آرمان - متاسفانه در چند سال اخیر افشای حوادث مربوط به تعرض جنسی به اطفال و نوجوانان و یا سوءاستفاده از آنان توسط والدین یا سرپرستان قانونی یا اولیای مدارس افکار عمومی را در شرایط ناخوشایندی قرار داده است. بهویژه آنکه در تمدن کهن ایرانی از یک طرف و آموزههای دین مبین از طرف دیگر، رعایت حرمت انسانها، حفظ عفت و اخلاق عمومی و بهویژه حمایت از اطفال و نوجوانان به عنوان گردانندگان آینده جامعه همیشه مورد سفارش و تاکید قرار دارد. این حوادث زمانی دهشتناکتر است که معترضان افرادی هستند که والدین فرزندان خود را به عنوان امانت به آنان میسپارند تا در آموزش و پرورش و تربیت آنان کوشا باشند. معلمینی که در حوزههای آموزش و پرورش باید تقدس امر تعلیم و تربیت را نه به عنوان یک تکلیف بشری بلکه به عنوان یک وظیفه دینی و الهی تلقی کنند، به اطفال که در دست آنان امانت است، تعرض جنسی میکنند. البته آنچه به عنوان ارتکاب اینگونه اعمال خلاف در رسانهها اعلام میشود یا توسط والدین پیگیری میگردد و نهایتا افشا میشود، بخشی از یک بزهکاری است که قربانیان آن بیش از این تعداد هستند که معرفی میشوند. اصولا جامعه ایرانی به علت تحفظ اخلاقی، کمتر تمایلی به افشا و انتشار اخبار نسبت به اینگونه تعرضات به خود یا افراد خانواده خود دارد. به همین جهت این نوع جرائم عمدتا پنهان تلقی میشوند. سوءاستفاده جنسی از لحاظ شکل و از لحاظ تعداد متفاوت از آن است که بیان میشود. از لحاظ شکل و حالت معمولا این تعرضات گاهی با سوءاستفاده جنسی در حد هرزه نگاری، گرفتن عکسهای عریان از بدن افراد تا لمس بدن و نهایتا تجاوز صور مختلفی دارد و از لحاظ آماری این تعرضات صرفا مربوط به کودکان و نوجوانان نمیشود. بخشی از جوانان بهویژه برخی از دخترانی که در کشور جویای کارند، توسط افرادی که آنان را تحت عنوان کارمند بهکار گرفتهاند، با تعرض مواجه میشوند و این تعداد را باید در نظر داشت. نکته قابل توجه درخصوص حادثه مشابه با تعرضی که اخیرا توسط این معلم ارتکاب شده است، باید مورد اشاره قرار گیرد این است که مطالعات نشان داده است که این اشخاص قبل از اینکه فاعل جرم باشند خود قربانی یک میل سرکوفته و عقدهای هستند که ناشی از قربانی شدن در دوران کودکی است. در حقیقت چون این اقدامات تجلی بیماری روحی و اختلال شخصیت میباشد، عمدتا مربوط به اشخاصی است که خود در دوران کودکی قربانی سوءاستفاده جنسی بودهاند چراکه از یک انسان متعادل این حرکت که نشانه انحراف است معمولا سر نمیزند. واقعیت این است که برخورد با این اشخاص در موازین کیفری ما، ضوابط بسیار سخت و سنگین مقرر کرده و مجازاتهای مهمی از اعدام تا حد تازیانه و حتی حبس برای آنان پیشبینی کرده اما واقعیت این است که به دلیل پنهان بودن اینگونه جرائم و عدم افشای آن حتی توسط قربانیان، هزاران مورد از این حوادث در زندگی برخی اشخاص اتفاق میافتد که هیچگاه افشا نمیشود. بنابراین توسل صرف به مجازات راهکار مناسب، موثر و مفیدی برای عدم تکرار آن نخواهد بود. امروز در چارچوب سیاست جنایی و علم مهار، پدیده بزهکاری ثابت شده است که در جوامع باید از تدابیر واکنشی استفاده شود. تدابیری که پیشگیرانه است و میتواند متضمن استفاده از اقداماتی مانند امور اقتصادی، فرهنگی، تربیتی و رفاهی باشد. آموزش از طریق رسانهها بهویژه مدارس، شهرداریها و نهادهای فرهنگی بهجای نصیحت تنها میتواند خانوادهها را نسبت به این موارد حساس کنند، به اطفال آموزشهای لازم را بدهند و سپس با گماردن بازرسیهای مقطعی بهویژه توسط عوامل نظارتی خارج از مدرسه چگونگی رفتار معلمان و اولیای مدارس را با دانشآموزان رصد نمود و اما مهمتر از همه ما باید درموقع استخدام معلمان و مشاغلی مانند قضاوت، پزشکی و مسائلی که معمولا با افراد آسیبپذیر بالقوه یا بزهدیدگان خاص ارتباط دارند با تست روانشناسی و روانکاوی توانمندی تحمل صنفی ورعایت ضوابط مربوطه را مورد سنجش قرار داد. این نوع تعرضات و تجاوزات نسبت به کودکان و نوجوانان نشانه اختلال شخصیت، بیماری و عقدههای سرکوب شده از دوران کودکی است. در کنار این اقدامات، مراقبت والدین که خود باید آموزش ببینند، تدبیر دیگر کنشی است که میتواند از وقوع بسیاری از حوادث مشابه جلوگیری به عمل آورد. نکته آخر اینکه فراموش نکنیم که این تعرض تنها دارای آثار جسمی یا روانی موقت و گذرا نیست. گاهی قربانیان تعرضات جنسی خود در آینده مستعد ارتکاب چنین رفتاری خواهند بود. این فرد و سایر افراد مشابه قبل از اینکه بزهکار باشند، خود قربانی عواملی هستند که در دوران کودکی آنان را بزهدیده تعرضات مشابه نموده است.