آرمان - حمید شجاعی: جریان اصلاحات از زمان شکلگیری تا کنون توانسته نقش بسزایی در جهت دهی فکری و سیاسی مردم در مقاطع مختلف ایفا کند. دوم خرداد ۷۶ میل به اصلاح امور بود که در بستر قانونگرایی توانست گفتمان اصلاحطلبی را در جامعه بگستراند. حال که این جریان سیاسی ۲ دهه از فعالیت خود را در سپهر سیاست ایران پشت سر میگذارد بسیاری بر لزوم بازنگری در ساختار این جریان تاکید دارند. به اذعان بسیاری از حامیان و رقیبان رمز موفقیت اصلاحطلبان اتحاد و انسجام تشکیلاتی است و هر زمان این مهم حاصل شده آنها توانستهاند کرسیهای ریاست جمهوری، مجلس و شوراها را از آن خود کنند. گرچه در برخی از اوقات نیز اختلافاتی در این جریان بروز کرده که در نهایت نمود خود را در انتخابات نشان داده است، مثل انشقاق و اختلافات در شورای اول یا اختلاف در روزها و ماههای قبل از انتخابات ۸۴ که منتهی به روی کار آمدن احمدینژاد شد. در این راستا اکنون که مردم بازهم به اصلاحطلبان رو کردهاند، آنها باید قدر این سرمایه اجتماعی را بدانند و عملکرد مثبتی در مجلس و شورا داشته باشند، گرچه دولت که با حمایت اصلاحطلبان روی کار آمده نیز باید از انفعال درآید و با تغییراتی مثبت در بدنه خود و عملکرد فعال در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی امید از دست رفته مردم را باز گرداند. کمتر از ۲سال به انتخابات مجلس یازدهم زمان باقی است از این جهت اصلاحطلبان باید ضمن رفع اختلافاتی از جنس شورای عالی و شورای هماهنگی در صدد هم افزایی باشند تا بازهم مورد اعتماد جامعه واقع شوند. از این جهت برای بررسی و جریان شناسی اصلاحات، اختلافات میان شورای عالی و شورای هماهنگی اصلاحطلبان و مسائل رخ داده در کنگره فوقالعاده انجمن اسلامی مهندسان «آرمان» با علی محمد غریبانی فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مهندسان به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
دو دهه از شکلگیری جریان موسوم به دوم خرداد و اصلاحات میگذرد. روند این جریان از گذشته تا کنون را چطور ارزیابی میکنید؟
دوم خرداد روز بزرگ و تاریخی و ماندگاری است، که آیندگان از آن به عنوان روز اصلاحات، روزی که خواسته و اراده مردم برای اصلاح همه اموربه نمایش گذاشته شد را به نیکی یاد خواهند کرد. ومردم و ما باید این روز ارزشمند راقدر بدانیم زیرا یقین داریم اگر بگذارند برنامه واهداف این واقعه تحول تاریخی و دگرگونی بینشها تحقق یابد بسیاری از مطالبات وخواسته بحق مردم تحقق مییابد البته برای عدهای این تغییر در داخل و خارج خوشایند نیست و درصدند که به هر نوعی با این جریان مقابله کنند، آثار تاریخی آن را از بین ببرند و آن را تحتالشعاع روزهای خاصی قرار دهند. دوم خرداد در مقابل تمامیت خواهی و زیاده طلبی قرار داشت. مردم در این روز به تغییر و اصلاح رأی دادند. پس باید آن را پاس بداریم. حال اگر ما اصلاحطلبان درست وحساب شده عمل نکنیم وبه دنبال منیتها باشیم و از این نعمت الهی که مردم به دور آن حلقه زدند و باور کردند، اگر هدفمند حرکت نکنیم و یا به نوعی کفر نعمت کنیم و به خواستهها و مطالبات مردم بیاعتنا باشیم مردم این فرصت داده شده را از ما خواهند گرفت. جوانمردی در روح اصلاحطلبی جاری است و اصلاحطلبی بدون جوانمردی فایده و ارزش ندارد. جادارد، یادی کنیم از اصلاحطلبانی که در پایداری و حفظ آرمانهای اصلاحطلبی هزینههای سنگینی پرداخت کردهاند. توصیه میکنم اصلاحطلبان را غرور احاطه نکند و از مردم فاصله نگیرند و با آنها صادق باشند و از هرگونه فامیلبازی و انحصارطلبی پرهیز کنند و از نخبگان مدد بگیرند چون آبروی همه اصلاحطلبان در گرو عملکرد تکتک ماست. اکنون پس از گذشت 2 دهه از پدید آمدن جریان دوم خرداد و استقرار جریان اصلاحات در جامعه شرایط ویژهای را پشت سر میگذاریم و من متاسفم از اینکه بعضی از مدیران یادشان میرود که درسایه چه جریانی در مصدر کار قرار گرفتهاند و یا متاسفانه ژست بیطرفی گرفته و فکر میکنند هرچه دارند از خودشان دارند و در نتیجه عوامل نفوذی و فرصت طلب در مجموعه اصلاحطلبان رخنه میکنند و آنچه نباید بشود میشود و یا بدون مشورت با صاحبان تجربه، خودسرانه عمل میکنند و یادشان میرود چه کسانی بوده و کجا بودهاند.
