آرمان - در آخرین روزهای سال 1396 دونالد ترامپ چاقوی جراحی خود را بهسوی معتدلین و کبوترهای کاخ سفید نشانه رفت تا آخرین طرفداران برجام و احترام به حقوق بینالملل و تعهدات بینالمللی آمریکا و توافقات دیپلماتیک را کنار بگذارد و سیاستهای ضد جمهوری اسلامی را با کمک مایک پمپئو و جان بولتون و نیکی هیلی بهتر پیش برد. اینکه جمع نمودن همه افراطیون توسط ترامپ در اطراف خودش صرفا برای پیاده کردن یک سیاست ضد جمهوری اسلامی است؟ طبعا همه هدف، ایران نیست ولی چون همه اعضای کابینه و مشاوران او ضد ایرانی انتخاب شدهاند، نباید از نظر دور داشت همانطور که خودش گفته میخواهد کاری به نتیجه رساند که چندین رئیسجمهور آمریکا قبلا نتوانستهاند در مورد ایران انجام دهند! به هرحال دونالد ترامپ که در محقق کردن بسیاری از اهداف سیاست داخلی و خارجی ناکام شده، شدیدا تشنه خودنمایی و نشان دادن زور و بازو به همه جهان میباشد. لذا ترامپ جنگ تجاری با چین راهانداخته و برخلاف مقررات سازمان جهانی تجارت و اصل کامله الوداد، نرخهای متفاوت برای ورود آهن، فولاد و دیگر کالاها از چین و یا اروپا و یا کانادا و مکزیک قائل شده است. از طرف دیگر دونالد ترامپ رؤیای دوستی اولیه با روسیه را کنار گذاشته و اجبارا وارد جنگ سفارتخانهها با روسیه شده که منجر به اخراج بیش از 60 دیپلمات آمریکائی از روسیه و برعکس میگردد و این خود حاکی از وخامت روابط سیاسی آمریکا و روسیه است. ترامپ با ایران در ابعاد گوناگون وارد درگیری و چالش شده است: تهدید به خروج از برجام در 22 اردیبهشت ماه جاری که خود متضمن آثار متعدد و ناگوار منطقهای و جهانی میتواند باشد، مقابله با برنامه موشکی ایران، مقابله با نقش و نفوذ ایران در خاورمیانه و در نهایت تلاش برای سرنگونی حکومت تهران، ابعاد مورد هدف دونالد ترامپ میباشد که نیازمند تیمی تندرو در اطراف ترامپ میباشد که بتواند قوانین بینالمللی و نرمهای دیپلماتیک را در هم نوردد و کسی ساز مخالف نزند. آمریکا با هماهنگی طرفداران منطقهای خود، موج جدید حملات تبلیغاتی و دیپلماتیک متعددی علیه ایران سامان داده است که این حملات اکنون از قبل فراتر رفته است. با نگاهی به مجموعه تحولاتی که در سیاست خارجی چند وقت اخیر به وقوع پیوسته، نشان از وجود برنامهای بزرگتر علیه ایران دارد.
