آرمان - هرچند بحث پارلمان اصلاحات از مدتها قبل توسط برخی دوستان مطرح بوده ولی چون نه سازوکار، اهداف و چگونگی شکلگیری و نه ضرورت آن شفافسازی نشده، به نظر نمیرسد آنچنان که باید و شاید منظور و نظر دوستان مطرح کننده این طرح را محقق کند. ما امروز همچنان سازوکاری داریم که بتوانیم در این جریان انسجام ایجاد کنیم ولی باید عزم این انسجام همچنان در بین دوستان مطرح باشد و طبیعتا اگر همین سازوکار هم نواقصی دارد قابل مرتفع شدن است. ولی چون ابهامات زیادی در نوع این کار، چگونگی و اهداف آن وجود دارد تا وقتی مرتفع نشود، نمیتوان راجع به شکلگیری این پارلمان صحبت کرد اما اگر هدف بیشتر معطوف به انسجام باشد، نیازمند یک پیش زمینه هستیم که همه جریانات سیاسی به این ضرورت انسجام واقف باشند و تلاش کنند با توجه به اینکه چالشهای سنگینی در مسیر راه اصلاحات است، بدانند که بدون انسجام نمیتوانند هیچ امکانی را برای فعالیت سیاسی یا کنش موثر خودشان در جامعه ببینند. طبیعتا اگر این پیش زمینه به خوبی در بین دوستان شکل گرفته باشد که احتمالا هم در اکثریت هم اینگونه است، همین سازوکاری که در شورای عالی هست، با وجود اشکالاتی که مطرح است و قابل رفع میباشد، میتواند جبران کند. مگر اینکه اساس دیگری مطرح باشد که چندان از آن مطلع نیستم. از طرفی بحث اینکه با روی کار بودن شورای عالی اصلاحات تصمیمات یک فرد است که در نهایت اثرگذار است ولی در صورتی که پارلمان اصلاحات شکل بگیرد، تصمیمات گروهی و طیفی خواهد بود که البته اینطور نیست. چون همه گروههایی که در جریان اصلاحات فعال هستند در شورای عالی نماینده دارند و طیفهای متعددی هستند که نظرات مختلفی داشته و در عین حال همفکری و هم نظری میکنند. با توجه به محور وحدتی که وجود دارد، میتواند بخش عمدهای از خواستهها و نظرات دوستان را در بین و در درون خودش هضم و تحلیل کند. هرچند ممکن است ایراداتی به آن وارد باشد که باید تلاش کنند که اشکالات را بگیرند و به نظر قابل رفع است. درواقع کار در آنجا بهصورت جمعی است ولی اگر اشکالی درسازوکارش وجود دارد، ممکن است که همین اتفاق در پارلمان هم بیفتد. گذشته از اینکه ممکن است در پارلمان مساله سهمخواهیها خیلی جدیتر مطرح شود که خودش آغاز اختلاف است و طبیعی است که ابهامات اینچنینی گستردهای در صورتی که این پارلمان بخواهد تصمیم گیرنده باشد، وجود دارد.
