آرمان - موضوع امید در جامعه که در سخنان رئیسجمهور نیز به کرات دیده میشود در شرایط فعلی ضرورتی ملی است. بدین خاطر که از سوی دشمنان خارجی و دلواپسان داخلی به حدی به کشور فشار وارد میآید و گفتمان و ادبیات سیاهنمایانه بر کشور حاکم شده که همه فقط سعی میکنند نقاط منفی را ببینند و این مساله رو به تزاید است. در چنین فضایی زنده بودن امید فوقالعاده مهم است؛ بدین خاطر که در فضای ناامیدی ممکن است هر اتفاق نامیمون و خطرناکی رخ دهد. فضای نا امیدی مساعدترین فضا برای مخالفان کشور و نظام است. گرچه امید به حرف نیست و باید عملیاتی شود و به گونهای باشد که با عملکردهای مثبت دولت امید در مردم بازسازی و تقویت شده و گذشته جبران گردد. برای این کار باید همه نقش ایفا کنند، البته احساس میشود جریانهای تندرو و دلواپس که همواره خطرات جبران ناپذیری به کشور، مردم و نظام وارد کردند در اینجا نیز آدرسهای غلط میدهند و راهبردهای خطرناکی را دنبال میکنند. برخی درصددند همه مشکلات را تقلیل داده و به یک عامل، جریان و دستگاه به نام دولت متوجه کنند. البته قطعا دولت نیز مقصر بوده و کوتاهیهای جدی داشته که موجب شده چنین شرایطی بهوجود آید، اما به هیچ وجه نمیتوان این مشکلات را صرفا به دولت تقلیل داد؛ بلکه عوامل جدیتر و اساسیتری وجود داشته که موجب بهوجود آمدن این شرایط شده که یکی از آنها دولت است. همه دستگاههای حاکمیت، جریانات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در بروز چنین حادثهای نقش داشتهاند. بهنظر میرسد در شرایط فعلی هیچ کس نمیتواند خود را از پیدایش این مشکلات مبرا بداند؛ حتی اصلاحطلبانی که همواره دلسوزانه نقد کرده، تذکر و هشدار میدادند نیز باید مسئولیت بپذیرند. با اینکه اصلاحطلبان برای پیشگیری از این حوادث فروگذار نکردند اما بازهم باید ایفای نقش کنند. در این شرایط همه باید احساس مسئولیت کنند و بازسازی امید را در دستور کار قرار دهند. نکته دیگر اینکه دولت در طول این مدت کوتاهیهای جدی داشته به خصوص در دولت دوم که به طور جدی انتظار میرفت با رأیی که مردم دادند و تجاربی که از 4 سال گذشته به دست آمده رئیسجمهور بتواند کابینهای قدرتمند در طراز وعدهها و تعهداتی که به مردم داده تشکیل دهد که در این امر کوتاهی شد. در بحث مدیران منطقهای که فوقالعاده میتوانند در حل مشکلات نقش مهمی داشته باشند وزارت کشور نتوانسته به آن صورت که باید عمل کند و مدیران سیاسی منطقهای در تراز جامعه، مطالبات دولت و شخص رئیسجمهور نیستند. در بحث تیم اقتصادی دولت از همان ابتدای سال 92 همواره تاکید میشد که تیم اقتصادی علاوه بر کارآمدی و چالاکی باید حتما منسجم باشند، اما این مساله رعایت نشد و از همان ابتدا متوجه شدیم که این انسجام لازم در تیم اقتصادی دولت وجود ندارد. در دولت دوم نیز این مساله به شکل نامناسبتری ادامه پیدا کرد و تداوم یافت. حال دولت در این زمینه وظایفی دارد و رئیسجمهور در ادامه سخنانی که گفته باید در گام اول به هر شکل مقتضی تغییرات محسوسی در تیم اقتصادی خود بدهد و این تغییر مثبت و سازنده اتفاق بیفتد. باید به سرعت تیمی تشکیل شود که بتواند مدیریت بحران کند. خوشبینانه این است که مدیران فعلی مدیر بحران نیستند، اما اکنون که در شرایط بحران قرار داریم نیازمند مدیریت بحران هستیم. از این رو باید مدیران لایق و کارآمدی که میتوانند این دوره را طی کنند بر مصدر امور قرار گیرند. نکته دیگر بحث مدیریت سیاسی کشور است که به اهمیت مدیران سیاسی و منطقهای بسیار کمتر توجه شده است. افرادی که در این حوزه صاحب نظر هستند و دستی برآتش داشتند میدانند که مدیران منطقهای چه نقش بیبدیلی میتوانند در سازندگی اوضاع کاهش مشکلات و پیش برد امور داشته باشند. اکنون فضای حاکم بر مدیریت و میانگین مدیریتها به گونهای نیست که این نقش را به درستی ایفا کندکه باید چاره اندیشی شود. باید از صاحب نظران، اندیشمندان و شخصیتهای مجرب و کارآمدی که در کشور هستند به سرعت و به طور واقعی نظر خواهی شود و از پیشنهادات، ایدهها و نظرات این افراد استفاده شود تا دولت از این ظرفیت گسترده و عمیقی که در جامعه وجود دارد در ارتباط با حل مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نهایت استفاده وافر و لازم را ببرد. این اتفاقات باید رخ دهد تا میزانی از رضایتمندی و امید در جامعه ایجاد شده و شرایط بهبود یابد.