بستن
کد خبر: ۸۱۰۶۱

اشتیاق گسترش مردمی و فرصت‌سوزی بورس

اشتیاق گسترش مردمی و فرصت‌سوزی بورس
بهمن آرمان - رئیس پیشین اداره مطالعات و بررسی‌های اقتصادی بورس تهران

آرمان - در طول دو هفته اخیر بنا به دلایل گوناگونی که بخشی سیاسی و بخشی دیگر دارای پایه‌های علمی و عملی بوده‌اند، بورس اوراق بهادار یکبار دیگر در راس رویدادهای کشور قرار گرفت و صداوسیمای جمهوری اسلامی یا رسانه ملی که معمولا نسبت به مسائل اقتصادی واکنش چندانی نشان نمی‌دهد، از چنین رویدادی بیشترین استفاده را برای نشان دادن حمایت مردمی از ابزار بازار سرمایه و سرمایه‌گذاری در سهام برای حمایت از تولید ملی، افزایش سرمایه‌گذاری‌ها و کاهش نرخ بیکاری سود برد. به طوری که گزارش ویژه خبری خود را که از جمله برنامه‌های پربیننده است، به این امر اختصاص داد و افزایش قیمت سهام در بورس را به عنوان خبر نخست خود در اخبار ساعت 21 که پربیننده‌ترین بخش خبری صداوسیماست، قرار داد. علاوه بر آن در سه‌شنبه‌شب نیز رئیس سازمان بورس را به بخش تحریریه اخبار 21 که به صورت زنده پخش می‌شد، دعوت کردند. یعنی بهترین فرصت‌هایی که رسانه ملی می‌تواند داشته باشد را در اختیار مسئولان بورس اوراق بهادار تهران گذاشت و چنین وانمود کرد که از آنجایی که در سایر کشورها شاخص بورس‌ها نمایانگر رونق یا رکود اقتصادی در آن کشورهاست، بنابراین افزایش قیمت سهام در بورس تهران نیز نمایانگر بهبود شرایط اقتصادی ایران است. آنهم کشوری که در معرض تهدید بازگشت تحریم‌های فلج کننده است. البته بورس در سایر کشورها آینه تمام‌نمای اقتصاد آن کشورها و یا به عبارتی دماسنج اقتصادی و سیاسی کشورهاست. ولی در ایران چنین مساله‌ای صادق نیست به طوری که ارزش کل بازار بورس ایران چیزی است در بهترین شرایط حدود 70 میلیارد دلار در حالی که همین نسبت در عربستان سعودی بدون در نظر گرفتن ورود قریب‌الوقوع شرکت نفتی آرامکو در بورس و عرضه سهام آن بالغ بر 500 میلیارد دلار است.

