آرمان - جریان اصلی ایجاد تفکر دوم خرداد و روی کار آمدن اصلاحطلبان از آنجا نشأت میگرفت که مردم با یک نابسامانی فرهنگی سیاسی دست به گریبان بودند و تک قطبیبودن سیاست را نمیپسندیدند. در سال پایانی ریاستجمهوری مرحوم آیتا...هاشمی، جو سیاسی اصلاحات از سوی ایشان و با تشویقهایی صورت گرفت که ایشان در راستای گرایش مردم به سمت اصلاحطلبی انجام میداد و این امر منجر به ایجاد باوری اصیل در مردم مبنی بر داشتن حق انتخاب از طریق رأی و انتخابات شد. مردم به این باور رسیدند که الزاما نباید طرفدار یک قطب مشخص باشند و کاندیدایی را انتخاب کنند که موافقت تمام بخشها و نهادها را دارد. دوم خرداد جریان موفقی بود که مردم برای اولین بار درک کردند میتوانند نقش موثری در جریان سیاسی کشور داشته باشند اما این بهتنهایی کافی نبود؛ هم بسیاری از مسئولانی که از جریان اصلاحات برخاستند، تجربه مدیریتی کافی برای اداره مناصب و جایگاههای دولتی نداشتند و هم مردم برای ادامه دادن جریان اصلاحات به بلوغ فکری نرسیده بودند. مردمی که اصلاحات را انتخاب کرده بودند صبر و حوصله کافی برای بارور شدن این جریان در تمامی سطوح و لایههای اجتماع، سیاست، فرهنگ و... را نداشتند. موارد فوق باعث شد پس از اتمام دوران ریاستجمهوری اصلاحات مردم انگیزه کافی برای حضور در انتخابات را نداشته باشند و نتیجه آن جز رئیسجمهور شدن محمود احمدینژاد و ظهور جبهه پایداری از درون اصوالگرایان نبود. در واقع میتوان اذعان کرد منشأ اصلی عدمموفقیت جریان اصلاحات، عدم بلوغ مردم و نبود آگاهی و بینش سیاسی کافی در آنها بود. دوم خرداد را مردم با شرکت در انتخابات و انتخاب این جریان فکری از طریق رأی دادن به وجود آوردند بنابراین این مردم هستند که باید بدنه اصلاحات را تشخیص داده و آن را با آگاهی و افزایش شعور تصمیمگیری در خود پدیدار ساختند. زمانی که جامعه دارای بلوغ کافی برای حضور در صحنه نباشد، نمیتوان انتظار یک جریان ایدهآل و پرنشاط در کشور را داشت. خوشبختانه در سالهای اخیر بلوغ فکری مردم و دانش سیاسی آنها افزایش یافته است. وقتی در سال 92 جبهه اصلاحات متحد و باعث آمدنِ مردم پای صندوقهای رأی شد و از تداوم قهر مردم با صندوقهای رأی جلوگیری کرد و وقتی با تمام قدرت پشت سر نامزدی قرار گرفت که کاملا اصلاحطلب نبود، نشان از این دارد که در برههای لازم است، جریان اصلاحات مصلحت جامعه و شرایط کشور را بسنجد و برحسب آن موضعگیری کند یا تصمیم بگیرد. این انعطاف سیاسی نشاندهنده بلوغ سیاسی جریان اصلاحات است، هرچند هنوز این میزان بلوغ کافی نیست. رویداهایی که اخیرا اتفاق افتاده و عدم توفیق کافی روحانی در برآورده سازی توقعات، نباید موجب عدم حمایت جریان اصلاحات از کاندیدایی شود که روزی پشت سر آن قرار گرفته بود و مردم را برای انتخاب آن بسیج میکرد. هم سیاسیون جریان اصلاحات و هم مردم که در حقیقت بدنه جریان اصلاحات به شمار میروند، هنوز احتیاج به آموزش و رسیدن به بلوغ کافی در جهت تصمیمگیریهای خود دارند.