آرمان - فساد مالی و اقتصادی به عنوان پدیدهای بزرگ و اثرگذار در کشورهای مختلف جهان در طول جامعه بشری مطرح بوده است. این معضل جهانی به ویژه در کشورهای جهان سوم از جمله ایران، به عنوان مهمترین مانع پیشرفت و توسعه مطرح است به ویژه اینکه در سالهای اخیر شاهد اختلاسهای کلان و به دنبال آن انواع راهکارهای مبارزه با فساد هستیم. مسالهای که در اینجا مهم است، میزان کارآیی و تاثیرگذاری این راهکارهاست که این مساله از سوی تحلیلگران و کارشناسان اقتصادی مورد نقدهای بسیاری قرار گرفته است. قضاوت در خصوص اینکه این رسیدگی با رسیدگی متعارف چه تفاوتی دارد، بسیار زود است. انعکاسی که تاکنون از این قضیه میتوان دریافت در درجه اول؛ نگرانی عده زیادی از فعالان اقتصادی این است که در این رسیدگیها، مجددا اتفاقی بیفتد که تعدادی که در ظاهر امر یا موضوع هستند و یا تعدادی که اگر احیانا تخلفی بوده، تخلف کوچکی داشتند در این جریان، قربانی برخورد و مبارزه با فساد شوند و اصل و ریشه همواره مورد توجه و برخورد قرار نگیرد. طبیعتا اگر با جرأت، با جسارت و جدیت در ارتباط با این قضیه بخواهد برخورد انجام شود، ابتدا باید موارد، پروندهها و موضوعاتی تعیین تکلیف شود که علتالعلل نابسامانی وضع موجود هستند. برای مثال اگر کسی ارز 4200 تومانی گرفته است و یا کالاهایش را 20درصد یا 30 درصد گرانتر فروخته است، این شاید یک واکنش طبیعی در بسیاری از شرایط باشد یا یک اتفاق در مقایسه با تخلفات کوچک باشد. ولی به طور مثال وضعیتی که موسسات پولی و مالی غیرمجاز در اقتصاد کشور به وجود آوردند ضربه مهلکی به اقتصاد کشور وارد کرد. بحثی که بانک مرکزی برای مدیریت این قضیه البته با یک تصمیم نادرست وارد شد که بیش از 30 تا 35 هزار میلیارد تومان پایه پولی را بالا برد و حجم نقدینگی کشور را به همین واسطه به شدت افزایش داد. این یکی از عوامل سرریزشدن نقدینگی به سمت بازار ارز و طلا و همچنین موجب افزایش قیمت ارز و طلا و اختلال در تصمیمگیریهای بعدی آن شد که البته اشتباهات زیادی در آن بود. پس منشأ و علت العلل فساد، همین موسسات پولی و اعتباری غیرمجاز هستند. ابتدا آنها باید تعیین تکلیف شوند. طبیعتا آنهایی تعیین تکلیف شوند که در این جریان ارتباط نزدیکتری با مجموعههای مرتبط با دولت و حاکمیت داشتهاند، اگر شروع از اینجا باشد میشود در افکار عمومی، باور و اعتماد لازم به وجود بیاید که در واقع قرار است اتفاق درستی بیفتد وگرنه برخورد با چند تخلف کوچک و آنها را مفسد اقتصادی قلمداد کردن، نه تنها آثار مثبت ندارد بلکه در نهایت اثر چنین اقدامی منفی خواهد بود. به عنوان مثال در بخش خصوصی تعداد زیادی از بنگاههای کوچک و متوسط و به ویژه آنهایی که به جایی وصل نیستند، در کار خود بسیار عقب کشیدند و همچنین نگران این قضیه هستند که این جریان آواری بر سر بنگاهها شود و بخواهند سراغ هر کسی که ارز 4200 تومانی دریافت کرده بروند که از ابتدا هم هیچ تکلیفی برای آن تعیین نشده بود. مگر زمانی که اعلام کردند هر کسی ارز 4200 تومانی ثبت سفارش دهد، ترخیص میدهیم، آیا این مساله را گفتند که برای مثال این نوع کالا را وارد کنید و با مکانیسم قیمتگذاری خاصی به فروش برسانید؟ بنابراین شاهدیم که این مساله مورد توجه قرار نگرفت و اعلام نشد. طبیعتا در این شرایط، شایستهتر این است که افراد به سود متعارف خود قانع باشند و افزایش قیمتها از این حوزهها اتفاق نیفتد ولی چون تکلیفی از این بابت وجود نداشته، تخلفی هم انجام نشده است. حال اگر کسی کالایی را وارد کرده باشد و با نرخ بالا فروخته باشد، به عنوان فساد اقتصادی قلمداد شود، این اقدام به نوعی ستم به عدالت محسوب میشود. نهایتا اگر فردی این اقدام را انجام داده باشد، همانطور که از قبل نیز گفته شده است، سازمان امور مالیاتی با دقت و حساسیت این مساله را بررسی کند نه اینکه برخورد کند. اگر فرد سود بالایی به دست آورده، قاعدتا مالیات بالاتری باید پرداخت کند. این روش، روشی قانونی است. ولی بدون اینکه تخلفی از قبل برای فروش این کالاها تعیین شده باشد که بخواهند رسیدگی کنند، به نظر میرسد که به نوعی آدرس اشتباه دادن به فساد محسوب میشود و قطعا نتیجه و حاصلی نخواهد داشت. در حال حاضر متاسفانه موضوعی که شایع شده است، این است که اتفاقاتی که در این مدت افتاده است، نهایتا موجب میشود که بخش خصوصی با اصالت و با سابقه در جریان اقتصاد کشور کمرنگ شود و جای آن را گروهها و مجموعههایی بگیرند که در وضعیت کنونی، شرایط بسیار خوبی نسبت به دیگران دارند و این مسائل، موضوعات و نگرانیها را ندارند. به همین دلیل شاهدیم که مجموعههایی در حوزه واردات و تجارت کالاها وارد شدند که در گذشته اسمی از آنها نبود، درواقع وجود خارجی نداشتند. این مجموعهها سهمی از بازار را به خود اختصاص میدهند و این همان موردی است که افراد را بدگمان میکند. بنابراین این بحث مقابله با فساد، موضوع سرنوشتساز و تعیینکنندهای است که کدام رویکرد قرار است اتخاذ شود؟ دو رویکرد وجود دارد؛ رویکرد اول رویکرد شفافیت، کنارگذاشتن رودربایستیها، کنارگذاشتن ملاحظات نسبت به افراد و گروهها و شروع کردن از افراد بانفوذ قدرتمند و به ویژه آنهایی است که به نوعی با فرد یا مجموعههایی ارتباط داشتهاند. دومین رویکرد نیز این است که بخواهند به دنبال عدهای بروند که شاید سهم و اندازه عمل و تخلفشان بسیار کوچک است، اما بزرگ قلمداد شده و منشأ اصلی این شرایط معرفی شوند و با آنها برخورد صورت گیرد. اگر مقابله به شیوه اول انجام شود، حتما میتواند نتایج مثبت داشته و اعتمادآفرین باشد اما اگر مبارزه با فساد در مسیر دوم پیش برود، حتما نتایج مخرب آن بسیار بیشتر از نتایج مثبت خواهد بود.