آرمان - جامعه ایران روزهای ملتهبی را در حال گذراندن است. مشکلات بیش از پیش بر بیتحملی مردم اثر کرده و به نوعی باعث ایجاد شرایط اسفباری برای مردم شده است. اینکه از ابعاد گوناگون شرایط برای جامعه تنگ شده، جای شکی وجود ندارد. اگرچه اقتصاد نمود اصلی این وضعیت بهشمار میرود، با این حال خواستهای اجتماعی طیفی عظیم از مسائل را دربر میگیرد. به نظر میرسد اینگونه موضوعات و مشکلات پیش از این نیز وجود داشتهاند. همواره جامعه ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون با بحرانهای شدیدتری چون جنگ تحمیلی، تورمهای وحشتناک، ترور، تحریم، موضوعات زیست محیطی روبهرو بوده است. با تمام این بحرانها جامعه ایران در کنار ساختار دولتی پیشرو بوده و علاوه بر اینکه مشکلات را تحمل کرده، بلکه قسمت عظیمی از بار سختیها را بر دوش کشیده تا بتواند نظام خود را به پیش ببرد. بدون تردید در شرایط سخت ایران این مردم بودند که در برابر مشکلات ایستادگی کرده و با اقدامات خود جلوی هرگونه نگرانی و آسیب به ایران را گرفتهاند. نمونههای بیشماری از این رشادتها وجود دارد؛ از جنگ تحمیلی گرفته تا بحران اقتصادی، بلایای طبیعی که مردم با تمام وجود تحمل کرده و به دولت کمک رساندهاند. به راستی چرا اکنون جامعه ایران در برابر مشکلات ابراز نارضایتی میکند؟ چه اتفاقی رخ داده است که مردم نگرانیهای خود را چنین واضح بیان میکنند؟ ریشه ناآرامیهای مردمی در ایران چیست؟ برای پاسخ به این سوالات میتوان آزمون سادهای انجام داد. ابتدا باید این پیش فرض را در نظر داشت که مردم ایران اکنون آگاهتر نسبت به موضوعات سیاسی و اجتماعی هستند. این نکته بیانگر این است که حرکتهای اجتماعی در ایران بر اساس آگاهی و نوعی سنجش عقلانی صورت میگیرد. موضوعی که علت تداوم سریالی نارضایتیهاست. به عبارتی، سطح آگاهی اجتماعی با توجه به میزان گردش اطلاعات به صورت آزاد و بررسی شواهد سیاسی و اجتماعی در سطح گسترده قابلیت تصمیمگیری و اقدام را برای مردم ایران فراهم کرده است. اگرچه این قابلیت ممکن است با نوعی تهدیدانگاری از سوی سیستم لحاظ شود، اما امکان بررسی و کسب حقیقت را برای مردم امکانپذیر میکند. از طرفی دیگر، نوع حرکتهای اجتماعی در ایران بیانگر خواستهای صنفی، معیشتی و زیست محیطی است. از این رو، تبدیل تحمل به اعتراض نشان دهنده رخدادی در سطح آگاهی اجتماعی است. مطابق با دیدگاه جامعه شناختی هرگونه حرکت اعتراضی و خشونت آمیز در ابعاد صنفی بر اساس نوعی احساس محرومیت صورت میگیرد. محرومیتی که بیشتر نشان دهنده نابرابری و فساد است. اکنون میتوان به این موضوع پرداخت که چگونه پیش از این مردم حامی و تحمل کننده مشکلات بودهاند و حل این سختیها و تداوم اقتدار جمهوری اسلامی ایران توسط همین اقدام اجتماعی به ارمغان میآمد، اما حرکتهای اعتراضی امروزه افزایش یافته است. با این وجود مردم در شرایط جدید با تمام امکانات و پیشرفتهایی که نسبت به گذشته به دست آوردهاند، کمتحمل شده و به نوعی به سمت زوال سرمایه اجتماعی در ایران حرکت میکنند. «نابرابری» و «فساد» دو محور اساسی بدبینی و عدم تحمل اجتماعی هستند. نابرابری در نوع توزیع قدرت و ثروت استخراج شده از منابع داخلی، در کنار فساد گسترده در راستای اضمحلال منابع داخلی باعث جریحهدار شدن روحیه مقاومت در ایران شده است. اتفاقی که بیش از هرگونه نگاه به عدم توسعه در ایران تهدید کیان اجتماعی و نظام را در پیش دارد. به نظر میرسد نوعی بیاعتمادی در ذیل این دو محور صورت پذیرفته است. «بیاعتمادی» که خود مانع اصلی پشتیبانی جامعه شده و از طرفی تولیدکننده انبوه نارضایتی بهشمار میرود. بررسی میدانی و مطالعه حقیقی جامعه ایران که بیشک اکنون خود مردم در تعاملات و گروههای تشکیل یافته بر سر آن بحث میکنند، بهطور آشکار نشان دهنده عدم تحمل و اراده برای تداوم سطح گسترده نابرابری و فساد در ایران است. نمونه این را بهخوبی میتوان از درخواست مقامات از مردم برای تحمل تنها 6 ماه جهت شکست توطئههای دشمن شاهد بود. این درخواست به این منظور است که جامعه نسبت به آینده نگران است. به این معنی که اعتماد در میان مردم نسبت به وعدهها به شدت افول کرده و سرمایههای اجتماعی به سرعت در حال زوال هستند. روشن است که شکلگیری بیاعتمادی مسیری پیچیده را برای بست اعتماد جدید یا استراتژی قدرتی نوینی ترسیم میکند. از این جهت، روزهای سختی پیش رو است. تنها چیزی که تداوم اجتماعی و افزایش امید را در جامعه بازآفرینی میکند، لغو تمامی وجوه سیاستهای نابرابر و شیوه اجرای آن در سطح اجتماعی و مبارزه بیامان با فساد در جامعه است. تاکید بر نیروی جوان «ایجاد عدالت اجتماعی» میان مردم بدون توجه به پیشینه نسبی یا موقعیتی از جمله موارد مهم در ارائه رویکرد توسعه و حل بحران در جامعه کنونی ایران است. نگاه جامعه ایران به عملکردها به صورت دقیق، بدون تعارف و عملگرایانه است. بهطوریکه هرگونه تخطی یا اعمال استراتژی غیر اصولی در آن مردود است. امروزه حرکتهای اجتماعی در ایران به دلیل سطح گسترده آگاهی و توانمندی به صورت جنبشهای بدون رهبر و ساماندهی آنارشیست بروز میکند که نشاندهنده چگونگی عملکرد و بینیازی از رهبر برای کسب نتایج مطلوب، توسط گروههای ناراضی است. آنچه که حرکتهای اجتماعی را ابهامآمیز کرده، عبور از فراروایتها برای خواستهای اجتماعی است که امکان کنترل آنان را به حداقل رسانده و شکلگیری خرده ساختارها یا گروههای موردی را بهعنوان آلترناتیو در نظر میگیرد. هدف از این نوع حرکتها کسب حداکثر برابری و مقابله با فساد با توجه به بیاعتمادی نسبت به ساختار دولتی است. لذا، جامعه کنونی ایران در نوعی بحران اعتماد و خشمگین از نابرابری در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و جنسیتی در کنار فساد قرار دارد.