آرمان - سفر آقای روحانی در شرایط فعلی به دو کشور سوئیس و اتریش از جهات مختلف حائز اهمیت است. وقتی به نقشه اروپا نگاه میکنیم، بعضی از کشورهایی که عضو اتحادیه اروپا هستند، کشورهای مرکز هستند. مثل فرانسه، آلمان و پیش از خروج بریتانیا، بریتانیا و در نهایت ایتالیا که چهار عضو اصلی اتحادیه اروپا هستند و در حقیقت به چهار چرخ این اتحادیه معروفند. یعنی هروقت که این چهارتا به حرکت درآیند، سایر کشورها هم از این چهار کشور تبعیت خواهند کرد. بعضی کشورهای دیگر هستند که ممکن است این جایگاه استراتژیک مثل این چهار کشور را نداشته باشند یا به تعبیر دیگر ممکن است «قدرت استراتژیک» نباشند ولی دارای «نقش استراتژیک» هستند. سوئیس و اتریش جزو کشورهایی هستند که دارای نقش استراتژیکاند. یعنی کشورهای بیطرف هستند، کشورهایی هستند که مقر سازمانهای بینالمللی هستند. کشورهایی هستند که در جهان دارای اعتبارند. بنابراین کشورهایی مثل اتریش و سوئیس به سادگی وارد یک تعامل بینالمللی نمیشوند ولی وقتی به یک تعامل بینالمللی یقین پیدا کردند وارد آن تعاملات میشوند. بنابراین هم سوئیس و هم اتریش با اینکه شاید نقش چندانی در تولید برجام نداشتند، ولی برجام را به عنوان یک سند بینالمللی تائید میکنند و اگر دقت داشته باشید هر دو مقامات سوئیسی و اتریشی بر این نکته تاکید کردند که برجام چون مستند به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد است، یک سند تعهدآور برای کشورهاست. بنابراین این دو کشور از این لحاظ حائز اهمیت هستند. نوع تشریفاتی که در ارتباط با رئیسجمهور ایران داشتند، نوع مطالبی که در کنفرانسها ارائه دادند، همه اینها نشان میداد که این دو کشور ایران را به عنوان یک فرصت در نظر میگیرند. فرصتی که برخلاف خیلی از تاکیدات، الزاما فرصت اقتصادی نیست. واقعا ایران برای اروپا به طور کلی، برای اتحادیه اروپا باز هم به طور کلی و برای تک تک کشورهای عضو اتحادیه اروپا به طور خاص از نظر امنیتی مهم است. یعنی به همان میزان که ایران ممکن است به اروپا نگاه اقتصادی داشته باشد، اروپا به ایران نگاه امنیتی دارد. یعنی اینکه در چارچوب «سیاست همسایگی» اروپا، ایران را بخشی از مناطق همجوار، بخشی از همسایگان خودش و بخشی از تلألویی میداند که اصطلاحا «نزدیکی جغرافیایی» خوانده میشود که در چارچوب این دکترین، همسایگی کشورهایی که در منطقه پیرامونی اروپا قرار دارند، نقش یک حلقه استراتژیک را دارند.
یعنی ثبات و عدم درگیری بین کشورهای پیرامونی برای اروپا خیلی مهم است. علت هم این است که هرگونه بیثباتی در این منطقه، باعث تسری بیثباتی به اروپا خواهد شد. مثل بحث مهاجرین، مسأله مواد مخدر، قاچاق انسان و کشیده شدن بسیاری از بحرانهای ناشی از بیثباتی به اروپا و غیره. بنابراین اروپاییها به برجام به عنوان یک ارزش و به عنوان یک دستاورد حقوقی و هنجاری نگاه میکنند و به همین دلیل واژه «اروپای هنجاری» را به کار میبریم. اروپای هنجاری یعنی اروپایی که برای هنجارهای بینالمللی ارزش و اهمیت زیادی قائل است و برجام یک هنجار بینالمللی است. مضافا اینکه اروپا درصدد این است که برای ایجاد ثبات در کشورهای پیرامونی خود یکسری ارزشها رابه آن کشورها تسری دهد. از دید خودشان مثل حکمرانی خوب، توسعه، امنیت، دموکراسی و مواردی از این قبیل. اروپا از این منظر به ایران نگاه میکند و چون نگاهش به ایران امنیتی است و در عالم سیاست، امنیت بر اقتصاد غلبه دارد، کشورهای اروپایی قادر هستند در پرتوی بحث امنیت، شرکتها و موسسات خصوصی خودشان را وادار به تعامل با ایران کنند. چون گاهی اوقات گفته میشود که شرکتها و بانکهای اروپایی، اموری خصوصی هستند و دولتها نمیتوانند اینها را وادار به انجام کاری کنند. البته این درست است، ولی وقتی پای امنیت در میان باشد، اقتصاد تحت تاثیر امنیت قرار میگیرد. بنابراین چون ایران به لحاظ امنیتی برای اروپا مهم است، شرکتها و بانکهای اروپایی موظف هستند برای حفظ امنیت اروپا و برای کمک به امنیت اروپا، توسعه ایران و خروج ایران از بنبستهای متفرقه کمک کنند. توجه به این نکات در رابطه با اتحادیه اروپا نشان میدهد که امروزه امنیت، سیاست و اقتصاد جهان در یک وابستگی متقابل فزاینده تعریف میشود. به همین اعتبار دکتر روحانی صحبت از این میکند که اگر قرار است ایران ناامن باشد، منطقه و جهان هم ناامن خواهد بود ویا اگر قرار است ایران در مسیر فروش نفت خود با مشکل مواجه شود، ممکن است دیگران هم در این مسیر با مشکل مواجه شوند. اینها حرفهایی است که در عالم سیاست، واقعیت دارد. البته برخی ممکن است این جمله را به بستن تنگه هرمز ترجمه کرده باشند که حتی اگر چنین برداشتی از صحبتهای رئیسجمهور مستفاد نشود، ولی این سخنان نوعی رونمایی از ابزارهای قدرتی قلمداد میشود که ایران در اختیار دارد. هرگونه تهدیدی از طرف ایران در تنگه هرمز میتواند اقتصاد جهان را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. بهخصوص زمانی که آمریکاییها سعی میکنند از طریق تزریق منابع اضافی نفت به بازار جهان به نوعی خلأ ایران را پر کنند و مانع از افزایش بیش از پیش قیمت نفت شوند. در این رابطه باید گفت اولا، در حال حاضر با همه ابتکار عملهایی که صورت گرفته نه تنها قیمت نفت سیر نزولی نداشته بلکه سیر صعودی داشته و این مشخص میکند کسانی که دست اندرکار بازار انرژی هستند، مطمئن هستند که پر کردن خلأ ایران کار مشکلی است. دوما، اگر برداشتهایی مثل بستن تنگه هرمز از صحبتهای دکتر روحانی مستفاد شود، بدون تردید تاثیر فزایندهای بر افزایش قیمت نفت و هرگونه تلاش برای پر کردن خلأ نفتی ایران قلمداد خواهد شد. به نظرم صحبت آقای دکتر روحانی بیشتر معطوف به این بود که ایران گزینههای مختلفی برای تاثیرگذاری بر اقتصاد، امنیت و سیاست منطقه و بینالملل دارد.