از یک سو دادستان ایالات متحده آمریکا، سپاه پاسداران را متهم به حمله سایبری به 144 دانشگاه در آمریکا و 176 دانشگاه در سایر کشورهای جهان میکند. در دیگر سو ایران به حمایت و پشتیبانی لجستیکی از طالبان در افغانستان متهم میشود. به موازات این مسائل اکنون هم سه کشور آلمان، فرانسه و انگلستان در حال طرح و پیشنهاد بسته تحریمی جدید اتحادیه اروپا در خصوص موضوع موشکهای دفاعی کشور و دیپلماسی منطقهای ایران هستند. زمانی که محمد بن سلمان به صراحت اعلام میکند که حاضر است برای حمله نظامی آمریکا به ایران 4هزار میلیارد دلار هزینه کند، این نمونه از اظهارنظرها در کنار سایر تحولات ضد ایرانی افق خوبی را برای ایران در سالهای پیش رو نوید نمیدهد. متاسفانه در داخل هم عدهای بدون درک شرایط، با حذف راه و روش دیپلماسی، ایران را به سمت وخیمتر شدن شرایط پیش میبرند. در مجموع با جبهه بندی و فشارهای گوناگون از جانب آمریکا، اروپا، اسرائیل و عربستان سعودی به همراه سایر کشورهای عربی همسو با ریاض اگر از شش ماه تا چند سال آینده، حمله نظامی علیه ایران صورت گیرد، افکار عمومی جهانی با آن غریبه نخواهد بود، چرا که اکنون شرایط با شدت به سمت تخریب نقش ایران در منطقه و جهان پیش میرود. در این میان، مورد کره شمالی مورد جالب و قابل مطالعهای شده است. کره شمالی که همه آزمایشات هستهای و موشکی خود را انجام داد و با آمریکا تا حد جنگ هستهای و جنگ سوم جهانی پیش رفت، به ناگاه به پسر خوبی تبدیل شد که جهان با تعجب نظارهگر است که گویی بسیار همراه است و نمونه ندارد. تیم دونالد ترامپ سعی کردند در جهان تبلیغ کنند که این نتیجه نشان دادن پنجههای سهمگین آمریکا بود. در حالی که واقعیت غیر از این است. اگر قرار بود کیم جونگ اون بعد از این همه سختی و تلاش، سلاحهای هستهای خود را پس دهد، چرا باید آن مسیر صعب العبور را طی میکرد؟ آیا از اول با پنجههای سهمگین آمریکا آشنا نبود؟ قطعا این طور نیست، آمریکا و کره شمالی یکبار دیگر در 53-1950 با یکدیگر درگیر شدهاند و تجربه زورآزمایی با یکدیگر را دارند. آنچه امروز در تبلیغات شاهد آن هستیم، فعلا پیامهای مثبت قبل از مذاکره طولانی و توافق پس از آن است که ممکن مینماید آمریکا و کره جنوبی حاضر به توافق با کره شمالی نباشند ولی این مذاکرات میتواند چندین سال طول کشد و شرایط جهان عوض گردد. جدای از این موضوع، تغییر سیاست کره شمالی پس از موفقیت کامل در عرصه هستهای و موشکی صورت گرفته و اگر امروز کیم جونگ اون در مقابل دونالد ترامپ بنشیند، به عنوان رئیس چنین کشوری مینشیند که ترامپ باید قد و قواره آن را در نظر بگیرد. از سوی دیگر پس از سفر سه روزه کیم جونگ اون و مشورت با مقامات چین مطرح گردید که کره شمالی حاضر است روی خلع سلاح شبه جزیره کره توافق کند. این فرمول بیشتر یک فرمول چینی است که اهداف دراز مدت چین را در بر دارد. به طور مثال چین به هیچ وجه نمیخواهد آمریکا را در کنار مرزهایش در کره جنوبی ببیند و مرتبا مانورهای مشترک بین آمریکا و کره جنوبی صورت گیرد و شرط کره شمالی برای هر توافق، خروج آمریکا از کره جنوبی و برداشتن چتر حمایتی هستهای از این کشور میباشد که به محال نزدیکتر است. بنابراین مشاهده میشود خیلی زود است که از آن سخنان قشنگ نتیجهگیری نمود و آنرا پایان کار دانست. اما بر یک نتیجه میتوان توافق نمود و آن اینکه چین و کره شمالی با ظرافت صحنه درگیری نظامی و تهدیدات و تحریمها را به میز مذاکرات دیپلماتیک کشاندند و قبل از این که راه برگشت قطع شود، خود و آمریکا را در مسیر جدید روانه ساختند که مدیریت آن با چین، کره شمالی، آمریکا و شاید برخی دیگر است. تنها امید آمریکا این است که در ایام مذاکرات، کره شمالی آزمایش جدیدی صورت ندهد. چین هم توانست از طریق بهدست آوردن دست بالا در بحران کره شمالی، اهرم لازم برای فائق شدن بر افزایش تعرفه آهن و فولاد به آمریکا را بهدست آورد. باید به هوش و کیاست چینیها احسنت گفت که با قدرت نظامی دههابرابر ایران از هرگونه درگیری فیزیکی پرهیز کردند و از تنشها استقبال نکردند ولی با مانورهای دیپلماتیک توانستند هم معضل شبه جزیره کره را در مسیر مذاکره دیپلماتیک قرار دهند و هم دست بالا در مشکل جدید خود با ترامپ در موضوع تعرفه و جنگ تجاری بهدست آورند و این مرهون دیپلماسی چینی است.