آرمان - مسیر توسعه فرایندی است برگشت ناپذیر، به عبارت بهتر، توسعه نوعی از حرکت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است که ریشه در بافت فرهنگی و آگاهی اجتماعی دارد، این فرایند قابلیت برگشت پذیری ندارد، بلکه همواره رو به جلو و تحول قرار دارد. به این معنی که توسعه بر مبنای آگاهی است که صورت میپذیرد و نمیتوان انتظار داشت که جامعه از یک مفهوم آگاهی یافته و سپس در جهت عکس آن قرار گرفته و به سمت توسعه نیافتگی حرکت کند. سخن گفتن از گذشتهای توسعه یافته و بحث در توسعه نیافتگی جامعه امروز نشاندهنده نوعی فراموشی حافظه تاریخی است. از این رو، توسعه مسیری چندبعدی و در تعامل با یکدیگر است. اینکه مسیر توسعه باید تکبعدی بوده و باور به غلبه توسعه اقتصادی در برابر سیاسی و اجتماعی، تنها نوعی عدم تعادل در جامعه را ایجاد میکند که بعدها خود نشانگر توسعه نیافتگی در ابعاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خواهد بود،بنابراین تعامل و تعادل متقابل میان رویکردهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در جامعه نشاندهنده تعالی توسعه در یک جامعه پیشرو است. اینکه به چه میزان این تعادل در سیاستگذاریهای منطقهای به کار گرفته شود و مسیر آن هموار شود تعیینکننده عزم منطقهای در ساخت قدرت و اجتماعی خواهد بود. استان اردبیل با توجه به کثرت در منابع خود، کثرت فرهنگی و اجتماعی قابلیت بالایی در ایجاد توسعه بهصورت نمونه پیشرو در کشور دارد. ساختار فرهنگی گوناگون در این منطقه یکی از ظرفیتهای بالای توسعه را بهعنوان زیست و توسعه قومی و مذهبی دربردارد که باید به درستی برنامهریزی شده تا بهعنوان یک الگو قابلیت بیان داشته باشد. به منظور تداعی توسعه در استان اردبیل ساخت قدرت، فرهنگ و نوع گردش اقتصاد از محورهای اصلی و تعامل هستند. در خصوص ساخت قدرت، به دو محور قدرت دولتی و اجتماعی میتوان اشاره داشت. ساخت قدرت دولتی با توجه به نوع ساختار دولتی و سلسله مراتب آن عیان است و تمرکز روی طرحهایی که قابلیتهای توسعه را افزایش دهد از اهمیت بالایی برخوردار هستند. این سلسله مراتب ساختاری بر بسیج امکانات دولتی و هدایت در راستای توسعه اجتماعی و تاثیرپذیری از آن باید ساماندهی شود. در خصوص ساخت قدرت اجتماعی نوعی پراکندگی میتوان شاهد بود، بهطوری که در بافتهای مختلف اجتماعی در برخی مناطق استان اردبیل میتوان صنفها و محلهها و گاه ابعاد حزبی و کاریزماتیک را مشاهده کرد. برای مثال مغان از ابعاد طایفهای برخوردار است. بهرهگیری از ظرفیت تعالی بخش هر کدام از این منابع قدرت اجتماعی در راستای توسعه استان نیازمند شناخت دقیق و بهرهگیری از برنامهریزیهای گسسته است. به اینگونه که تقویت شاخصها با مزیتهای منطقهای که بهصورت یک کل همبسته عمل کنند، میتواند چشمانداز توسعه را در جهت توسعه یافتگی واقعی ترسیم کند. یکی از شاخصهای اصلی طراحی این چشم انداز بهرهگیری از قابلیتهای فرهنگی مختص هر منطقه است. نسخه پیچی عام برای تفاوتهای فرهنگی چشمگیر، باعث افزایش تنش شده و مانع از تحول و تعالی فرهنگی و اقتصادی در منطقه میشود. علاوه بر گزینش ابعاد مورد نیاز فرهنگی توسعه در هر منطقه با توجه به داشتههای تاریخی سرمایهگذاری اقتصادی باید در جهت بهرهگیری و تقویت آن شاخصها انجام پذیرد تا علاوه بر تعالی آن امکان تاثیرگذاری حداکثری بر توسعه اقتصادی با حمایتهای فرهنگی منطقهای را داشته باشد. در صورتی که این ابعاد تقویت شود و در دستور کار برنامهریزی دقیق قرار گیرد، میتواند توسعه سیاسی به معنای نقشآفرینی هرچه بیشتر اجتماع در تحولات سیاسی و هدایت آن را به ارمغان آورد. توسعه سیاسی در این رهیافت یعنی نقشآفرینی در ساخت قدرت براساس پیشنیازهای فرهنگی و اقتصادی. روشن است که توسعه یعنی حرکت متعادل و متقابل هر سه رهیافت سیاسی (ساخت قدرت)، فرهنگی و اقتصادی میباشد. اخلال در این حرکت هماهنگ، توسعه نیافتگی را میتواند بههمراه داشته باشد. از طرفی دیگر، تجربه توسعه یافتگی مسیری برگشت ناپذیر است. به عبارتی دیگر، توسعه زمانی که رخ بدهد با خود سطحی از آگاهی اجتماعی را به وجود میآورد که بهدنبال گام بعدی و تعالی خواهد بود و هیچگاه جامعه توسعه یافته به سطح ناآگاهی باز نخواهد گشت. بنابراین، مسیر توسعه در استان اردبیل یک مسیر چند بعدی و سیال است که گامهای آن براساس بازخوردهای اجتماعی ناشی از اعمال سیاستگذاریها چیده میشود. حرکت در این سمت نیازمند برنامهریزی هوشمند با توجه به سطح و شرایط اجتماعی جدید در منطقه است و این سیاستگذاری نیازمند بررسی و تجدیدنظر در سیاستهای تعیین شده در رهیافت توسعه استان است.