آرمان - زهرا سلیمانی: تهران مرکز سیاسی، اقتصادی، مواصلاتی و ... کشور است. در بسیاری از کشورهای دنیا سه شهر بهعنوان پایتخت فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تعریف شدهاند، اما در کشور ما تهران در ابعاد مختلف پایتخت است. در این شهر حدود ۴۰۰هزار شرکت، اداره، صنف و تشکیلات مختلف وجود دارد. از سوی دیگر در تهران شاهد مهاجرتهای بیرویه و رشد فزاینده جمعیت هستیم. تهران بالغ بر ۱۰میلیون نفر جمعیت دارد و روزانه چهارمیلیون نفر در این شهر رفتوآمد میکنند. اغلب این افراد با اهداف اقتصادی و تجاری به این شهر سفر میکنند، طبیعتا بسیاری از آسیبهای موجود در سطح کشور نیز در تهران شکل میگیرد.
در اصل تهران هزینه پایتختبودن را پرداخت میکند، اما از مزایای آن محروم است. از دیرباز در زمان اختصاص ارزش افزوده مبلغ شهر تهران را کاهش میدهند. از سوی دیگر مهاجرت از روستاها به شهرها و از شهرها به کلانشهرها به مرور موجب خالی شدن روستاها از سکنه و پدید آمدن مشکلات فراوان در شهرها، از جمله گسترش حاشیه نشینی شده است. در فروردین 96، سید حسین هاشمی، استاندار اسبق تهران گفت: « باید هزینههای زندگی در تهران را بالا ببریم.» در روزهای اخیر هم رئیس شورای عالی استانها با تاکید بر اینکه هر فردی که در تهران زندگی میکند، باید هزینه زندگی در آن را بپردازد، گفت: «میخواهیم شهر را به سمتی پیش ببریم که مردم هزینه خدماتی را که به آنها داده میشود، پرداخت کنند.» مرتضی الویری افزود: «شهر را باید بر اساس درآمد پایدار اداره کنیم، امروز تکیه کردن بر روشهایی همچون فروش تراکم، املاک شهرداری و تغییر کاربری بهعنوان یک منبع درآمد، بدترین فرم و نوع درآمدزایی در مدیریت شهری است که این روشها تا امروز منبع اصلی درآمدزایی شهرداری محسوب شدهاند.»
کدام خدمات درحوزه شهری گران شود؟
افراد ساکن در شهر تهران باید هزینههای سکونت در این شهر را بیش از این مقدار پرداخت کنند؟ چرا شهرداری به فکر اقدامات جدید مطابق با کشورهای پیشرفته برای درآمدزایی نیست؟ این در حالی است که با اندکی برنامهریزی میشود درآمد کلان برای تهران کسب کرد. برای مثال در کشورهای توسعه یافته هزینههای خدمات شهری متناسب با خدمات ارائه شده و حتی در بستههای تشویقی به همگان ارائه میشود. این مقوله را میتوان در ترافیک، بازیافت و خدمات رفت و روب شهری مورد بررسی قرار داد. برای مثال کشور آلمان در مبارزه علیه انباشت زبالهها موفق عمل کرده و امروز برای مردمش مدیریت پسماند یک امر بدیهی تلقی میشود. مدیریت پسماند در این کشور همچون دیگر کشورها از جمع آوری و دفع مواد زائد آغاز شد و تا مدیریت حرفهای آن ادامه پیدا کرد؛ تا جایی که در سالهای اخیر هدف آلمان از سیاستهای اتخاذ شده در حوزه مدیریت پسماند، دستیابی به اقتصادی مبتنی بر بازیافت است که باعث صرفه جویی در منابع و کاهش اثرات نامطلوب روی محیط زیست میشود. این در حالی است که هنوز در شهر تهران نهتنها مقوله تفکیک زباله از مبدأ از سوی مدیریت شهری اولویت ندارد، بلکه مافیای موجود در این زمینه روز به روز تعداد زباله گردها را که اغلب کارتن خوابها، کودکان کار و خیابان هستند افزایش میدهد. در مدیریت پسماند این بینظمی باعث بروز یک چرخه معیوب شده است. از سوی دیگر در کشورهای اروپایی و آمریکایی جریمههای سنگین برای ریختن زباله در سطح شهر وجود دارد. در حالی که در کشور ما جریمهای برای ریختن زباله در شهر اعمال نمیشود و هنوز اعمال قوانین در این زمینه از سوی قانونگذار فانتزی است. در این میان سالانه پرتاب زباله از خودرو تصادفات ناگوار فراوان را رقم میزند. جالب است بدانید که افزایش هزینه برای شهروندان در حالی مطرح میشود که هنوز هیچپاسخ شفافی درباره املاک نجومی، استخدامهای بیضابطه و دیگر حیف و میل هزینهها از مدیریت شهری گذشته ارائه نشده است.
