آرمان - برای افزایش حضور جوانان در عرصههای مدیریتی باید تحولات اعمال شود. این مقوله نیازمند ایجاد جوانگرایی در پستهای مدیریتی است. اگر طرح منع فعالیت بازنشستگان اتفاق بیفتد، دو هزار تا دو هزار و 500 نفر از مدیران اجرایی کشور تعیین تکلیف میشوند. باید توجه داشت که با این اقدام به دنبال ورود جمعیت گسترده به دولت نیستیم، بلکه میتوان جوانانی که طی سالهای متمادی در دولت فعالیت کردهاند را با شایسته سالاری وارد عرصه مدیریت کرد. بسیاری از افراد جوان بهرغم تجربیات فراوان و مدارج علمی تاکنون در حوزه انتصابها هیچ تغییر و تحولی برایشان ایجاد نشده است. امید است با این طرح روند انتصاب جوانان در عرصههای مدیریتی شکل بگیرد. از سوی دیگر در کشور هم نیازمند تغییر در زمینه انتصاب مدیران هستیم، چون یکی از مشکلات کنونی کشور سالمندی مدیران اجرایی است. این افراد در تصمیمگیریها و تحولات به سختی اقدام میکنند. برای مثال با بررسی یک وزارتخانه و حضور وزیر جوان میتوان عملکرد آن را با سایر وزارتخانهها مقایسه کرد. اگر این اتفاقات در دیگر سطوح بیفتند شاهد تحولات مناسب در کشور هستیم. امید است مجلس این طرح را مصرانه مورد بررسی قرار داده و دوباره شاهد تبصره و استثنا ویژهای نباشیم. همچنین امید است در تصمیمگیری نمایندگان مجلس این تحولات شامل تمامی افراد در سازمانها و نهادهای مختلف شود. درضمن از دولت انتظار میرود نسبت به عملیاتی شدن این مقوله توجه کند تا زمینه حضور جوانان در عرصههای مدیریتی کشور ایجاد شود. باید دانست بیاعتمادی به جوانان برای فعالیت در عرصههای مدیریتی یک امر فرهنگی است. هماکنون در برخی از وزارتخانهها اعتماد به فعالیت جوانان شکل گرفته و شاهد دستاوردهای آن هستیم. برای مثال هم اکنون آقای زنگنه(وزیر نفت) یک معاون جوان را در شرکت ملی نفت منصوب و بسیاری از قراردادها همچون توتال را به جوانان واگذار کرده است. این اقدام را در شرکتهای زیرمجموعه نیز شاهد هستیم. درضمن در وزارت ورزش و جوانان مدیر کلهای دهه شصتی منصوب شدهاند. هر گونه تغییر و تحول در این زمینه نیازمند فرهنگسازی در بین مدیران است. بنده همیشه به آقایان در تصمیمگیریها گوشزد میکنم که باید امکان فعالیت برای جوانان ایجاد شود. چگونه است که مدیران میانسال کنونی، دوره انتصابشان را بهترین زمان فعالیت خود میدانند، اما امروز این اعتماد را به جوانان ندارند. این در حالی است که مدیران نیز میتوانند به عنوان مشاوره فعالیت کنند. در این روند احتمال خطا برای مدیران جوان کاهش مییابد، چون تجربه مدیران میانسال کشور نتیجه آزمون و خطاهایی است که در این نظام انجام دادهاند. حالا باید به جوانان اعتماد کرد. مدیران و مسئولان در وزارت ورزش و جوانان به عنوان مدافع حقوق جوانان از وضعیت اشتغال جوانان این مرز و بوم راضی نیستند. از سوی دیگر موضوع اشتغال جوانان هم دولتی نیست. ایران یک کشور جوان است. بر اساس آمار یک چهارم جمعیت کشور را جوانان تشکیل میدهند، در این شرایط نمیتوان این تعداد جوان را در بدنه دولت مشغول به کار کرد. با این تفاسیر مقوله برون سپاری کارهای غیردولتی به تشکلهای جوان، شرکتهای جوان و... مطرح است؛ وزارت کار در این زمینه یک اعتبار 12 هزار میلیارد تومانی در زمینه تسهیلات امور اشتغال دارد و باید برون سپاریها را مشخص کند. هم اکنون در کشور در حوزه وزارت ورزش و جوانان دو هزار تشکل مردم نهاد جوان وجود دارد که هر سال نیز بر همین تعداد افزوده میشود، اما عملا دولت در برون سپاری فعالیتها به تشکلها و جوانان کند عمل میکند. در برون سپاریها میتوان کار را از دست دولت خارج و اعتبارات را در حوزه کمکهای مالی و تسهیلات سهلالوصل کرد. در این اقدام جوانان میتواند به بانک مراجعه کرده و وام دریافت کنند. هم اکنون صندوق کارآفرینی امید و بانک رسالت تسهیلات اشتغال با بازپرداخت چهار درصد و دو درصد به تشکلها پرداخت میکند. تنها راه برون رفت از وضعیت اشتغال کنونی این است که بخش خصوصی توانمند وارد شده و اعتبارات مناسب را تخصیص دهد.