آرمان - یکی از معضلات کشور قانونگریزی برخی مسئولان است که روحیه امپراتوری پیدا کرده و آستانه نقدشان بسیار پایین آمده است. آنها حاضر به پاسخگویی رفتار، کردار و برنامههای خود نیستند. بنابراین چه تفاوتی وجود دارد که سوالی از رئیسجمهور، وزیر و یا شهردار باشد؟ نمایندگان مجلس، نمایندگان مردم هستند. با اوضاع آشفته و مشکلاتی که رو به افزایش است، رئیسجمهور به مجلس میرود و آنچه لازم میداند بیان میکند. تحقق این موضوع به شرط آن است که مردم در جریان تمام امور قرار گیرند و نمایندگان خود را بشناسند. این مردم همانهایی هستند که به رئیسجمهور رأی دادند؛ در هر صورت نمایندگان مجلس، وكلاى مردم بوده و باید در مقابل آنها پاسخگو باشند. برخی اوقات اذعان میشود که باید برای رئیسجمهور حرمت قائل شد و سوال نشود، که این ادعا اشتباه است. برخی تحلیلها چنین است که در «این زمان» از رئیسجمهور سوال نشود، اما در برههای که معضلات خودنمایی میکند، باید از رئیسجمهور سوال شود. پربیراه نیست که در حالت عادی که از رئیسجمهور سوال نميشود. البته نباید فراموش شود که مجلس هم کوتاهیها و قصوراتی داشته است. بدین معنا که تا امروز، حداقل باید 5 وزیر دولت آقای روحانی استیضاح میشدند، یا خودشان استعفا میدادند و یا از طریق شخص رئیسجمهور برکنار میشدند. برخی مدعی هستند که جوسازیها نسبت به سوال رئیسجمهور از طریق معاونان اتفاق میافتد و مجلس را نسبت به سوال نمایندگان حساس میکنند، بسیاری از این سوالات به عملکرد معاونان و بعضی از وزرای روحانی باز میگردد. به همین دلیل اکثر آنان به هر طریقی دنبال بازپسگیری سوال رئیسجمهور هستند وگرنه آقای روحانی برای آنکه به مجلس بیاید و به سوالات پاسخ بدهد، واهمهای ندارد. به این دلیل واضح که ایشان چند دوره درمجلس حضور داشته و با همه پیچوخمها و مناسبات درون مجلس و حتی صحنهسازیها و برخوردهای جناحی آشنایی کامل دارد. این موضوع که رئیسجمهور اعلام کردند ناگفتههایی دارند و در روز حضورشان در مجلس اعلام خواهند کرد، این شائبه را ایجاد کرد که رئیس جمهور با این سخن میخواسته نمایندگان را به بازپس گرفتن سوال ترغیب کند، اما باید این نکته را در نظر آورد که برداشت و فهم جامعه از مصاحبه تلویزیونی اخیر رئیسجمهور با هدف برگزارکنندگان آن مصاحبه تفاوتی آشکار داشته است. آقای روحانی باید تکلیف مردم را روشن کند. بر همگان مبرهن و روشن است دولت به بسیاری از شعارهایش عمل نکرده است که برای کاستن از تبعات آن باید چند جایگاه کابینه از وجود مدیران ناکارآمد تسویه شده و دگرگونی عمیقی در برخی وزارتخانهها رخ دهد. به عنوان نمونه اداره مالیات، گمرک، تامین اجتماعی، بانکها و بخشهایی از وزارتخانههای جهادوکشاورزی و صنایع و بازرگانی نیازمند اصلاح هستند و نیروهای ناکارآمد و ضعیف باید از راس آنها کنار گذاشته شوند. برای بررسی عملکرد هیات مدیرههای بانکها باید چهار دوره گذشته هیات مدیرهها مورد بازخواست و چه بسا محاکمه قرار گیرند و این مهم میتواند با درخواست آقای روحانی صورت گیرد. مساله این است که از طریق سازمانهایی که نام بردم، به مردم ضربههای متعدد وارد شده که حتی با ضربههای ناشی از تحریمهای آمریکا قابل مقایسه نیست. به عبارت دیگر نیاز به یک رفرم انقلابی در بخشهای مهمی از دولت داریم. باید دانست که تخلف از طریق سازمانهای دولتی آغاز شده و به دستگاههای مردمی و اجتماع میرسد. ما هیچ زمانی دنبال علت نبوده و مدام در حال مبارزه با معلولها بودهایم. در رابطه با برخی از تحلیلها که میگویند آقای روحانی در رابطه با پشت پردهها باید سخن بگوید، باید گفت اگر روحانی تاکنون در رابطه با این موضوعات صحبت نکرده، اشتباه بود و با این کار میتوانسته برای تغییرات در کابینه حمایتهای مردمی را داشته باشد. مدیریت شیشهای و شفاف در مدیریت انقلابی است و باید اتفاق بیفتد، آنهایی که ملاحظه میکنند و حتی میتوان گفت کسانی که به چنین دیدگاهی باور دارند و مردم را محرم نمیدانند، به دیدگاههای استبدادی نزدیک میشوند. مخفی کاری در دولت وجود ندارد. همچنین در رابطه با این موضوع که برخی میگویند اگر روحانی پشت پردهها را بیان کند، باعث بههم خوردن آرامش میشود، باید گفت که چنین نیست و ثبات کشور به این آسانی بههم نمیخورد، ضمن اینکه آقای روحانی هم باید سخن طرف مقابل را بشنود و نیز از پشت پرده دولت فعلی هم باید سخن گفته و شفافسازی شود. مردم اغتشاش نمیکنند وقتی ببینند که در مقابل هر بیقانونی، بخشهای مسئول به سرعت واکنش نشان میدهند.