پیدایش این جریان و تاثیر آن در جامعه را چگونه تحلیل میکنید؟
اساسا پیدایش جریان دوم خرداد به همین راحتی نبود و افراد بسیاری در پیدایش و راهاندازی آن ایفای نقش داشتند، اصلاحات یک شبه بهوجود نیامده و یا انتخاب رئیس دولت اصلاحات اتفاقی نبود. نقش دوستان گروههای خط امام بهخصوص دوره چهارم مجلس را نباید منکر شد. اندیشه تحولگرایی و یا اندیشه اصلاحطلبی در دوره چهارم مجلس پایهریزی شد. جمع نمایندگان خط امام(ره) در دوره چهارم مجلس اول 18 نفر بود که بعدا به 33 نفر افزایش یافت. اما جمعی متحد و پشتیبان بودند و با برنامه جلو میرفتند. در دوره چهارم با اینکه در اقلیت بودیم اما چون در جمع دوستان انسجام وخلاقیت وجود داشت و توانستند کارشناسی و توانمندی خود را نشان بدهند در بین نمایندگان توانستند باور به وجود آورده و با کمک آنان یک نفر را برای نایب رئیسی مجلس کاندیدا کردیم و درنتیجه آقای حسین هاشمیان نایب رئیس مجلس چهارم شد. البته خط امامیهای مجلس تنها در مجلس تحولگرا نبودند بلکه در بیرون از مجلس هم تاثیرگذار بودند. دوره چهارم رسیدگی به صلاحیتها وضعیت خاصی داشت ارتباط و همپیمانی با آنها در جامعه و بدنه کشور بسیار موثر افتاد. درون مجلس و بیرون از مجلس کار خود را دنبال کردیم. در آن زمان پس از آنکه یکی عزیزانمان که تلاش شده بود کاندیدای ریاست جمهوری باشند کناره گیری کردند فعالیت مضاعفی را انجام دادیم یک جمع معدودی از نمایندگان و دوستان خط امامی مصمم شدیم فرد شایسته ومناسبی راپیدا کنیم پس از بررسیهای همه جانبه به رئیس دولت اصلاحات رسیدیم و ایشان تقبل کردند که در مجمع روحانیون مبارز موضوع را درمیان بگذارند. گرچه این طرح در وهله اول با مخالفت شدید مواجه شد، اما پس از نظر سنجیهایی که در بین دانشگاهیان و دانشجویان و مردم انجام شد، وقتی اقبال عمومی را مشاهده کردند، به نامزدی در انتخابات رضایت دادند. ناگفته نماند جریان پیدایش دوم خرداد در زمانی اتفاق افتاد که در کل کشور طوری جا افتاده بود که فردی از قبل تعیین شده و از حالا رأی آورده و کار تمام شده است. درنتیجه کسی جرات کاندیدا شدن را نداشت البته باید گفت احزاب وگروههای خط امام و نشریه مبین نقش بسزایی داشتند و اولین جایی که موضوع نامزدی رئیس دولت اصلاحات در آن مطرح شد نشریه مبین بود. با تلاش مردم نتیجه حاصل شد و دوم خردادیها بهوجود آمد که پایهگذار اصلاحات در کشور شد. آن زمان عنوان فعالیت از گروههای خط امام به جبهه دوم خرداد تغییر پیدا کرد که پس از پیروزی رئیس دولت اصلاحات و افزایش احزاب اصلاحطلب عنوان فعالیت دوم خردادیها به شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تغییر یافت که از آن تاریخ تا کنون به فعالیت خود ادامه میدهد، اما ماندگاری آن نیاز به تلاش بیشتر دارد. ما باید تا آخر با هم باشیم، دوستان ما در جریان اصلاحطلبی باید اتحاد و همگرایی را روش موفقیت خود بدانند. نه اینکه احزاب در مقابل هم قرار گیرند و بر هم احساس برتری داشته باشند. در برخی موارد دوستان اصلاحطلب ما به جای پرداختن به همبستگی و واحد نگری درصدند امتیاز بیشتری از یکدیگر بگیرند که این امر مطلوب نیست و رقیب از این شرایط استفاده میکند.
