آرمان - فرارسیدن سالگرد پیروزی آقای روحانی در انتخابات بسیاری را به قضاوت درمورد عملکرد یکساله رئیسجمهور و دولت دوازدهم وامیدارد. در این راستا باید اذعان کرد؛ قضاوت درباره دولت آقای روحانی مبتنی بر قضاوتهای خرد و کلان است. در قضاوت کلان طبیعی بود که دولت آقای روحانی با توجه به رقبا و نوع نگاهشان به مسائل جامعه و عملکردی که دولت روحانی در دوره قبل داشت، حمایت مردم، اصلاحطلبان و حتی اصولگرایان معتدل، در مجموع خیرالموجودین باشد. یعنی در این شرایط کشور حداقل مسیرهای نگران کننده، تند و افراطی گذشته را طی نکند. بنابر این آنچه رخ داد نشان میدهد که مردم و اصلاحطلبان اشتباه نکردند و نباید از رأی به آقای روحانی پشیمان باشند. اکنون نیز اگر نگاهی به سایر گزینههای ریاست جمهوری بیندازیم درخواهیم یافت که مصلحت کشور و مردم انتخاب آقای روحانی بود. از طرف دیگر در نگاه خرد باید آقای روحانی را با 2 ملاک بیم و امید سنجید. طبیعی است که رئیسجمهور در هنگامه انتخابات وعدههایی را داد که تصور میشود در ارتباطات با امیدها تلاش کرد که در بخش برجام و اقتصاد کشور فضای بهتری را فراهم کند. هرچند در بخش برجام این فضا به علت بدعهدی آمریکاییها آنطور که باید میسر نشد که این ضعف آقای روحانی نیست بلکه وی در ارتباط با برجام هرکاری میتوانست انجام داد که عملکردش نیز مورد حمایت نظام قرار گرفت، حال آنچه که رخ داده بر عهده دولت و رئیسجمهور نیست. حتی میتوان به مخالفان برجام این انتقاد را داشت که برخی از اقداماتشان در آنچه اکنون رخ داده بیتاثیر نیست. بخش دیگری که آقای روحانی بهآن تکیه کرده مساله اقتصاد، افزایش اشتغال، کاهش بیکاری، رونق اقتصاد جامعه است که بر خروج از رکود تاثیر میگذارد و بهنظر میرسد آقای روحانی در این زمینه گامهایی را برداشته، اما در تیم اقتصادی دولت انسجام لازم دیده نمیشود و تیمی که اکنون بر سر کار است ضعیفتر از تیم اقتصادی دولت قبل بوده و گامی به جلو برداشته نشده است. انتظار مردم این است که تیمی منسجم، با برنامهای روشن و نظارت و قوتی بیشتر کار را پیش ببرد. در عرصه مسائل اجتماعی این انتظار میرفت که آقای روحانی بتواند به سمتوسوی فضای بازتر و عامتر بخشهای فرهنگی حرکت کند، اما بهنظر میرسد که رئیسجمهور نسبت به گذشته تفاوت چندانی نداشته است. در بحث پیامرسانها جامعه به رغم آگاهی از تنگناهای موجود و اینکه همه چیز در اختیار رئیسجمهور نیست، اما به هر حال این انتظار از آقای روحانی و تیمش میرود که کمی جدیتر، با انگیزهتر و قدرت بیشتر وارد شود. طبیعتا در اینجا مردم احساس میکنند که بهرغم تاکید رئیسجمهور مبنی بر اینکه به سوی منع خاصی نخواهد رفت، اتفاق دیگری افتاده که به نفع دولت نیست. گرچه در این موضوع نیز احساس جامعه این است که اگر دولت سهم عمدهای در تحولات اخیر ندارد، اما در حد و اندازههای لازم نیز وارد نشده است. بحث امید و همبستگی اجتماعی نیز از مسائلی است که جامعه انتظار داشت گامهای جدیتری در آن برداشته شود. رئیسجمهور باید بداند که این مسائل با وعده و سخن حل نمیشود و باید نقاطی که جامعه از آن رنج میبرد مثل دیوانسالاری دولت که باید امور مردم تسهیل شود یا رفتارها و فرایندها گامهای بهتری برداشته شود. در عرصه سیاسی درست که بخشی از وعدههای داده شده توسط رئیسجمهور به اختیارات دولت برنمیگردد، اما شاید جامعه انتظار داشت که در برخی از تنگناها و گرفتاریهای موجود مثل عرصههای قضائی و محدودیتهای سیاسی گامهایی برداشته شود. البته ظاهرا گامهایی در این عرصهها برداشته شده، اما جامعه هنوز آنطور که باید تغییراتی را در این مسائل لمس نکرده و از این جهت انتظار بیشتری دارد. بهنظر میرسد اکنون که حدود 8 ماه از عملکرد دولت میگذرد رئیسجمهور و دولت مطبوعش مخصوصا در حوزه اقتصادی و برخی وزرا میتوانستند عملکردی بهتر از آنچه اکنون دیده میشود، داشته باشند. در مجموع باید متوجه باشیم که در چه شرایطی به این دولت رای دادیم و این دولت با چه تنگناهایی روبهرو بوده است. باید به این سوال اندیشید و به پاسخهای احتمالی فکر کرد که اگر چنین دولتی نبود و جریان فکری دیگری بر کشور حاکم میشد، اکنون با چه شرایطی روبهرو بودیم؟ باتوجه به نقدهایی که میتوان نسبت به دولت آقای روحانی داشت، اما مجموع عملکرد دولت مثبت و قابل قبول است و باید مشفقانه و منصفانه به دولت کمک شود تا نقاط قوتش تقویت و نقاط ضعفش نیز برطرف گردد.