آرمان - شاید در نگاه اول اینگونه به نظر برسد که کشت و صنعت یا هر نهاد تولیدی تنها وجه اقتصادی داشته و در راستای توسعه اقتصادی در یک منطقه مورد توجه است. اما باید دقت داشت که هر نماد تولیدی بهخصوص در منطقهای معین علاوه بر اینکه توسعه منطقهای را مورد هدف قرار میدهد، بسترهای لازم توسعه فرهنگی را در پهنه زمان به تصویر میکشد. با نگاهی کوتاه به تاریخ مغان علاوه بر فرهنگ عشایری و سنت اجتماعی که نمونه، کار و تلاش برای تولید است، با عنایت به ظرفیتهای منطقه در حوزه کشاورزی و دامپروری در کنار رودخانه ارس بستر لازم جهت شکوفایی در منطقه را شاهد هستیم. لازم به ذکر نیست که این منطقه به دلیل شرایط جغرافیایی و طبیعی از نقاط بکر و حاصلخیز ایران بهشمار میرود. منطقه مغان که پیش از این به خاکهای طلایی خود معروف است و در ساحت فرهنگی نگین آذربایجان بهشمار میرود، با این حال یادداشت حاضر به بررسی یکی از مهمترین مراکز تولیدی کشور که نماد آذربایجان در حوزه فعالیتهای صنعتی و فرهنگی است، پرداخته و بیانگر این نکته است که کشت و صنعت مغان محصول تاریخ این دشت و بستر توسعه آن بوده و بیش از اینکه هلدینگ اقتصادی باشد یک هلدینگ فرهنگی بهشمار میرود. سوالی که در این مورد باید به آن توجه کرد این است که مغان بدون کشت و صنعت چگونه خواهد بود؟ مطابق با دیدگاه توسعه اقتصادی هر گونه خصوصی سازی علاوه بر توسعه اقتصادی و افزایش بهرهوری باعث توسعه و رشد آن منطقه میگردد. امروزه در کشور ما تنها به رشد و توسعه مادی توجه شده و توسعه فرهنگی نادیده انگاشته میشود. همانگونه که تاریخ فرایند این مجموعه نشان داده است، ابعاد دیگر این بنگاه اقتصادی نادیده گرفته شده و باعث شده به سمت متلاشی کردن و واگذار کردن این بنگاه اقتصادی و فرهنگی بروند. اگر امروز از یک شهروند مغانی سوال گردد که کشت و صنعت در حال واگذاری است، مهمترین عکسالعمل آن ابزار تعجب و ناراحتی خواهد بود، چراکه کشت و صنعت نه تنها مرکز اقتصادی بلکه جزئی از هویت این جامعه بهشمار میرود. چگونه ممکن است بحران هویت ایجاد شده ناشی از متلاشی شدن نماد منطقه را نادیده گرفت؟ هویتی که هر شهروند مغان هنگام معرفی خود و منطقه خود به آن اشاره و ارجاع میدهد و قسمتی از افتخارات خود میداند. چگونه مسئولانی که خود را متبحر در امور اقتصادی و فرهنگی میدانند در برابر این فاجعه سکوت کرده و تنها تماشاگر اضمحلال نماد و هویت یک منطقه میشوند؟ اقتصاد دولتی رویکردی است که اگر مولفهها و شاخصهای آن به درستی پیاده شود، میتواند رشد و جهش اقتصادی را در منطقه به ارمغان بیاورد، همانگونه که در غرب نیز پس از شکست اقتصاد سرمایهداری، رویکرد اقتصاد کنزی (اقتصاد دولتی) برای نجات و توسعه در دستور کار قرار گرفت. البته واگذاری بنگاههای اقتصادی به بخشهای خصوصی رویکردی مثبت در جهت توسعه و مشارکت هر چه بیشتر شهروندان در امور منطقه است، اما خرد کردن مجموعههای بزرگ بهخصوص در منطقه مغان بهدلیل عدم وجود زیرساختهای توسعه از جمله بستر ترابری مناسب باعث رکورد هر چه بیشتر آن شده و سیل عظیمی از افراد جویایی کار را در منطقه آزاد خواهد کرد که باید به ابعاد اجتماعی این موضوع و «شاخص امید به زندگی» را نیز در نظر گرفت. فروپاشی این ساختار فرهنگی-اقتصادی به معنای زیر سوال بردن هویت مغان است. هویتی که علاوه بر اقتصاد و محصولات بی نظیر کشاورزی و دامداری با تلاش مردم منطقه مفصلبندی شده است. این نکته حائز اهمیت است که هیچ کس برای هویت این منطقه جز خود مردم منطقه دل نخواهد سوزاند و خیلی از افراد در تلاش هستند تا شاهد اضمحلال این مجموعه اقتصادی و فرهنگی باشند. چه بسا که مردم نظر منفی خود را ابراز کرده باشند. بنابراین، توجه به خروج از بحران اقتصادی در قالب مدیریت نوین لازمه کار این مجموعه است نه متلاشی یا واگذار کردن آن، باید توجه داشت که این مجموعه تنها بنگاه اقتصادی نیست و مهمتر از آن بستر اصلی رشد و توسعه در منطقه است و هرگونه متلاشی کردن آن نوعی سردرگمی اقتصادی و بحران هویتی را در منطقه به همراه خواهد داشت و در نهایت یکی از دلایل و زمینههای اصلی که میتواند و بهانهای است تا در بخشهای دیگر منطقه سرمایهگذاری شده و توسعه پیدا کند، زیر سوال رفته و این منطقه بیش از پیش در بحران فرو خواهد رفت. چه بسا امکان طرح منطقه آزاد شدن آن نیز مورد سوال واقع شده و به تعویق افتاده یا به دست فراموشی سپرده شود که این عامل میتواند مانع بزرگی بر سر توسعه پایدار منطقه باشد. از این جهت، امتحان بسیار مهمی هم برای مسئولان دلسوز استان اردبیل و هم برای مردم منطقه خواهد بود تا خواست توسعه و پیشبرد اهداف اقتصادی و فرهنگی خود را به نمایش بگذارند.