آرمان - دولت در بهوجود آمدن شرایط فعلی مقصر است، اما کار خاصی هم نمیتواند انجام دهد. هر دولت دیگری که بیاید نیز نمیتواند روی اوضاع روابط خارجی کشور تاثیر بگذارد، چه بسا که تاثیر منفی نیز داشته باشد. از این رو تا وقتی مردم احساس کنند که در شرایط بازار، قیمت دلار، سکه و غیره افزایش مییابد طبعا منابع مالی خود را تبدیل به ارز و سکه خواهند کرد که این خود موجب ایجاد بحران و مشکل در بازار میشود. از طرف دیگر ممکن است تغییر بخشی از اعضای کابینه یا جابهجایی آنها، اوضاع را سامان دهد. برای مثال تغییر در بانک مرکزی یا وزارتخانههای اقتصادی و صنعتی میتواند در اولویت باشد، گرچه بحث استعفای دولت روحانی نیز از سوی برخی مطرح میشود. در حالی که باید اجازه داد تا دولت برجام را به فرجامی خوش برساند، اما میبینیم برخی کمر همت بستهاند و ناخواسته از بازگشت تحریمها و فشارها بر دولت و کشور حمایت میکنند. اینگونه مواضع بر التهاب بازار سکه و ارز تاثیر منفی گذاشته و جو بیاعتمادی در جامعه را شدت میبخشد. در این راستا در صورت کمک به دولت، کاهش تشنجها و مواضع منفی در روابط بینالملل قطعا با تغییرات مدیریتی در داخل و کنترل و عقلانیت در آرام کردن اوضاع مردم امیدوار شده و جو بیاعتمادی هم کاهش خواهد یافت. زمانی که مردم به آینده برجام خوشبین باشند و ببینند دولت برای حفظ آن در تلاش است، اروپا روابطش را با کشورمان ادامه میدهد و پای تعهداتش مانده، این مسائل طبعا احساس رضایت نسبی مردم را در پی خواهد داشت. نکته مهم این است که دولت واقعا در بهوجود آمدن شرایط فعلی بازار مقصر و سوء مدیریت برخی دستگاهها و وزارتخانهها کاملا مشهود است. گرچه در زمان دولت اصلاحات یا در دولت مرحوم هاشمی نیز شاهد این بحرانها بودیم، اما این دولتها و روسای آن با برنامه، مدیریت و نوسازی دستگاهها و شاکله دولت تغییرات مثبتی را ایجاد کردند. در سالهای 69و70 این نحوه مدیریت آیتا... هاشمی بود که تحولات مثبتی در اقتصاد کشور بهوحود آورد و رشد اقتصادی دو رقمی شد، اما از سال71 به بعد چون در روابط خارجی دچار تشنج و مشکلاتی مثل ماجرای میکونوس شدیم و اشتباهات مدیریتی که در بانک مرکزی و وزارت بازرگانی آن زمان اتفاق افتاد کشور در سال 73 در بازار ارز و اقلام اساسی مورد نیاز مردم دچار مشکل شد. بنابراین دولت مجبور شد سیاست «تثبیت» را اجرا کند، اکنون همان جریانات در حال تکرار شدن است و قطعا دولت مقصر این اوضاع است. شاهدیم که اکنون رشد نقدینگی تقریبا سه برابر دولت قبل شده که این خود عامل بروز بحران شده است. این یعنی دولت دارای نقص و ایراد بوده و مدیریت بانک مرکزی درست و کارآمد نبوده، اما از طرفی دولت روحانی در ایجاد تنش در روابط بینالمللی نقشی نداشته است. البته دولت در نگرانی مردم از این فضا و رجوع به بازارهای دیگر نیز نقشی نداشته و شاید هر کس دیگری هم بود و چنین اتفاقاتی رخ میداد. لذا باید کمک کرد اشتباهات دولت اصلاح شود. پس میتوان گفت این جریانات خیلی دست دولت نبوده. مردم حق دارند نگران باشند و طبیعتا همه جریانات سیاسی و تصمیمگیر کشور از جمله مجلس هم در بهوجود آمدن این التهابات کم و بیش مقصر هستند و دولت به تنهایی مسبب این وضعیت نیست. نکته مهم اینجاست که در این شرایط رئیسجمهور باید با مردم به طور شفاف سخن بگوید. روحانی باید از درآمد 70 میلیاردی دولت بگوید و به مردم اطمینان خاطر دهد که دولت قادر است ارز مورد نیاز مردم را بهخصوص در زمینه کالاهای اساسی و مهم تامین کند. رئیسجمهور باید از آینده مثبت روابط خارجی با اتحادیه اروپا، کنترل بازار و جلوگیری از سوءاستفاده دلالان و برخورد با آشفته کنندگان ریز و درشت بازار سکه و ارز صراحتا سخن بگوید، چراکه این مواضع میتواند در آرامش اوضاع کمک مهمی باشد گرچه دولت باید سفت و سخت بر تصمیمگیریهای عقلانی و مثبت خود پافشاری کند. البته تاکنون موضع مثبتی از طرف دولت ندیدهایم و شاهد تحلیلهای غلط از بازار بودیم که نتیجه آن بهوجود آمدن ارز سه نرخی است که راه را برای رانت و دلالی بهبود بخشیده است! این عدم انعطاف در تصمیم بر ارز سه نرخی که هشدارهای کارشناسان و اساتید اقتصادی را نیز به همراه داشت، نهایتا موجب شد تا دولت از موضع غلط خود در این امر کوتاه بیاید و این کوتاه آمدن دیرهنگام موجب آشفتگیهای کنونی شد. در مجموع باید به دولت کمک کرد تا برنامههای هوشمندانه خود را پیش ببرد تا مردم هم ببینند و حس کنند که رئیسجمهور پای کار است، دولت را رها نکرده و اهل استعفا یا قهر کردن نیست و به طور جدی پیگیر مشکلات بوده و بر اوضاع تسلط دارد. البته باید با اشخاص یا باندهایی که در پی آشفته کردن و برهم زدن بازار هستند نیز صورت جدی و قاطع برخورد شود.