آرمان -یاسمین طالقانی: محمدباقر قالیباف را باید مغمومترین چهره سیاسی سال 97 دانست. او که 12 سال بر مسند شهرداری تهران تکیه زده بود، اکنون بسیاری در انتظار پاسخگویی قالیباف هستند. ظاهرا این روزها قالیباف و برخی دوستانش برای دور کردن او از فضای پاسخ به سوالات درباره عملکردش شایعاتی درباره کاندیداتوری او در انتخابات 1400 مطرح میکنند که این شایعه هیچ نزدیکیای با واقعیت ندارد. البته قالیباف هم چندان بیتمایل به اظهارنظر در موضوعات سیاسی بهجای پاسخگویی درباره عملکردش نیست. نکته قابل تامل آنجاست که قالیباف همراهان اصولگرای سابق خود را در معرض انتقادات تند قرار داد.
اصولگرایان؛ سپر دفاع؟
ظاهرا این بار هم اصولگرایان سپر دفاعی از قالیباف شدهاند اما نه برای جلوگیری از انتقادات بلکه برای منحرف کردن اذهان عمومی درباره 12 سالی که او بر کرسی شهرداری تکیه زده بود. قالیباف بهخوبی میداند دیگر نهتنها چهره گذشته را در میان اصولگرایان ندارد بلکه برخی طیفهای اصولگرا به منتقد جدی او تبدیل شدهاند. بنابراین در چنین وضعیتی نوک پیکان هجمه خود را به سمت این اصولگرایان میگیرد اما نکته قابل تامل آنجاست که هدف اصلی قالیباف طیف سنتی اصولگرایان است و بهتازگی در گفتوگوبا خراسان چنین اظهار داشته است:«طیف سنتی اصولگرایان با ادبیات 40 سال پیش با مردم صحبت میکند» اما مشخص نیست او چه برنامهای برای حرف زدن با مردم دارد که آن را مقبول میداند. شهردار سابق تهران توضیح میدهد: «گفتوگو در اردوگاه اصولگرایی خیلی کم است. چون اینها گفتوگو را یک طرفه میبینند. به این معنا کسانی که پیشکسوت هستند و حس میکنند در مرکزیت قرار دارند، احساس میکنند نیازی ندارند حرف بقیه را گوش کنند. گفتوگو بین اصولگرایان یکی از ضرورتهاست و باید اجازه داد این گفتوگو بین همه اتفاق بیفتد؛ یعنی افراد را به پیشکسوت و آماتور تقسیم نکنند. درست است که انصاف و عقل حکم میکند آماتورها و تازهواردها به حرف پیشکسوتها بیشتر توجه کنند، اما معنای این حرف این نیست که فرد پیشکسوت نیازی به گوش دادن ندارد». این اظهارات میتواند به ناراحتی و کدورت قالیباف از سران جریان اصولگرایی تعبیر شود.
دیروز دوست؛ امروز ...
قالیباف درد دلهای زیادی دارد و البته گله از رفقای دیروز! در اذهان هست که ارتباط او با حداد عادل خوب بود چنانکه حداد عادل در سال 91 گفت: «بنده و آقایان قالیباف و ولایتی با هم قرار گذاشتهایم که باهم رقابت نکنیم و هنوز هم هیچکس نمیداند که چه کسی از بین ما کاندیدا میشود» و در سال 96 در حمایت از او اظهار داشت: «آقای قالیباف با توجه به تجربهای که در 8 سال دفاع مقدس کسب کردند، به مدیریت نیروی انتظامی منصوب و در ادامه به مدیریت شهرداری تهران انتخاب شدند و بنده از کسانی هستم که در هر مقطع با وی ارتباط داشته و از نزدیک شاهد فعالیتهای آقای قالیباف بودهام. بسیاری با انتخاب ایشان برای شهرداری مخالفت میکردند و این در حالی بود که حتی کسانی که سر هیچ موضعی وحدت نداشتند، دلشان نمیخواست آقای قالیباف شهردار تهران شود». بنابراین حداد عادل که نامش در تشکل جمنا است، همواره از قالیباف تمجید کرده اما شهردار سابق در روشی که برای پاسخگویی اتخاذ کرده تشکل جمنا را هم مورد انتقاد قرار میدهد و میگوید:«بخشی از اختلافات و موفق نبودنها از همین جا آغاز میشود که این گفتوگو را یک پروژه میبینند. مثلا شما ببینید، همین حرکت جمنا؛ انتخابات تمام شد، این حرکت هم تمام شد. آن سههزار نفری که در مجمع جمنا بودند فکر میکردند باید نظر خودشان را بگویند، در حالی که آنها آمده بودند تا افکار عمومی جامعه را نمایندگی کنند، حداقل اردوگاه خودشان را نمایندگی کنند. ممکن است من یک نظر شخصی داشته باشم، ولی وقتی جامعه و جهتگیریها را ببینم، ممکن است به تصمیم دیگری برسم. این ایراد در جمنا مشهود بود». قالیباف تنها به جمنا اکتفا نمیکند و سعی دارد بزرگان جریان اصولگرا را هم وارد ماجرا کند، بنابراین میگوید: «در انتخابات مجلس یازدهم، در سال 98 درست است که از تهران برای یک شهرستان نماینده انتخاب کنند؟ حتما مرکزیت اصولگرایی باید به شهرستانها کمک کند، اما نه اینکه از بالا بگوید شما قدرت تشخیص ندارید و ما برایتان تعیین تکلیف میکنیم؛ این افراد را بگذارید، بقیه هم نباشند!»
در نهایت...
ساده انگاری است اگر تصور شود قالیباف به عرصه سیاست ورود پیدا کرده و یا قصد کاندیداتوری در انتخابات 1400 را دارد چرا که بهخوبی میداند رأی به او کمتر از تصورش است و اکنون هم که طیفهای مختلف اصولگرایی را سیبل انتقادات خودش قرار داده، بهترین راهکار برای او خداحافظی با سیاستورزی و اندیشیدن به پاسخگویی درباره عملکرد 12ساله خود در شهرداری تهران است.