آیا اختلاف میان اصلاحطلبان به عدم شرکت مردم منجر نمیشود؟ شما این اختلافات را ناشی از چه میدانید؟
به نظر من حضور اصلاحطلبان تا اینجا پررنگ و سرنوشت ساز بوده است و یقین بدانید جنگ روانی درون یک تشکیلات ضایعات جبران ناپذیری دارد. اگر ما هوشیار و آگاه نباشیم و منیتها را کنار نزنیم از ترفندهای صحیح سیاسی بهره نجوییم و در کارمان صادق نباشیم و به خوبی و به درستی حامی هم نباشیم موجب بههم ریختگی اصلاحطلبان خواهیم بود. باید خود را باور کنیم و بخواهیم و بگوییم میتوانیم. میان ما نباید خودخواهی و تمامیت خواهی وجود داشته باشد. من شاهدم که برخی از احزاب و گروهها تمامیت خواهی را سرلوحه کارشان قرار دادند و همه نیازهای خود را از طریق سیاسیکاری تامین میکنند و اجازه نمیدهند گروههایی که مستقل، آگاه و اصلاحطلب واقعی هستند رشد کنند. در همین چند وقت پیش که در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که شاهد بودیم برخی از احزاب بیش از سهم خود مطالبهگر بودند و در بین گروهها اختلاف انداختند. به نحوی که با اعتراضات درون گروهی برخی از احزاب اصلاحطلب مواجه شدیم. بد و خوب ما اصلاحطلبان برای خودمان است. ما در گذشته در مجلس فراکسیونی داشتیم به اسم خط امام که بعد به فراکسیون اصلاحات تغییر نام داد. حال برخی با چه انگیزه و برنامهای برای مجلس به نام اصلاحطلبان رأی میگیرند، اما بعد فراکسیون امید تشکیل میدهند. این کار موجب حذف اصلاحات میشود. زمانی که در مجلس فراکسیون اصولگرایان داریم، چرا نباید فراکسیونی به نام اصلاحطلبان داشته باشیم که به فراکسیون امید برسیم؟ کلمه امید شعاری و انتخاباتی است، اما برخی چه در مجلس و چه در شورای شهر رأی را از اصلاحطلبان گرفتند اما به جای نام اصلاحات عنوان امید را برای خود برگزیدند. چه کسی متولی این امر است؟ رقیب که میخواهد جریانی به اسم اصلاحات کلا وجود نداشته باشد، حال برخی با تغییر نام فراکسیون اصلاحطلبان به امید در زمین آنها نیز بازی میکنند هرچند عملکرد چندان موفقی نیز نداشتند. این اختلافات از اینجا نشات میگیرد که برخی افراد نا آشنا کارها را به افرادی غیر متخصص و نا آشنا میسپارند در حالی که باید کار را به کاردان سپرد. یا در شورای شهر، اینکه میگوییم اصلاحطلبان بروند، یعنی کسانی که به مسائل و امور شهری آشنایی دارند باید به شورا راه یابند، اما متاسفانه این امر حاصل نشد.
