آرمان - چندی پیش گفته میشد که ناکارآمدی نسبی دولت با جراحی تیم اقتصادی؛ منجر به کارآمدی خواهد شد، اما اکنون دیگر با جراحی کابینه نیز الزاما شاهد تغییرات آنچنانی نخواهیم بود. دولت زمانبندی خاصی برای تغییر ذهنیت و ایجاد امید اقتصادی در جامعه داشت که آن هم دقیقا پیش از بحرانهای ارزی و مالی بود، اما با مسائل اخیر بهنظر نمیرسد که دولت بتواند به هدف از پیش تعیین شده خویش دست پیدا کند. بهنظر میرسد در حال حاضر رئیسجمهور هر کاری انجام دهد تغییری در ذهنیت جامعه مدنی رخ نخواهد داد، چرا که مردم آثار وجودی آن سیاستها را کماکان در زندگی روز مره خود مشاهده میکنند. از طرف دیگر در ارتباط با تصمیم نمایندگان مجلس در خصوص استیضاح وزرا اگرچه این حق قانونی آنهاست، اما عملکرد نمایندگانی که جزو استیضاح کنندگان بودند از دو حالت خارج نیست؛ یا تحلیل روشنی از موضوع نداشتند که از واقعیت دور است و یا اینکه آگاه یا ناآگاه در زمین دلواپسان بازی کردهاند. به این معنا که عملا با رأی ندادن به 2 وزیر دولت و انداختن آنها احساس کردند که دین خود را به نمایندگی ادا کردهاند. در صورتی که اکثر نمایندگان میدانند که بخش اعظمی از مشکل اقتصادی جامعه در دست دولت نیست. آنهم دولتی که در خوشبیانهترین حالت 50 درصد جریان اقتصاد کشور را در اختیار داشته و 50 درصد دیگر خارج از اراده اوست. نمایندگان آگاه یا ناآگاهانه در زمین رقیب بازی کرده و خواستند اینگونه به جامعه القا کنند که یکی از عوامل اصلی بحرانهای اقتصادی آقای مسعود کرباسیان است؛ در حالی که در شرایط فعلی اگر شخصی به مراتب صاحب نظرتر و مقتدرتر از آقای کرباسیان نیز وزیر اقتصاد شود، نمیتواند برای کشور کار خیلی عمیقی انجام دهد. عده دیگری معتقدند که این استیضاحها پیامی به دولت برای تغییرات درونی است، اما این مساله به نوعی آدرس غلط دادن است. اکنون شرایط اقتصادی کشور بیش از آنکه متاثر از سیاستگذاریهای اقتصاد داخلی کشور باشد متاثر فاکتورهای دیگر و خارج از این حوزه است. از این جهت است که باید اذعان داشت که دیگر تغییرات در مهرههای دولت تاثیر آنچنانی ندارد. امروز اگر تغییراتی در سایر ساحتها بهوجود نیاید حتی اگر تمام کابینه نیز تغییر کند، اتفاق چندان خاصی در جامعه رخ نخواهد داد. در این راستا برخی از تعامل بهتر و بیشتر مجلس و دولت سخن به میان میآورند، اما جامعه امروز میخواهد شاهد تحولاتی بزرگتر و بسیار جدیتر باشد. مشکل امروز ناامیدی نسبی جامعه مدنی نسبت به کارآمدیهاست که اگر ارادهای برای حل این مسائل باشد، میزان قابل توجهی از امید سریعا به جامعه باز خواهد گشت.