آرمان - واقعیت این است که فساد بهنوبه خود یک سیستم محسوب میشود و تا زمانی که با آن سیستمی و ریشهای برخورد نشود، ادامه مییابد و یک روز در خودرو، یک روز ثبت سفارش، یک روز اعتبارات بانکی، یک روز سکه، یک روز مسکن، یک روز مجوز واردات و روز دیگر در مجوز صادرات خود را نشان میدهد. ولی مجموعه اینها یک سیستم است. اکنون بحث رانت به خودی خود یک فساد است. ما یک رانتخوار داریم که آخرین حلقه و سوءاستفادهگر است. یک رانت ساز داریم که قوانین، مقررات و فرآیندهاست. یک فضای رانتی داریم که افراد اگر میخواهند رشد کنند دنبال این میگردند که رانت کجاست؟ پس یک فاسد، یک فضای فساد و یک مجموعه قوانین و مقررات و امضاهای طلایی است. پس آنچه هست اینکه باید یک نگاه سیستمی داشته باشیم. فرض کنید که آنفلوآنزا همه گیر شده و هرکس از محل انتشار آن بگذرد مبتلا میشود. البته که باید همه مبتلایان را بستری و معالجه کرد اما اگر فضای آلوده همچنان باقی باشد دوباره افراد را درگیر میکند. ما متاسفانه در تجزیه و تحلیل و مخصوصا در برخورد، دائما سراغ آخرین حلقه میآییم. با اینکه برخورد با آخرین حلقه خوب است و نباید مماشاتی با آن صورت بگیرد اما به اصل قضیه کاری نداریم. دربحث فساد بانکی وقتی هزار میلیارد به فردی تسهیلات ارائه میدهد اما به جوانی که 10 میلیون تقاضای وام ازدواج دارد، نمیدهد. نظامی که 80 درصد معوقههایش مربوط به کسانی است که وامهای کلان گرفتهاند اما کاری به کارشان ندارند اما بیچارهای که یک وام 10میلیون تومانی گرفته را تعقیب میکنند. پس باید نظام مربوطه و تصمیمگیر مربوطه را درست کنیم که برای گرفتن یک وام امضای طلایی نیاز است و اتاقی که سرقفلی با قفلهای طلایی دارد. به این ترتیب است که شفافیت ایجاد نمیشود. چه اشکالی دارد که هرکس مجوز ثبت خودرو را گرفت در فضای مجازی منتشر میشد تا همه بدانند هر روز چند نفر و مجوز چه خودرویی و با چه شرایطی گرفتهاند؟ اما به اینها عمل نمیشود. در رابطه با مجوزهای ارز 4200 تومانی چه اشکالی دارد که جزئیات کالای وارد شده، مقدار و مبلغ آن اعلام شود تا سوءاستفادهای نشود؟ اما انگار یا ما نمیخواهیم حقایق را عنوان کنیم یا میخواهیم سر کار بگذاریم. نتیجه اینکه دشمن داخلی و خارجی داریم و یک مملکت درست میکنیم که القا میشود همه دزدند! که خودش بزرگترین فساد است.
آیا واقعا همه مسئولان خائن و کل مملکت دزد هستند؟ از طرفی به مجرد اینکه شایعهای منتشر میشود مبنی بر اینکه در فلان شهرستان کارمندی فلان تخلف یا اختلاس را کرده، قبل از اینکه ثابت شود در بوق و کرنا میکنند. اما توجه نمیکنیم که شاید داریم اشتباه میکنیم و منتظر حکم قاضی نمیمانیم. هم نحوه برخورد، هم نحوه اعلام و هم نحوه بررسیمان مشکل دارد. اما باز همان آش است و همان کاسه. چون یکسری ذینفعان در این میان هستند که اگر این سیستم نباشد، آنها هم نیستند. فرضا در اعتبارات بانکی یا ارائه مجوزها اگر امضای طلایی نباشد سوءاستفاده کننده و این سیستم هم دیگر وجود ندارد. درحالی که اگر سیستم شفاف باشد امکان گرفتن هزار میلیارد وام بانکی برای برخی وجود ندارد. این مشکل از نحوه نگاه به مساله فساد و بروکراسیهاست. واقعیت این است که مقدار زیادی از فضا را همین قوانین و مقررات و ضابطههاست که ما ایجاد کردهایم. به جای این قوانین، شفاف سازی کنیم که فساد کمتر شود. در رابطه با ثبت خودروها اعلام شد در سیستم ثبت سفارشات خودرو امکان اعمال فساد است که شبانه یا نیمه شب انجام شد. این سیستم بهگونهای است که حتی ممکن است ماشین دیگری به جای آنچه ثبت شده وارد شود و گمرک هم آن را ترخیص کند. ماشینی که از نظر ظاهری با اصل آن مشابهت دارد اما 30 هزار دلار با اصل خارجی آن اختلاف دارد و با کندن آرم مربوطه و جایگزینی آرم دیگری از گمرک ترخیص میکند. درواقع باید مجموعه نحوه برخورد با مقوله فساد را تغییر دهیم و سراغ از صدر تا ذیل برویم. وقتی میخواهیم سراغ صدر برویم، ذینفعانی آنجا هستند که خدا نکند از رجال دولت و حکومت باشند که موجب فروپاشی اعتماد میشود و اصل نظام را نشانه میگیرد درحالی که مشکل از عدم توجه درست و برخورد با ریشههاست و به حاشیهها میپردازیم. از ریشهها و کسانی که در این ریشهها ریشه دواندهاند، غافل نشویم.