تهرانیها چندان متمول نیستند
نماینده مردم تهران در مجلس درباره افزایش خدمات برای شهروندان به خبرنگار «آرمان» میگوید: به مدیران شهری پیشنهاد میشود، قبل از هر گونه تصمیمگیری وضعیت مردم تهران را بررسی کنند. در این اقدام باید بررسی شود که آیا مردم تهران توانایی پرداخت هزینههای گرانتر را برای دریافت امکانات بیشتر دارند یا خیر؟ پروانه سلحشوری میافزاید: از سوی دیگر آیا هم اکنون مردم مطابق با هزینههای پرداختی در تهران خدمات دریافت میکنند؟ بهگفته او مردم تهران مطابق با هزینههای پرداختی خدمات دریافت نمیکنند. این نماینده مجلس میگوید: تا وقتی که دولتمردان در سطح دولت و مدیران شهری چشمشان به جیب مردم است، نمیتوان کاری از پیش برد، چون بر اساس آمارها 30درصد از مردم کشور در فقر مطلق زندگی میکنند. در این شرایط باید گفت که 30درصد مردم در تامین امکانات روزمره زندگی با مشکلات متعدد مواجه هستند، دیگر نمیتوان از آنها انتظار پرداخت هزینههای مازاد را داشت. سلحشوری میافزاید: دولت و مدیران شهری و دیگر نهادها میتوانند در وضعیت نابسامان اقتصادی کنونی صرفهجویی کرده تا اینکه هزینه اقداماتشان را از جیب مردم دریافت کنند. بهگفته او اگر مدیران در مقابل خرجهای غیرضروری بتوانند مقابله کنند، طبیعتا میتوان کلانشهر تهران را مدیریت کرد. نماینده مردم تهران در مجلس درباره وضعیت معیشتی مردم پایتخت میگوید: هم اکنون مردم متحمل فشارهای اقتصادی فراوان هستند و با این اقدامات نمیتوانند کاری از پیش ببرند. برای مثال در مناطق یک، دو و سه تهران شاهد فعالیت سرمایهداران و افراد متمول هستیم، اگر مدیران شهری بتوانند از این افراد با توجه به سطح هزینهها مبالغی را دریافت کنند، در غیراین صورت بسیاری از مردم ساکن در پایتخت از وضعیت معیشتی مناسبی برخوردار نیستند. بهگفته او اگر راهکارها بهنحوی باشد که بتوان افراد برخوردار را به خدمت مردم گماشت میتوان اقدامات مناسب انجام داد.
