آرمان - تحولات اجتماعی در بستر مجموعهای از سیاستهای دولتی در حال نزدیک شدن به نقاط حساسی در تاریخ ایران است. رویکردهای دولت تدبیر و امید بهعنوان یکی از مهمترین گزینههای اصلاحات در جامعه ایران در مقابل بخشهایی از مردم بهدلیل نارضایتی درحال ترک برداشتن است. نارضایتیهای اخیر نسبت به عملکرد دولت در نقاط مختلف نشان از عدم درک صحیح استراتژیستهای دولت تدبیر و امید نسبت به رخدادهای اجتماعی در ایران دارد، بهگونهای که میتوان بین بدنه جامعه و ساختار دولت شاهد پدید آمدن شکاف بود. بهنظر میرسد که شکست نگاه کارشناسی نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی در ایران بهخصوص نسبت به عملکرد دولت پس از به قدرت رسیدن دوباره دولت تدبیر و امید نوعی سرشکستگی و ناامیدی را نسبت به بهبود اوضاع نهتنها برای جامعه بلکه در میان نخبگان سیاسی و فعالان اصلاحطلب در جامعه، باعث شده است. بیتوجهی به خواست و اراده مردم در مناطق مختلف در پیشبرد سیاستهای داخلی و حتی گزینش مقامات منطقهای و استانی که نشاندهنده رویگردانی غیرتخصصی از چهرههای تحولخواه به سمت گزینش افراد با شناسنامه مشخص و ناکارآمد در سمتهای فرمانداریها و بخشداریها از رهگذر مجموعهای از سیاستهای لابیگرایانه حزب اعتدال و توسعه برای مناطق مختلف و عبور از شناسنامه اصلاحات در ایران، فریاد مردم و دلسوزان اصلاح اجتماعی و سیاسی را نیز بلند کرده است. اکنون این سوال مطرح میشود که استراتژیستهای دولت تدبیر و امید و اعضای حزب اعتدال و توسعه در ایران به چهکاری مشغول هستند که ناامیدی در جامعه در حال باز کردن راه خود است؟ بهنظر میرسد که رویکرد محافظهکارانه و نگاه شخصی به مسائل و رویدادهای جامعه در حفظ موقعیت بهخصوص در مناطق کمتر توسعهیافته، نهتنها مسیرهای توسعه را هموار نکرده، بلکه میتواند بهعنوان اشتباه استراتژیک در نگاه به توسعه در ابعاد داخلی، منطقهای و بینالمللی تعبیر شود. امروز در مواردی شاهد برخی بیتوجهیها در موضوعات کارشناسی شده اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هستیم. بههم خوردن بازار ارز و افزایش بیسابقه قیمتها، بهخصوص سکه در کنار افزایش بحرانهای اجتماعی مانند طلاق، اعتیاد، خودکشی، گوشهگیری، مهاجرت، قاچاق وضعیت ناامن ایجاد میکند که برخی نشانههای آن را در مناطق ترکنشین، عربنشین و... میتوان دید. بیتوجهی به خواست ملی در خصوص بسترهای ارتباطی، رویکرد منفعل نسبت به برخی موضوعات سیاسی مهم و در عین حال حساس، ظرفیتهای اصلاحات را در جامعه به سوی بیتفاوتی سوق میدهد. بیشک جامعه ایران نسبت به امور حساس و آگاه بوده و خواست خود را به مسئولان منتقل میکند. عملکرد ناقص یا ناکارآمدی در این حوزهها میتواند صدمات جبران ناپذیر نسبت به جریان اصلاحات وارد کند. انتصاب مسئولان استانی، استانداران، فرمانداران در شهرستانها با لابیگرهای حزبی بدون توجه به خواست مردم منطقه و چهرههای اصلاحطلب که حتی با مقاومت وزارت کشور روبهرو میشود، موجبات ناامیدی از اصلاحات را به بار میآورد. از این جهت، تشکیل اتاقهای فکر تخصصی و کارآمد به منظور بازنگری و بازتعریف مسائل اجتماعی و سیاسی برای کاستن از آلام جامعه ضروری بهنظر میرسد که وزارت کشور میتواند با فعال کردن نیروهای کارآمد و تخصصی همچنین بهرهگیری از نخبگان منطقهای در کاهش اینگونه مسائل که باعث تزلزل داخلی میشود، اقدام کند. توجه به اراده مردم بهخصوص در مناطق کمتر توسعه یافته و اهمیت به انتخاب آنان در برابر توسعهطلبی حزبی میتواند در پویشهای اجتماعی، بیش از پیش امید و هویت اصلاحطلبی را در جامعه بازآفرینی کرده و زمینههای امید و توسعه را بههمراه بیاورد.