 4 جلسه استماع دیوان بینالمللی دادگستری در پرونده شکایت ایران از آمریکا برگزار شد. شکایت ایران از آمریکا به دنبال نقض برجام از سوی آمریکا به دادگاه لاهه تقدیم شد. ایران معتقد نیست که آمریکا از برجام خارج شده است به دلیل اینکه یک قرارداد بینالمللی قابل خروج نیست بلکه برجام قراردادی است که طرفین ملتزم به اجرای آن هستند. ایران آمریکا را به علت نقض قرارداد مقصر میداند زیرا اساسا خروج از برجام مجاز نیست. بنابراین اعتقاد ایران این است که آمریکا قرارداد را نقض کرده است. اینگونه دعواها غیرقابل پیشبینی است. برای اینکه در وهله اول با وصول شکایت، دادگاه لاهه به آمریکا اعلام کرده است که دست از اقدامات بعدی مغایر با تعهداتش در برجام بردارد تا این رسیدگی انجام شود. این مفهوم فقط در حد قابل قبول تشخیص دادن این شکایت است و این موضوعی بسیار مهم است اما اینکه در عمل چه رای و نظری داده شود، بسیار اهمیت دارد. نفس این شکایت اهمیت ویژه دیگری نیز دارد. نمیدانیم رای دادگاه لاهه چه خواهد بود و همچنین مدافعات آمریکا در مقابل اسناد ومدارک مستدل ایران چه خواهد بود. اما به قرارداد مودت سال 1334 استناد شده است. این قرارداد مثل برجام نبود و بنا به شرایط و اقتضائاتی که وجود داشته، به صورت خودبهخود ادامه یافته است. آیا تغییر کلی اوضاع و احوال چه در ایران، چه در عرصه جهانی و چه در رفتارهای دو کشور نسبت به یکدیگر اعتباری برای آن قرارداد باقی گذاشته است، بستگی به قضاوت کارشناسان و قضات سطح بالای دادگاه دادگستری لاهه دارد. این فرایند قابل پیشبینی نیست اما نکتهای که از دیدگاه کارشناسانه مهم است این است که وقتی چنین اختلاف بزرگ در رابطه بین دو کشور وجود دارد به دنبال آن روزبهروز آمریکا نیز فشارهای خود را تشدید میکند، روزبهروز اشخاص دیگر چه ایرانی و چه خارجی را در شمار تحریمهای فردی خود قرار میدهد. همچنین کمیتهای برای نشان دادن اینکه اقدامی که علیه ایران شروع کرده ادامه خواهد داشت، تشکیل شده است. جان بولتون در آمریکا به عنوان دشمن دیرینه ایران در حال برنامهریزی و اقدام است. در چنین شرایط بین کشورها و در مواردی حتی بین کشورهای متخاصم، رابطه بهکلی قطع نبوده است. وجود یک مسیر کنترل شده ارتباطی برای آن کشورها موجب شد از خطرناک شدن و ایجاد سوءتفاهم و بالا رفتن تنش جلوگیری شود. در حال حاضر چنین مسیری وجود ندارد و اگر آن را به دریچه تشبیه کنیم باید گفت این دریچه بسته است. وجود چنین نگاهی یکی از راههای فروکاستن اختلافات بینالمللی است. کما اینکه در اساسنامه سازمان ملل هم از این مهم سخن گفته شده است. در حال حاضر به دلیل فقدان راه ارتباطی که در بالا گفته شد و یا هر راه دیگری، اهمیت موضوع این است که دولت ایران مطالبات و حرفهای خود را در این شکوائیه اعلام کرده و متقابلا آمریکا هم پاسخی دارد که این پاسخ را در رابطه با موارد مورد اشاره ایران ذکر میکند. سوال مطرح شده این است که با وجود برجام، چگونه ایران را تحریم میکند؟ آن هم بعد از عبور از انعقاد برجام؟ اینجاست که اقدام ایران در شکایت از آمریکا و بردن آن به دادگاه لاهه را جایگزین روشهای دیگر میدانیم. یعنی اهمیت قضائی و رفتن به دادگاه لاهه که مشخص نیست چه رای و نظری از سوی دادگاه ارائه شود، به اندازهای اهمیت دارد که در تاریخ روابط بینالمللی این رای ماندگار خواهد بود. برای کشورها یک نوع سابقه و رویه قضائی بینالمللی ایجاد خواهد کرد که ببینند چه کارهایی را میتوانند انجام دهند و چه کارهایی را نمیتوانند، انجام دهند که به زیانشان نباشد. به هرحال ادعاهای آمریکا و اسناد ایران، تقابل، شکایت و گلایههای آنها، همه و همه در این مسیر قضایی قابل ردیابی و رویت است. این مهم واجد یک اهمیت سیاسی در کنار اهمیت قضائی است و برای ایران بسیار مهم است. بنابراین همه اینها مسائلی است که در نتیجه رسیدگی، مبادله لوایح دو کشور و آگاه شدن از زمینههای حقوقی پاسخ داده میشود. در نهایت ایران هم بعد به نظر میرسد که در عرصه بینالمللی یک حضور قانونی و دیپلماتیک را به عدم حضور و قهر کردن ترجیح داده است. شکایت ایران به دادگاه لاهه نشاندهنده این است که ایران کشوری متعلق به نظام بینالمللی است. این اقدام یعنی ایران قبول دارد که دادگاهی در چارچوب تشکیلات سازمان ملل وجود دارد و این به معنی پذیرش اصول روابط بینالملل و قوانین حاکم بر روابط بینالملل خواهد بود.