آرمان - یکی مهمترین انتظارات مردم از مسئولان پاکدستی و چشمپاکی آنهاست. به ویژه در نظامی که به نام دین، اسلام، انقلاب اسلامی و خدمت به مردم در حال فعالیت و خدمت رسانی است، انتظار مردم بیشتر است تا از یک نظامی که دین را در نام و کار خود یدک نمیکشد. وقتی که دم از اسلام میزنیم باید رفتارمان اسلامی باشد، نه اینکه با نام دین کارهای غیر دینی انجام دهیم. مردم وقتی میبینند برخی افراد حرفهای خوب میزنند و ادعاهایی بزرگ دارند اما پاکدست و چشمپاک نبوده و آلوده به مفسده هستند، به خشم میآیند و بین آنها و مردم فاصله میافتد و مردم اعتماد خود را یکی پس از دیگری از دست میدهند. چندان نیازی به گفتن امور بدیهی اظهر من الشمس نیست و از این زاویه است که شخصی مثل آقای احمد توکلی که انسان محترمی است، بهتر بود که میگفت فسادها از چه زمانی رخ داده یا اوج گرفته است؟ آیا فسادهای کلان اقتصادی در دوران اصلاحات روی داد یا در دوران آقای احمدینژاد که وی حامی آن دولت بود؟ آقای توکلی سخنانی را مانند اینکه فساد جمهوری اسلامی را ساقط خواهد کرد، بهتر بود در دوران نمایندگی خویش مطرح میکرد و در آن زمان برای جلوگیری از گسترش فساد تلاش میکرد. آن روزها بیمحابا، بدون دقت از دولت احمدینژاد که زمینه فسادهای امروز را فراهم کرد، حمایت میکردند اما باید لب به اعتراض میگشودند. اکنون هم که وی چنین سخنانی را مطرح میکند چیزی شبیه همان ضربالمثل است که میگوید «جلوی ضرر را هر وقت بگیری منفعت است». این فسادها چیزی نیست که یک شبه به وجود آمده باشند. به اذعان همه افراد پرکارترین، پاکدستترین و بهترین دولت پس از انقلاب دولت اصلاحات بوده است. آقای توکلی درباره فساد درست میگوید، چون او انسان متدینی است، اما در مقاطعی اشتباهاتی داشته است. به یاد داریم که در مجلس ششم قانون هدفمند کردن یارانهها را -نه به صورت پرداخت نقدی- در برنامه سوم آوردیم، سپس در مجلس هفتم آقای توکلی و دوستانشان وارد پارلمان شدند و اولین کاری که کردند آمدند ماده سوم قانون پنج ساله چهارم را حذف کردند و بدتر از آن قانونی را با عنوان «تثبیت قیمتها» تصویب کردند. باید به دوستان و همفکران آقای توکلی بگوییم که مگر شما در مجلس هفتم نمیخواستید از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازید! پس چرا آن هنگام جلوی تندرویها و آلودگیهای دولت احمدینژاد را نگرفتید؟ سر چشمه فسادها را چرا با یک «بیل» نگرفتند که امروز از «پیل» بینیاز باشند؟ سوال این است که چرا وقتی نفت را به زید و عمرو دادند و آش با جاش رفت، نفت و کشتی و پول یکجا باهم رفت، سخنی گفته نشد؟ چرا اجازه داده شد برخی نهادها که از اقتصاد - بهدرستی- فاصله داشتند آلوده برخی زد و بندهای اقتصادی شوند؟ چرا فریاد فسادستیزی آن موقع بلند نشد؟ وقتی دستگاههای ناظر بر فساد ساکت بودند و برخی نهادها و دستگاهها پولهای دولت را به حسابهای شخصی افراد واریز کردند و یا امکان بازگشت پولهای بلوکه شده کشور در آمریکا، فراهم بود و هیچ کدام انجام نشد، کاری صورت نگرفت؟ از رهنمودهای آقایان سپاسگزاریم که میگویند مفاسد اقتصادی در حاکمان، دولتمردان و تصمیمسازان موجب فاصله مردم از حکومت شده است؛ حرف درستی است اما این حرف درست را همه قبول دارند. این سخنان عیان است و نیاز به بیان ندارد. هنر این است که بگویند در زمان دولت پاکدستان چه اتفاقاتی روی داد که وضع به اینجا کشیده شد؟ کسانی که امروز دم از چنین حجم فسادی میزنند، روزی خودشان تصمیمات غلط گرفتند و راه برای فسادهای کلان و بیحساب هموار شد. حذف برخی از قوانین و بیمبالاتیها در به وجود آمدن این اوضاع نقش داشت که امروز خود آقایان افسوس میخورند اما نوشدارویی است بعد از مرگ سهراب. تصویب قوانین غلط در مجلس هفتم به امید ایجاد «ژاپن اسلامی» نتیجهاش مشخص شد. پس امروز آقایان به مردم گزارش یکبهیک اشتباهات و تصمیمات خود را ارائه دهند تا مردم و افکار عمومی سخن فسادستیزی و پندهای ضد فساد امروزشان را باور کنند.