آرمان - تلاشهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی در جهت جلب و جذب بهترین بسته پیشنهادی اروپا تعلق گرفته بود که پنجشنبه برخی مطالبی کلی همراه با تعهد اروپا در حمایت از برجام رسما به وزارت امورخارجه تحویل داده شد. به ترتیبی که رئیسجمهور ابراز ناامیدی نمود زیرا بسته تشویقی حاوی محورهای اجرایی نبود و به کلی گویی شبیه میگردید. روز جمعه نیز هیات دکتر ظریف در جمع گروه 1+4 همین مطالب کلی را دریافت نمود. چرا انتظارات جمهوری اسلامی برآورده نشد در حالی که محورهای آماده شده، طبق اعلام خود اتحادیه اروپا، محورهایی کارساز بودند ولی در بسته پیشنهادی اروپا درج نگردید؟ برخی از این محورها آنطور که اروپا به طور غیررسمی اعلام نموده شامل حمایت 10 میلیارد دلاری از سرمایهگذاری در ایران توسط سرمایهگذاران اروپایی و ایرانی، تضمین خرید نفت ایران در حد یک میلیون بشکه در روز، توصیه به اعضای کمیسیون اقتصادی اروپا برای حواله مبالغی به بانک مرکزی ایران تا تنگنای اقتصادی ایران فعلا برطرف شده، با صادرات ایران به آن کشورها جبران گردد و... چرا بسته تشویقی اروپا در آخرین لحظات تغییر نمود؟ به نظر میرسد اروپا نسبت به نیات ایران دچار تردید شده است. یکی از آنها تاکید مستمر ایران بر خروج از برجام است که مورد انتقاد وزیر امورخارجه فرانسه قرار گرفته است. اما عامل مهمتر عدم تطبیق سیاست رفتاری با انتظارات و توقعات است. اروپاییها امید داشتند با عرضه بسته تشویقی به ایران و حمایت قاطع از برجام، بتوانند ایران را در کنار خود داشته باشند به ترتیبی که ملاحظات اروپا را مدنظر قرار دهد. به عبارت دیگر اروپا در دیدگاه خودش با قد علم کردن در مقابل آمریکا، به منظور حفظ نظم موجود بینالمللی و دفاع از چارچوب حقوق بینالملل و مصوبات شورای امنیت سازمان ملل متحد، قصد دارد نشان دهد سرمایهگذاری درستی انجام داده و ایران مظلوم و قربانی زورگویی آمریکاست. در چنین شرایطی ایجاب مینمود جمهوری اسلامی مراعات تنگناهای اروپا را میکرد تا از دایرهای خارج نشود که مخالفان ایران در اتحادیه اروپا قویتر شده و با نفّاسات شیطانی آمریکا، اسرائیل و عربستان همراه شوند و بسته پیشنهادی را در بنبست قرار دهد. دکتر روحانی با سفر موفقی که به سوئیس و اتریش داشت، راه را برای بسته پیشنهادی و همکاری با اروپا بازتر نمود. ولیکن ایشان نباید انتظار میداشت با تهدید به بستن تنگه هرمز که در ایران از سوی مسئولان نظامی به وضوح تفسیر گردید، و با اتهام طراحی برای اقدام تروریستی توسط یک دیپلمات ایرانی، کماکان درب در اروپا به روی پاشنه سابق بچرخد.
اینکه ایران در 40 سال گذشته سه بار پای تهدید به بستن تنگه هرمز رفته، موضوعی است کاملا ایرانی و کشورمان حق دارد نسبت به حقوق خود در آبراههای دریایی-سرزمینی نظیر تنگه هرمز، تصمیم مناسب را اتخاذ نماید. اگرچه این انتخاب، باید با درنظر گرفتن همه تبعات آن باشد و اینکه بیجهت ما آمریکا، اسرائیل و عربستان و یارانش را خوشحال نمودیم که زمان درگیری با ایران فرا رسیده، در حالی که ممکن است مردم ما و یا مسئولان عالیرتبه نظام از این تصمیم استقبال ننمایند. ولی آنچه در این بحث مطرح است، ملاحظات اروپایی، چینی و روسی است که بسته پیشنهادی را میخواهند به ایران تحویل دهند و در یک همکاری مشترک در مقابل تحریمهای بیرحمانه آمریکا بایستند. زمانی که چین محافظهکار، ناخشنودی خود را از تهدید ایران برای بستن تنگه هرمز به وضوح اعلام میدارد، باید مخالفتش را در ارائه بسته پیشنهادی به ایران ترجمه نمود و در عدم خرید نفت از ایران و عدم همکاری در تحریمهای آمریکایی جستوجو کرد. اروپاییها هم فکر میکنند قرار نیست چشم بسته از جمهوری اسلامی حمایت نمایند و در همان حال ایران برای دفاع از خود وارد بحران بینالمللی دیگری در تنگه هرمز گردد و یا دیپلماتش متهم به طراحی اقدامات تروریستی در خاک اروپا باشد. شاید ما باید ابتدا تکلیفمان را با خودمان روشن نماییم که آیا میخواهیم بسته پیشنهادی اروپا راهگشای ما و مقابله کننده با تحریمهای آمریکا باشد و یا قرار است نظر عدهای را که اعتقاد دارند باید به هر قیمتی همکاری با اروپا را بهم زد، دنبال کنیم؟