آرمان - عنوانی که برای دیدار رئیسجمهور آمریکا و رهبر کره شمالی معمولا در رسانهها به کار رفته «یک دیدار تاریخی» است که تاریخی بودن این دیدار هم به سه دلیل است؛ نخست اینکه بعد از جنگ کره تا کنون معمولا دیداری در این سطح بین رهبران کره شمالی و آمریکا اتفاق نیفتاده است. دوم اینکه، این دیدار در شرایطی اتفاق میافتاد که تا چندی پیش دو کشور تا آستانه یک جنگ هم پیش رفتند و حتی به عنوان دلیل سوم هم باید گفت که دو کشور درباره یک موضوع بسیار حساس به نام مسائل هستهای کره شمالی گفتوگو و مذاکره کردند. بنابراین این سه عامل باعث شده که این دیدار به عنوان یک دیدار تاریخی مطرح شود. نکته بعدی وجود ابهام در کلیت کار است. یعنی با اینکه این دیدار اتفاق افتاد و قبل از شروع این دیدار هم درباره آنچه باید بحث میشد و به توافق میرسیدند، صحبت شده بود با این حال هیچ یک از رهبران دو کشور با صراحت و جدیت از یک توافقنامه صحبت نکردند و این نشان میدهد که هنوز اعلام بعضی چیزها در هالهای از ابهام است. به عنوان مثال جهت گیری کلی سیاست خارجی آمریکا در ارتباط با کره شمالی این بود که خلع سلاح کامل هستهای اتفاق بیتفد، این خلع سلاح برگشت ناپذیر باشد و این اقدام مورد راستی آزمایی قرار بگیرد. اما در کنفرانس مطبوعاتی که ارائه شد، فقط به یکسری کلیات پرداخته شد و آنهم تحت عنوان خلع سلاح کامل هستهای کره شمالی و جالب اینکه این بحثها بیشتر از طرف آمریکاییها مطرح شد تا از طرف مقامات کره شمالی و تعهداتی که باید آمریکاییها باید به کره شمالی میدادند بهخصوص تعهدات امنیتی، کمتر از زبان ترامپ جاری شد. گویی هر رهبری تمایل داشت که دستاوردهای خود را ارائه دهد و کمتر از دادههای خود صحبت کند. این مسائل باعث شده که تحلیلگران نسبت به آینده با بدبینی تحولات آمریکا و کره شمالی را تعقیب کنند و خصوصیات رهبران دو کشور هم بهگونهای است که کوچکترین خللی در گفتوگوها و مذاکرات میتواند آنها را به یک عقب نشینی تاریخی وادار کند. یعنی به همان میزان که دیدارشان یک دیدار تاریخی بود هر اقدامی میتواند آنها را به یک عقب نشینی تاریخی وادار کند. کمااینکه ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی خود صراحتا اشاره کرد که رهبر کره شمالی میدانست که اگر وارد مذاکره نشود، ممکن است به سرنوشت بدی دچار شود. این مسأله بلافاصله واکنش پیونگانگ را به همراه داشت. بنابراین به نظر میرسد دو کشور در یک مسیر بسیار مهم گام برداشتند ولی در اینکه آیا این مسیر را میتوانند به سلامت طی کنند، تردیدهای زیادی وجود دارد. در این میان تنها سناریوی مثبتی که میتوان در مورد کره شمالی تصور کرد اینکه شاید به دلیل اینکه در شرایط فعلی تحت فشار است و ممکن است وضع تحریمهای بیشتر به فشار مضاعف برای این کشور تبدیل شود و در مجموع شرایط ناگواری را برای این کشور به همراه بیاورد، ناچار است که مصلحتا وارد تعامل و گفتوگو با آمریکا شود که بتواند حداقل برای مدت زمان یکی، دو سال خرید وقت کند. شاید در این پروسه دوساله گشایشهای جدیدی پیش روی کشور باز بشود. این خوشبینانهترین سناریوست و اگر این سناریو را بپذیریم، احتمالا کره شمالی تلاش خواهد کرد در جریان مذاکرات، کارشکنیهایی را صورت دهد و باعث وقفه هایی در شروع و پایان مذاکرات انجام شود. یعنی در فرآیند مذاکرات انقطاعهایی را ایجاد کند. آنچه کره شمالی پرداخت میکند، هزینه بسیار سنگینی است و این به هیچ عنوان برای مردم کره شمالی و خیلی از سیاستمداران این کشور قابل توجیه نیست. مگر اینکه واقعا رهبران پیونگانگ به این نتیجه رسیده باشند که دیگر جامعه و سیاستمداران این کشور بیش از این نمیتوانند با آمریکاییها مقابله کنند. یعنی سرمایه اجتماعی در کره شمالی رو به تحلیل رفته باشد و رهبران کره شمالی از سر ناچاری تن به این مصالحه داده باشند که اگر چنین باشد ممکن است با اقبال مردم کره شمالی هم مواجه شود. از آنجا که در درون کره شمالی هم خیلی از افراد نسبت به سیاستهای جاری پیونگانگ انتقادهای جدی دارند و معتقدند که باید این سیاستها را کنار گذاشت، وارد تعامل با دنیا شد تا مسائل و مشکلات کشور حل شود. بنابراین این بحثها به طور جدی در ارتباط با کره شمالی وجود دارد و نگرانی ظاهری رهبر کره شمالی هم این است که واقعا هم ملاحظات داخلی را مدنظر قرار میدهد. یعنی بخشی از نارضایتیهایی که ممکن است در درون جامعهاش باشد. همینطور بعضی از این نارضایتیها که معطوف به دو جریان است؛ یعنی برخی مخالف مصالحه هستند و برخی هم نگران اینکه تداوم ریاضت اقتصادی در کره شمالی به آنها آسیب جدی رسانده است. بنابراین رهبر کره شمالی ناچار است که به دغدغههای داخلی توجه کند. در عین حال نگران امتیازات گستردهای هم که میدهد، هست. چون کشورها گاهی اوقات فقط دنبال قدرت و ثروت در عرصه بینالمللی نیستند و گاهی اوقات به دنبال اعتبار و پرستیژ هستند. این مذاکره و این معامله به وجهه کره شمالی لطمه جدی وارد میکند. کره شمالی که یک کشور ایدئولوژیک است و تا دیروز معتقد بود میتواند آمریکا را از پای دربیاورد. دادن این همه امتیاز با این گشاده دستی میتواند به وجهه کره شمالی در منطقه و در سطح جهان و به وجهه رهبرانش در سطح داخل هم لطمه وارد کند و حتی ممکن است مجموعه اینها به جای اینکه نظام کره شمالی را در مقابل آسیبهایی که از ناحیه آمریکا متوجه این کشور بود، نجات دهد، برعکس باعث آسیب پذیری نظام سیاسی این کشور از ناحیه داخل شود و تهدیداتی از این قبیل را برای پیونگیانگ به همراه داشته باشد. به همین دلیل رهبر کره شمالی با فکر کردن به این مسائل به طور طبیعی ممکن است که چهره نگرانی از خود نمایان کند.