یعنی نزدیک 10 برابر بورس تهران. در آمریکا که تولید ناخالص داخلی آن بالغ بر 20 تریلیون دلار است، ارزش سهام و اوراق بهادار بورس نیویورک بیش از 25 تریلیون دلار است. یعنی بیشتر از تولید ناخالص داخلی بزرگترین اقتصاد جهان که دارای سهمی 24 درصدی در تولید ناخالص داخلی جهان دارد. متاسفانه هر دو فرصتی که صداوسیمای ملی در اختیار مسئولان بازار سرمایه قرار داد، به علت ضعف مدیریتی و ناتوانی از درک مسائل و وظایف اصلی بورس که تامین منابع مالی برای بنگاه‌های اقتصادی است، هیچگونه استفاده درست و سازنده‌ای نشد. یعنی فرصتی که به‌دنبال استقبال مردم از سرمایه‌گذاری در سهام و هدایت منابع مالی به بخش مولد اقتصاد بود به علت ناکارآمدی مدیران این سازمان کلیدی به باد رفت و عجیب اینجاست که زمانی که در بخش خبری ساعت 21 مجری برنامه بخش تحریریه از رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار می‌پرسد که برای هدایت منابع مالی جامعه به سوی فعالیت‌های مولد اقتصادی چه برنامه‌ای دارید، پاسخ قابل قبول و علمی و عملی دریافت نمی‌کند. ناراحتی و تاسف نگارنده به عنوان یکی از بنیانگذاران بورس نوین در ایران تنها در خاموش کردن صدای تلویزیون بود. متاسفانه درحالی که در کشور مرتب از طرف مقامات عالیرتبه کشور عنوان می‌شود که برای بازگشت تحریم‌ها بایستی فکری شود و بخش ریالی اقتصاد که ارتباطی با تحریم‌ها ندارد، تقویت شود، چراکه بیکاری بسیار بالای فعلی و کاهش شدید قدرت خرید مردم نه تنها گوشت قرمز را از سفره 40 درصد از ایرانیان حذف کرده بلکه خرید میوه‌های تولید داخل هم برای آنها امکانپذیر نیست. در گذشته اگر به تاریخ توسعه اقتصادی ایران نگاه کنیم، راه آهن سراسری ایران با تکنولوژی‌های آن زمان در طول 6 سال خلیج فارس را به دریای خزر وصل کرد. آنهم با وضع عوارضی بر روی قند و شکر مصرفی مردمی که در آن زمان تنها 18 میلیون نفر بیشتر نبودند. در زمان تحریم ایران در دوره نخست وزیری دکتر مصدق دولت ناچار به انتشار اوراق قرضه شد. بسیاری از مردم حتی فرش زیر پای خود را فروختند و برای کمک به دولت که در تنگنای مالی بود، اقدام به خرید اوراق قرضه دولت کردند. بسیاری نه از روی سودطلبی بلکه به منظور کمک به کشور خود چنین اقدامی کردند و هنوز هستند خانه‌هایی که در آنها این اوراق قرضه به صورت قاب گرفته شده به معرض نمایش گذاشته شده است. رئیس سازمان بورس به جای اینکه بگوید که مشکل فعلی کشور در کمبود شبکه‌های آزادراهی، در کمبود مسکن برای قشرهای آسیب پذیر است، به جای اینکه بگوید 40 درصد از مردم ساکن شهرها دارای مسکن نامناسب هستند و بیش از هزاران هکتار بافت فرسوده در کشور وجود دارد یا سالانه به علت نبود آزادراه‌ها و نامناسب بودن جاده‌ها در هر 52 دقیقه یک نفر در جاده‌ها کشته می‌شود یا راه آهن به بسیاری از استان‌ها کشیده نشده است و بازار سرمایه می‌تواند با ایجاد شرکت‌های سهامی عام یا عرضه اوراق بهادار گوناگون نسبت به کمک دولت و مردم بیاید، آنها را روانه سفته بازی در بورس اوراق بهاداری می‌کند که عمق چندانی ندارد. همین افرادی که امروز افزایش قیمت سهام در بورس را به عنوان یک ابزار تبلیغاتی و دستاورد مدیریت خودشان می‌دانند، اگر فردا اتفاقی عکس آن افتاد، خود را مبرا از آن می‌دانند و متاسفانه بورس وظیفه اصلی خودش را نمی‌داند. وظیفه اصلی بورس یا سازمان بورس، دخالت کردن در وضعیت بازار نیست. سازمان بورس مسئولیت‌های کلیدی بسیاری دارد. تکلیف منابع مالی در حالی که در سایر بورس‌های جهان سر به صدها میلیارد دلار می‌زند، در ایران میزان تجهیز