سیاستهای سلبی، ایجابی و عدالت محور
در ادامه یک کارشناس اقتصادی درباره وضعیت اقتصادی مردم در شهر تهران به خبرنگار « آرمان» میگوید: هر گونه تصمیمگیری در سطح کلان نیازمند رعایت سه پارامتر تحت عنوان سیاستهای سلبی، ایجابی و عدالت محور است. در صورت اجرای یک اقدام به شکل کلان باید هر سه سیاست در آن لحاظ شود. وحید شقاقی میافزاید: هر تصمیم را نمیتوان به شکل دستوری اجرا کرد. اگر اقدامات و برنامهها با سیاستهای ایجابی انجام شود، طبیعتا روند انجام آن به شکل مناسب است. بهگفته او ابتدا باید برای انجام برنامهها سیاستهای ایجابی را اجرا کرد. در مرحله بعد در صورت عدم پاسخگویی به اقدامات میتوان از سیاستهای سلبی استفاده کرد. همچنین وقتی تصمیمی اتخاذ میشود، میتوان از طریق برنامههای عدالت محور به انجام اقدامات مناسب همت گماشت. این تحلیلگر مسائل اقتصادی افزایش قیمت هزینهها برای مردم ساکن در شهر تهران را در قالب سیاستهای سلبی مورد بررسی قرار میدهد و تاکید میکند: این گونه سیاستگذاریها ایجابی و عدالت محور نیست. برای مثال سالانه مهاجرت به کلانشهر تهران به شکل فراوان انجام میشود. این در حالی است که اغلب افراد هیچعلاقهای به ترک شهر و شهرستان خود ندارند، اما بهدلیل تجمع امکانات، خدمات رفاهی بیشتر، تمرکز قدرت، ثروت، شهرت، رسانهها، خدمات سلامت و مقوله اشتغال به شهر تهران مهاجرت میکنند. بهگفته او جذابیتهای فراوان در شهر تهران متمرکز شده و این مقوله باعث افزایش مهاجرتها به سمت شهر تهران شده است. این تحلیلگر مسائل اقتصادی میگوید: سیاستگذاران آمایش سرزمین بر اساس سیاستهای ایجابی تدوین کرده و مطابق با آن و منطقه شرایط یک زندگی شایسته و آبرومند را در اقصی نقاط ایران فراهم کنند. شقاقی میگوید: در این وضعیت برنامه ریزان میتوانند خدمات رفاهی را در اقصی نقاط این سرزمین به نحو مناسب ارائه دهند. در این اقدام جلوی مهاجرت روستاییان به شهرها و کلانشهرها گرفته میشود. این اقدام را میتوان در مقابل سیاستهای ایجابی مورد بررسی قرار داد. بهگفته او صرفا با اعمال سیاستهای ایجابی و تنبیهی به اهداف نمیرسیم و همین مساله باعث بروز نارضایتی میشود. این تحلیلگر مسائل اقتصادی با بیان اینکه نمیتوان در نقاط مختلف کشور سیاستهای متفاوت هزینهای تعریف کرد، میگوید: در این شرایط دولت و تصمیمگیران ارشد کشور باید مبتنی بر آمایش سرزمین و منطقهای تلاش کرده و وضعیت اشتغال استانها را بهترکنند و خدمات رفاهی و سلامت را در پهنه سرزمینی به یک میزان توزیع کنند. این در حالی است که هم اکنون در برخی از شهرها و روستاهای کشور خدمات سلامت به شکل مناسب ارائه نمیشود. برای مثال در اغلب روستاها و شهرها شاهد ضعف تجهیزات پزشکی، نبود پزشک و پرستار متخصص در زمینههای مختلف و ضعف خدمات رفاهی در شهرستانها هستیم. همچنین تمرکز قدرت و ثروت در پایتخت باعث شده افراد به تهران مهاجرت کنند، طبیعتا افراد با دستیابی به این امکانات در شهر و روستای خود دیگر تمایلی به مهاجرت ندارند. شقاقی تاکید میکند: سیاستگذاران کشور باید از بخشی و جزئی نگری به سمت کلان نگری سوق پیدا کنند، چون فقط با اعمال سیاستهای جزئی و بخشی نمیتوان نتیجه مطلوب را کسب کرد و این اقدام با عدالت نیز سازگار نیست. بهگفته او با توجه به شناخت از وضعیت معیشتی مردم تهران تاکید میکنم که آنها توانایی افزایش هزینهها را ندارند. این مقوله با عدالتمحوری و اعمال سیاستهای ایجابی در تضاد است.