چند سالی است که اختلافی میان حامیان شورای عالی سیاستگذاری و شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بهوجود آمده و هریک مطالبات خود را برحق میدانند. این اختلافات از کجا است و چگونه میتوان به وحدت جریانی رسید؟
تشکلی داریم تحت عنوان شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که بیست و چند سال سابقه و تجربه دارد و خیلیها تلاش کردند که این جریان را متوقف کنند. حتی زمان آقای احمدینژاد شرایطی پیش آمد که میخواستند کل احزاب را زیر سوال ببرند و تلاش کردند که پروانهها را به بهانههای واهی باطل کنند، اما با اراده دوستان ما در شورای هماهنگی این اتفاق نیفتاد و تحت هر شرایطی مقاومت کردیم و خیلی هم اذیت شدیم. پس اراده محکمی وجود دارد که اصلاحات را زمین بزنند که ما تاکنون اجازه ندادیم. شورای هماهنگی در تمام استانها بهوجود آمده و همه احزاب و گروههای اصلاحطلب در استانها نماینده دارند. ادعای ما بر این بود که شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نقش خود را به خوبی ایفا کرده و پس از این نیز باید این راه ادامه دهد، اما متاسفانه جریانی ساخته شد تحت عنوان شورای عالی سیاستگذاری که بیش از 50 درصد شورای هماهنگی موافق آن نبودند. بهخصوص با این اختیاراتی که به شورای عالی داده شد. تشکل ما 18 گروه بود، اما این آقایان تعداد اعضای شورای عالی را به بیش از 45 رساندند. میگفتند تشکیلات نیروهای خط امام با آن عظمتش یک رأی داشته باشد و فردی که عضو هیچ گروهی نیست یک رأی داشته باشد که اینها بیش از 25 نفر هستند. پیشنهادها و ایرادات قانونی ما به زعم خیلیها خوش نیامد و نتیجه این شد که ما در جلسه شورای عالی شرکت نکردیم و حدود 9 گروه از شورای عالی سیاستگذاری فاصله گرفتند. اینجا توطئه شروع شد و گروههایی که مخالفت خود را با شورای عالی به دلایل مشخص ابراز داشتند توطئههایی برای این احزاب تدارک دیدند و در داخل احزاب اختلافاتی بهوجود آوردند. حتی در حزب کار هم همین روال را در پیش گرفتند. گرچه من در انجمن اسلامی مهندسان مقداری مقاومت کردم، اما در پشت پرده به سراغ برخی از اعضای انجمن رفتند و آنها را به حضور در جلسات شورای عالی ترغیب کردند. من نیز بهخاطر منافع جریان اصلاحات سکوت کردم. البته نفوذ اینها در گروهها ادامهدار است و میخواهند مدیریت را از بعضی از افراد منتقد در انجمن اسلامی مهندسان بگیرند اکنون کسانی در انجمن عضویت پیدا کردهاند که یک روز در این انجمن حضور نداشتهاند.
آیا شما و یا سایر احزاب، برای همفکری و چارهاندیشی با رئیس دولت اصلاحات نامهنگاری داشتهاید؟
من پیشنهادم این است که به سراغ نامههایی که به رئیس دولت اصلاحات نوشته شده بروید. نامههایی که از جانب ما و سایر احزاب نوشته شده و همه مطالب خود را مکتوب دادند. من از تمام متون این نامهها و پاسخ رئیس دولت اصلاحات آگاهم، اما شاید راضی نباشند که بگویم. اینجا برخی از دوستان نقشی را بازی کردند که عجیب بود. من تصور میکنم که نه رئیس دولت اصلاحات میداند و نه اجازه میدهند که مطالب به وی برسد. کسی که میگوید من اصلاحطلبم تا زمانی که مخالف جریان قرار نگرفته باید استفاده شود نه اینکه صرفا به منویات خود بپردازند. کسی در جریان اصلاحات میبرد که خود را سرباز اصلاحات بداند نه اینکه خود را در جای خاصی ببیند. اصلاحات اداره نیست که هر کس پی پست و مقام باشد بلکه اینجا تبلور اراده، هدف، آزادی و بیان دیدگاههای اصلاحطلبی با سلیقههای مختلف است. باید چند صدایی را بپذیریم، من متاسفم از اینکه گاهی مباحثی پیش آمده که تذکرات لازم ما را نمیبینند. در جریان اصلاحات همه خودی هستند ولو اینکه به سازوکار موجود انتقاد یا اعتراضی داشته باشند.
