آرمان - همانطور که میدانید ما در کشوری زندگی میکنیم که بیش از 50 درصد جمعیت آن مطابق سرشماری سال 95 زیر 30 سال سن دارند و سهم جمعیت جوان از کل جمعیت طبق تعریفی که از جوان و جوانی ارائه میشود، به بیش از 40 درصد میرسد، اما این جمعیت 40 درصدی سهم اندکی در اداره کشور دارد. در کشور ما به رغم جوان بودن هرم سنی هنوز از این ظرفیت و سرمایه انسانی درست استفاده نشده است. در حالی که جوان بودن جمعیت و کثرت جمعیت فعال در کشور خود نوعی فرصت و پنجره جمعیتی است. تاثیرات اقتصادی پنجره جمعیتی از طریق افزایش عرضه نیروی کار، پس انداز و سرمایه انسانی باعث رشد، توسعه اقتصادی و رشد توليد سرانه ميشود. در واقع پنجره جمعيتي فرصتي است كه برای بسياري از كشورها یک آرزو است و اين فرصت زماني براي هر كشور ايجاد ميشود كه جمعيت در سن كار و فعاليت اقتصادي در آن به حداكثر ميزان خود برسد. میانگین سنی جمعیت ایران در سال ۱۳۹۵ برابر 1/31 سال محاسبه شده که در مقایسه با سال ۱۳۹۰ برابر 3/1 سال افزایش نشان میدهد، یعنی میانگین سنی جمعیت ما طی پنج سال گذشته یک سال و سه ماه افزایش پیدا کرده و این به مثابه این است که ما در حال از دست دادن فرصتهای خود برای توسعه هستیم، چون یکی از بزرگترین فرصتهای توسعه، جوان بودن جمعیت و کثرت جمعیت فعال کشور است. جمعیت فعال ما دارد به اصطلاح پا به سن میگذارد و ما فرصت جوانی جمعیت را از دست میدهیم. آمارهای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که از بین سه میلیون و 200 هزار نفر بیکار در سال 1395 بیش از یک میلیون و 300 هزار نفر دارای تحصیلات دانشگاهی هستند که تقریبا 42 درصد از کل بیکاران را شامل میشود و این نشانه آن است که ما هیچ توجهی به نقد کردن سرمایههای انسانیمان نداریم و نمیتوانیم این سرمایه انسانی را در راستای توسعه بکارگیریم. همانطور که میدانید دو مشکل اساسی در کشور ما و دو چالش محوری ما چالش مشروعیت و کارآمدی است. دو چالشی که گاه به شکل بحران خود را نشان داده و برای حل این دو چالش یا این دو بحران به نظر بنده مهمترین و راهبردیترین کار جوانسازی بدنه مدیریتی کشور است. جوانسازی بدنه مدیریتی کشور یا پوست اندازی نسلی مدیریت کشور باعث کارآمدی نظام میشود و خون تازهای در رگهای توسعه جاری میکند. ضمن آنکه یکی از مهمترین و آسیبزاترین شکافهای اجتماعی در حال حاضر شکاف بین نسلی است و جوان سازی بدنه مدیریتی کشور باعث کاهش شکاف بین نسلی میشود. برانگیختن رضایت جوانان یعنی برانگیختن رضایت 40 درصد جامعه و این هم به مشروعیت و هم به کارآمدی نظام کمک میکند. طرح منع بکارگیری بازنشستگان که از مدتها قبل در دست بررسی بود، سر انجام در صحن علنی سرنوشتش رقم میخورد. این طرح مقدمهای برای تحولات عمده در مدیریت کشور و به نوعی حجامت بدنه مدیریتی است. به زعم بنده باید هم کارآمدی و هم مشروعیت به بدنه مدیریتی بازگردد و طرح منع بکارگیری بازنشستگان هم همین دغدغه را دارد. در اغلب کشورهای دنیا مشاوران یا تصمیم سازان افراد با تجربه هستند، اما مسئولان و تصمیم گیرندگان که باید کار اجرایی کنند جوانان هستند. این در حالی است که در کشور ما این مساله برعکس است، مشاوران جوان و مدیران پا به سن گذاشتهاند. طرح منع بکارگیری بازنشستگان به منزله زیر پا گذاشتن تجربه مدیران نیست، بلکه از تجربه آنها میتوان با این ساز و کار و در قالب مشاوره بهره گرفت. ضمن آنکه در فراکسیون زنان طبق برنامه ششم بهطور جدی پیگیر سهم 30 درصدی زنان نیز در بدنه مدیریتی هستیم و چه فرصتی از این بهتر که در راستای عمل به برنامه ششم و نیز در راستای منع بکارگیری بازنشستگان، زنان جوان و با انگیزه ما بتوانند در جایگاه مدیریت کشور فعالیت کنند.