منابع مالی در بورس حتی به چندصد میلیون دلار هم نمی‌رسد. یکی از شاخص‌های اصلی بورس‌های اوراق بهادار که مبنای کارآیی آنها مورد استفاده قرار می‌گیرد، بازار اولیه است. یعنی تاسیس شرکت‌های سهامی عام جدیدالتاسیس که اگر به شرکت‌های پذیرفته شده در بورس تهران دقت کنیم، مشاهده می‌کنیم که تعداد زیادی از این شرکت‌ها مربوط به تاسیس آنها در دهه 70 و در دوره سازندگی بوده است. متاسفانه پس از آن زمان و با تغییر مدیریت بورس، تاسیس شرکت‌های سهامی جدیدالتاسیس برای اجرای پروژه‌های جدید عمرانی و صنعتی عملا متوقف شده و بورس تهران از این نظر در رده پایانی بورس‌های جهان قرار دارد که دلیل اصلی آن متاثر از عدم درک مسئولان این نهاد از وظایف اصلی بورس که تامین منابع مالی است، سرچشمه می‌گیرد. نگارنده به عنوان یکی از مسئولان پیشین بورس نشستی یک ساعته با رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار داشتم. هرچقدر تلاش کردم به ایشان بفهمانم که مسئولیت بورس تجهیز منابع و ایجاد فضای مناسب برای سرمایه‌گذاری است، گویی آب در هاون کوبیدن بود. بنابراین در اینجا باید واقعا به پشت پرده این گونه اقدام‌ها و کارها کنجکاو شد. آیا این کارها را دشمن می‌کند؟ که طبیعتا نمی‌شود گفت که رئیس بازار سرمایه ایران که توسط وزیر اقتصاد تعیین شده از طرف دشمن انتخاب شده است. برای روشن کردن موضوع تعدادی از پیشکسوتان بازار سرمایه کشور نامه‌ای خطاب به رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، رئیس سازمان امور مالیاتی کشور، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ارسال کردند ولی هیچگونه واکنشی به این مساله نشان داده نشد اما خبرگزاری خاصی که معمولا به این گونه مسائل نمی‌پردازد، این نامه را بر روی سایت خبری خودش قرارداد.ضمن اینکه واکنش بورس و وزارت اقتصاد، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و کمیسیون اقتصادی مجلس تقریبا یا به یقین در حد صفر بوده و همین افرادی که این فرصت‌های استثنایی و طلایی در اختیارشان گذاشته می‌شود و هزینه سنگینی را برنامه‌های زنده تلویزیونی متوجه بودجه عمومی کشور می‌کنند، به‌جای پرداختن به مسائل اصلی به تشویش اذهان عمومی روی می‌آورند و حال مشخص نیست که اگر در هفته آینده یا دو ماه آینده روند قیمت‌ها در بورس نزولی شود، مسئول زیان این 12 میلیون نفری که دارای کد سهامداری هستند و اگر هر خانواده را 4 نفر فرض کنیم به معنای 50 میلیون نفر می‌باشند که تقریبا 60 درصد جمعیت کشور هستند، چه کسی است؟ و آیا افرادی که چنین فرصت‌های طلایی و استثنایی را به هدر داده‌اند، پاسخگو خواهند بود یا نه؟ اگر دولت اعلام کند که مردم؛ شما بیایید، ما در یک منطقه نیمه بیابانی قرار دادیم. 92 درصد آب کشور در بخش کشاورزی مصرف می‌شود. به علت اینکه سیستم آبیاری ما سنتی و مربوط به شاید 2 هزار سال پیش می‌شود، بیاییم این سیستم آبیاری را به ابزار آبیاری مدرن مجهز کنیم تا میزان مصرف آب کاهش و برداشت محصول افزایش پیدا کند. آیا مردم سهام یا اوراق عرضه شده توسط بورس را خریداری نخواهند کرد؟ بدون شک خواهند کرد. ولی متاسفانه بازار سرمایه کشور به شرایطی بحرانی رسیده که وزیر اقتصاد که شاید ضعیف‌ترین وزیر اقتصاد پس از انقلاب باشد، به‌رغم اینکه ریاست شورای بورس را دارد در مقابل این همه نابسامانی سکوت کرده و واکنشی از خود نشان نمی‌دهد. شاید این‌بار هم گناه همه این کارها را به گردن دشمنی بیندازیم که نمی‌دانیم کیست؟ از کجا آمده؟ چه رنگی است؟

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی