آرمان - چندی پیش طی مقالهای، به چالش جدی در کاخ سفید بین بازها شامل جورج پمپئو رئیس سیا، نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، جان بولتون سفیر اسبق در این سازمان و... و کبوترها شامل رکس تیلرسون وزیر امورخارجه، جیمز ماتیس وزیر دفاع، مک ماستر مشاور امنیت ملی، اغلب فزماندهان نظامی و... پرداخته شد و پیشبینی گردید اگر بازها پیروز شوند، رکس تیلرسون برکنار و احتمالا پمپئو جایگزین آن خواهد شد. از قضا این اتفاق به همان صورتی که برای آقای متکی وزیر امور خارجه آقای احمدینژاد در سفر به آفریقا رخ داد، برای رکس تیلرسون هم صورت گرفت و نامبرده بعد از یک سفر یک ماهه به آفریقا، در بدو ورود، حکم برکناری خود را از طریق یک توئیت دریافت نمود. البته روش آقای احمدینژاد زشتتر بود زیرا هنگامی که وزیر امور خارجه ایران با رئیس جمهور سنگال ملاقات داشت، از زبان او شنید که از کار برکنار شده است.به هرحال آثار سیاسی امنیتی برکناری رکس تیلرسون برای کشورمان، منطقه و جهان بسیار فراوان خواهد بود. در آغاز، معنایش این است که رهبر آمریکا طرف تندروها در جامعه سیاسی آمریکا را گرفته و سیاستهای نابخردانه دونالد ترامپ، در تمام زمینهها شدت خواهد گرفت. ترامپ و پمپئو هردو طرفدار اعمال فشار سیاسی روز افزون بر ایران، ابطال یا تصحیح توافق هستهای، برخورد با ایران در صحنه سوریه و محدود کردن حوزه نفوذ ایران در لبنان، سوریه، عراق و یمن میباشند. همچنین هر دو از برخورد با کره شمالی، سختگیری به چینو تحکیم قدرت آمریکا بهعنوان قدرت اول جهان طرفداری مینمایند که این هدف اخیر، دامن متحدین آمریکا در اروپا را میگیرد. ترامپ، دلیل اصلی برکناری تیلرسون را عدم موافقت وی با ابطال توافق هستهای و اعمال روشهای سختگیرانه و از جمله برخورد نظامی با ایران میداند. بهعبارت دیگر، تیلرسون فقط برکنار شد تا راه برخورد با ایران به سبک تندروها باز شود. اما همه دلائل برکناری تیلرسون را نباید در کاخ سفید جستوجو کرد. طبق اسناد و مدارک، امارات اولین کشوری بود که سعی کرد با نفوذ خود، ترامپ را قانع سازد تیلرسون را یک سال پیش تعویض نماید. آنگاه نوبت به اسرائیل و عربستان رسید که با ابزارهای قدرت و لابی خود نظیر کوشنر داماد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را بتدریج قانع ساختند، این جراحی بزرگ را به نفع اعمال فشار بیشتر بر ایران، انجام دهد.
رکس تیلرسون نمونه یک وزیر امور خارجه متعهد به چارچوب دیپلماتیک و استفاده از روشهای مسالمتآمیز بهجای تحریم، تهدید و برخورد نظامی بود و این تعهد و پافشاری، دونالد ترامپ، پمپئو، تندروهای منطقهای و دشمنان ایران را بیتاب و آزرده میساخت. تیلرسون همچون دولت اوباما مخالف شهرک سازی در مناطق اشغالی فلسطین و انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم به جهت لطمه زدن به مذاکرات صلح بین اعراب و اسرائیل بود. اگرچه ترامپ تلاش دارد دراز کردن دست دوستی رهبر کره شمالی را دستاورد خود جلوه دهد که گویا بهعلت اعمال فشار آمریکا بر کره شمالی صورت گرفته است ولیکن در حقیقت این ابتکار کره شمالی و چین بود که پس از نیل به هدف در زمینه پیشرفت هستهای و موشکی کره شمالی، اکنون میخواهند رئیس جمهور آمریکا را اداره نمایند. اینکه انتخاب پمپئو چه آثار مخربی بر توافق هستهای، جایگاه ایران در خاورمیانه و توسعه صنعت موشکی ایران بگذارد، هنوز قابل احصا در عمل نیست زیرا تندترین افراد وقتی در مسند وزارت امور خارجه قرار میگیرند، مجبور میشوند در پرتو تعهدات دو و چندجانبه، حقوق بینالملل و اصول دیپلماتیک، خود را تعدیل نمایند و از روش و رویهای پیروی نمایند که قادر به نشست و برخاست با مقامات سیاسی در جامعه بینالمللی باشند. جورج پمپئو از طرفداران پروپاقرص فروش آسان و آزاد اسلحه در آمریکاست زیرا خود یک روحیه کابوی دارد و به کارخانجات اسلحهسازی متصل میباشد. پمپئو علاقه شدیدی به برپائی یک جنگ شبیه به جنگ عراق دارد تا درهای کارخانجات اسلحهسازی آمریکا به بازار مصرف زودتر باز شود. ولیکن الزامات بینالمللی و نقش دیگر قدرتها بهویژه اروپائیها در تعدیل این تندرویها موثر خواهد بود. جمهوری اسلامی بایستی این علائم را جدی گرفته و بسیاری از منافذ قابل فشار در صحنه داخلی و خارجی را تعدیل نماید که فرصتهای آماده برای دشمنان فراهم نگردد.