وقتی هم که با عنوان محل مشورت مطرح میشود بحث دیگری است ولی اگر بناست که تصمیم گیرنده باشد باید از حالت پارلمان به مجموعههای کوچکتری تقلیل پیدا کند. بعد ممکن است همین اشکالاتی که به ذهن برخی دوستان میرسد، آنجا هم ایجاد شود. بنابراین اگر همین انرژی و تلاشی که دوستان برای رفع و رجوع کردن مشکلاتی که فکر میکنند در شورای عالی اصلاحطلبان وجود دارد، بگذارند به نتیجه نزدیکتر خواهیم بود. در این میان بحث کسانی مطرح است که از این راه به مجلس یا ریاستجمهوری راه پیدا میکنند و باید پاسخگو باشند که حتی اگر از طریق پارلمان هم باشد این اتفاق ممکن است که نیفتد. البته قدمهایی در این راه برداشته شده که باید تکمیل شود تا اگر کسی از این مجموعه انتخاب میشود و با اعتبار این مجموعه رای میآورد، پاسخگو باشد که طبیعتا نیازمند سازوکارهایی در شورای عالی است که با همفکری دوستان امکان ایجاد این سازوکار هم وجود دارد که در ابتدا پیشبینیهای لازم را بکنند تا افرادی که معرفی میشوند و رای میآورند، بدانند که در برابر این شورا، مسئولیت دارند. وقتی یک مجموعه کارآیی خود را اجمالا نشان داده و نواقصی دارد باید به رفع نواقص بپردازند که بهتر از ایجاد جایگزینهایی است که ممکن است نتوان محورهای عمده وحدت و یکپارچگی را در آنها ایجاد کرد و بعد باعث از همگسیختگی وضعیت موجود شود بدون اینکه جایگزین مطمئنی برایش ایجاد کرده باشیم. اما فراکسیون امید متشکل از نمایندههای بخشهای مختلف کشور، در حالی تشکیل شد که هنوز احزاب کاملا شکل نگرفته بودند و ارتباط با افراد هم آنچنان که باید و شاید برقرار نشده بود. ضمن اینکه افراد فقط با شناساییهای منطقهای و نه ارتباطات حزبی بلکه هرکس که کمی به این جریان نزدیکتر بود یا فاصلهاش با جریان مقابل بیشتر شده بود، در این لیست قرار گرفت. طبیعتا ایجاد انسجامی که از یک فراکسیون حزبی انتظار داریم از این فراکسیون چندان واقعی نیست. بعضا این افراد به شکل از قبل پیشبینی شده کنار همدیگر چیده نشده و در بازه زمانی خاص آنهم براساس اینکه چه کسانی ارتباط قبلی داشته یا نداشته باشند و با توجه به شرایط منطقهای و این شهر و آن شهر و غیره و ذالک، افرادی در این لیست قرار گرفتند که بعد هماهنگ کردن آنها کار خیلی سخت و مشکلی بود. برخی از فرصت استفاده کرده و علقه آنها به این جریان یکسان، یکدست و یکنواخت نبود و به صورت طبیعی فاقد سابقه سیاسی بودند و مشکلات خاصی در حوزههای انتخابیه داشتند. این عوامل دست به دست هم میداد که انتظار یک فراکسیون منسجم حزبی، موثر و یکپارچه دور از واقعیت باشد. هرچند انتقادات متعددی به فراکسیون امید وارد است ولی احساس میکنم دوستان منتقد شرایط شکلگیری این افراد و ورودشان به مجلس را کمتر در نظر میگیرند. همین که وقت بیشتری بگذاریم و همدلی و هماهنگی را بیشتر کنیم تا تاثیر محکمتر و قویتر بتواند بگذارند، یک قدم به جلوست. گذشته از اینکه یادمان باشد هدفگذاری ما در مجلس این بود که با هر ابزاری که ممکن است یک اکثریت تندرو را به اقلیت کمتاثیر تبدیل کنیم و نه اینکه یک فراکسیون قوی، متشکل و سازمانیافته در مجلس ایجاد کنیم که فاقد چنین امکاناتی هستیم. این هدفگذاری به نحو خوب و شایستهای تحقق پیدا کرد و در مرحله بعد نیازمند سازوکارهای مشخصی هستیم تا بتوانیم انتظار تاثیرگذاری حداکثر این فراکسیون را در مجلس داشته باشیم. گاها تصور میکنم آنطور که از این فراکسیون انتظار میرود کمی فراتر از آن چیزی است که در این هدفگذاری آمده است. طبیعی بود که نمیتوانیم انتظار یک فراکسیون قوی و منسجم از اینگونه افراد پراکنده با ورود اینچنینی به مجلس داشته باشیم ولی انگار کمی حافظهمان خوب نیست و یادمان میرود که چه اهدافی را دنبال میکردیم و چقدر به آن رسیدیم یا نرسیدیم. امیدوارم دوستان وقت بیشتری بگذارند و تلاش کنند با توجه به شرایط کشور فراکسیون امید منسجمتر و تاثیرگذارتر کار خود را دنبال کند.