آرمان - رئیس جمهور در این شرایط چه باید بکند؟ این پرسشی است که در میان اهالی سیاست و در محافل هماندیشی، به دفعات مطرح شده و میشود. طرح چنین پرسشی گویای این واقعیت است که جامعه دچار نوعی ناامیدی و شاید هم سرخوردگی شده است. البته نگارنده قبول ندارد که ناامیدی و سرخوردگی بر ذهن و دل همه آحاد جامعه مسلط است، اما شرایط اقتصادی که خیلی از خانوادهها را دچار مشکل کرده است و اوضاع فرهنگی و اخلاقی در شرایطی قرار گرفته و نیز سیاست بینالمللی کشورمان که پاسخی برای هزاران پرسش عمومی وجود ندارد و هر دم مساله جدیدی برای جامعه پیش میآید، چنین پرسشی را فراگیر میکند. طبیعی است که رئیسجمهور منتخب مردم در این میان باید به افکار عمومی بگوید که میخواهد چه کند؟ حال که ما رئیسجمهوری داریم که تیم رسانهای چابک و پرکار و همیشه در صحنهای ندارد و خود و اعضای دولتش -غیر از یکی دو وزیرش- ساکت و کمحرف و بیگزارش درست و حسابی هستند، دیگران به میدان میآیند تا خطی بر صفحهای از مطبوعات رو به فراموشی و خاموشی بنشانند و بنویسند که رئیسجمهور روحانی در این شرایط چه باید بکند؟ برای پاسخ دادن به آن باید گفت؛ 1-روحانی باید از کمحرفی و کلیگویی دست بردارد و فکر نکند که جامعه نیازمند آگاهی از عملکرد او و کابینهاش نیست. بعضی وزرای پرکار، انگارنهانگار که باید روابط عمومی داشته باشند! خود رئیسجمهوری هم انگارنهانگار که مردم میدانند که او حرفهایی برای زدن دارد، اما از بیان آنها ابا میکند، پس رئیس دولت دوازدهم باید از اقدام نمایندگان مجلس که خواستار حضور او در مجلس برای پاسخگویی به پرسشهای آنان است، استقبال کند و با آن شاه کلیدی که قرار بود درهای زیادی را باز کند، قفل زبان خود را باز نماید و حرفهایی را که جامعه منتظر شنیدن آنهاست بزند. 2- چرا روحانی خود را مجبور میداند که با همین وزرا تا آخر دولت کارکند؟ چنین اجباری در کدام کتاب مدیریتی نوشته شده است؟ آشنایان به علم اقتصاد معتقدند که روحانی باید در ترکیب وزرای اقتصادی و حتی در رأس سازمانهایی که مستقیم با رئیس دولت کار میکنند، تغییراتی بدهد. آیا ایشان صدای این گونه دلسوزان را نمیشنود؟ یا میشنود و نظرشان را قبول ندارد؟ بالاخره غیر کارشناسان اقتصادی هم میدانند که پای اقتصادی دولت میلنگد و دولتی که با پای لنگ حرکت میکند، یاسآفرین است. برحسب شنیده، خود آقای روحانی میداند که بعضی از همراهانش ضعیف هستند. در این شرایط باید به تاکید، سوال کرد که رودربایستی برای چه؟ اگر کوتاهی شود، نمایندگان مجلس پا پیش میگذارند و کاری میکنند که با وزارت کار و امور اجتماعی کردند؛ حتی با آن تبعات ناپسند! آقای روحانی در بعضی از وزرای خود که اتفاقا کارهای مهمی هم بر عهده آنها هست و مثلا باید چرخ صنعت و تجارت را بچرخانند، چه ویژگی برجستهای میبیند که عشق همراهی آنان را همچنان در خود میپروراند؟ 3- آقای روحانی باید فارغ از معادلات موجود تکلیف خود را با سیاست خارجی ایران مشخص کند و اگر مشخص است، به صراحت آن را با مردم در میان بگذارد تا علاقهمندان به پیشرفت مملکت و بهبود شرایط جامعه بدانند که میزان مسئولیت هرفرد یا هر ارگان در چنان تصمیمگیریها و تبعات مثبت و منفی آن چقدر است؟ 4- شفافسازی زوایای متعدد و گوناگون اقدامات و موانع مبارزه با مفسدان اقتصادی که غصه آن چون استخوان در گلوی دینداران و محرومان جامعهگیر کرده است، از وظایف حتمی و بسیار ضروری شخص رئیسجمهور است که اگر به آن اقدام نشود، پای همه به میان میآید، در این صورت هیچکس به هیچکس اعتماد نخواهد داشت. بیاعتمادی فراگیر هم سم مهلک است. اولیای امور چشم و گوش خود را بازکنند، کارخانه سمسازی درشُرف راهاندازی است.