اختلافاتی که در انجمن اسلامی مهندسان بروز کرد و موجب انشقاق شد، در کجا ریشه داشت؟
یکی از پیشکسوتترین گروههای اصلاحطلب انجمن اسلامی مهندسان است که در تمام صحنههای سیاسی و اجتماعی حضور داشته. انجمن ما صنفی و سیاسی است. گرچه جنبه صنفی آن بیشتر میچربد. حداقل معلومات اعضای انجمن ما مهندسی است و کمتر از لیسانس نداریم. از این جهت با سایر احزاب تفاوتهایی داریم شعار مهندسین این است که یا راهی پیدا میکنیم یا راهی میسازیم. داستان اشکالات به وجود آمده در درون انجمن به وسیله تعدادی مشخص از زمانی شروع شد که ما با شورای عالی سیاستگذاری همراهی نکردیم. دومین اشکالی که بهوجود آمد این بود که جمعی به انجمن راه پیدا کردند که تعدادی از آنها عضویت نداشتندکه مدارک آن در وزارت کشور و پیش من وجود دارد. از طرف دیگر وقتی مجمع عمومی برگزار میشود هیأت رئیسه انتخاب میشود و کل کار به این هیأت واگذار میشود و هیأت رئیسه باید جلسه را کنترل کند، عضویتها را ببیند و شرایط کاندیداتوری برای شورای مرکزی را برای کنگره اعلام کند. متاسفانه در کنگره سال 94 طبق اساسنامه عمل نشد. تعداد اعضای شورای مرکزی براساس اساسنامه 7نفر است، اما 15 نفر انتخاب شد. بعد از آن میبایست در کمیسیون ماده 10 احزاب به تصویب میرسید و در نهایت وزارت کشور آن را رد کرد و اعلام شد تا زمانی که اساسنامه بخواهد هرگونه تغییری داشته باشد نمیتوانید خلاف آن تصمیم بگیرید. کمیسیون ماده 10 احزاب نیز اعلامیه وزارت کشور را تایید کرد. اشکال دیگری نیز که گرفته شد این بود که اعضای شورای مرکزی باید اعضای اصلی یا موثر سایر احزاب نباشند که آنجا نیز متاسفانه از چند گروه که عضو شورای مرکزی بودند انتخاب شدند. اعضای رسمی نبودند، صلاحیت عضویت در شورای مرکزی را نداشتند و انتخابات ما باید بر اساس 7 نفر شکل میگرفت از این جهت وزارت کشور به ما ابلاغ کرد که باید این کار را در مجمع عمومی فوقالعاده حل کنید. زمانی که ما خواستیم این مساله را اجرایی کنیم برخی به سمت شورای عالی سیاستگذاری رفتند تا آنجا مورد تایید قرار گیرند که وزارت کشور با احضار این افراد به آنها تذکر داد که کارشان غیر قانونی است. زمانی که خواستیم کنگره را برگزار کنیم دیدیم گروهی که نه جایگاه قانونی دارند و نه مجوز، و بنده و شورای مرکزی انجمن آنها را نمیشناختیم و از شورای مرکزی مصوبهای نداشتند، خود را مجری برگزاری کنگره حزب قرار دادند. بدین عنوان که زمان ما برای تطبیق حزب با قانون جدید احزاب تنگ است. از این جهت بدون اینکه از استانها اعضا را دعوت کنند، آگهی دادند و برای اینکه حد نصاب قانونی را به 300 نفر برسانند جلسهای تشکیل دادند و در آن جلسه انتخاباتی صورت گرفت که وجاهت قانونی نداشت و آقای جبارزاده معاون سیاسی وزارت کشور نیز 2 بار صراحتا اعلام کرد که باید قانون حاکم باشد و ملاک کار آخرین اساسنامه انجمن باشد. البته اینها از رو نرفتند و تحت عنوان برگزار کننده کنگره فوقالعاده انجمن اسلامی مهندسان اطلاعیهای دادند. حتی اعلام کردند که هر کس قصد کاندیداتوری شورای مرکزی را دارد باید 500 هزار تومان به حساب شخصی آنها بریزد و ملاک حضور در انتخابات و شورای مرکزی همان مبلغ است. تحت این عناون که هزینه کنگره را تامین کنیم که این خود جرمی کیفری و کلاهبرداری است. از این جهت ناچار شدیم از طریق مراجع قضائی نیز این مسائل را پیگیری کنیم که به جایی خواهد رسید. آن زمان نامهای به نماینده وزارت کشور نوشتم و گفتم که برای برگزاری کنگره فوقالعاده باید 4 پنجم اعضا حضور پیدا کنند. تعداد اعضای ما 774 نفر است و باید 620 حاضر باشند. براساس اظهاراتی که از استانها شد اکثریت حضور نیافتهاند. پرونده در دیوان عدالت اداری مفتوح است کنگره نهایی در11 خردادماه در کانون توحید برگزار خواهد شد که در آن فقط اعضا دارای حق رأی شرکت خواهند کرد. کسانی هم میتوانند رأی دهند که یک سال با انجمن همکاری داشته باشند. من از وزارت کشور لیست اعضای حاضر در کنگره برگزار شده را برای بررسی ورسیدگی خواستهام و یقین بدانید تا آخر این مساله را پیگیری خواهم کرد.