آرمان - سفر ژان ایو لودریان وزیر خارجه فرانسه به تهران میتواند سر فصلنوینی در توسعه مناسبات ایران و فرانسه باشد البته مشروط بر آنکه هر دو طرف بدانند که به طور مشخص از یکدیگر چه میخواهند و چه مسیری را باید طی کنند. به نظر سفر لودریان سه جنبه کلی دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد: 1-روابط ایران و فرانسه، 2-مسائل منطقه ای از دیدگاه دو طرف،3-روابط تجاری دو کشور. بر این اساس، پس از روی کار آمدن امانوئل مکرون رئیسجمهور فرانسه و تلاشهای دیپلماتیک دو کشور بهرغم همه مشکلات و فراز و نشیبهایی که قبلا بوده است، روابط دو جانبه تهران و پاریس در مسیر درستی حرکت میکند. اگرچه حرکت در این مسیر کند است اما به نظر میرسد که دوطرف در مسیر مشخصی حرکت میکنند. سفر بهمن ماه 94 روحانی به فرانسه جهت امضای همکاری و تشکیل کمیسیون مشترک اقتصادی در دی ماه سال95 نشان میدهد که دو کشورعزمشان را جزم کردند برای اینکه مسیر روابط دو جانبه را هموارتر از گذشته کنند. اما واقعیت این است که بهرغم همه رفت و آمدها هنوز سطح مناسبات دو کشور به جایگاه قبلی نرسیده است. زیرا با وجود اینکه فرانسه سعی میکند شریک اول تجاری ایران در اروپا باشد اما پتانسیل بالقوه دو کشور بیش از حد فعلی است. هر دو کشور باید برای پیشبرد مناسبات در زمینه تجاری، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بیشتر تلاش کنند. در زمینه فرهنگی، رفت و آمد و تبادلات فرهنگی صورت گرفته است و همزمان با این سفرها قرار است که نمایشگاه آثار موزه لوور در تهران به عنوان یک سمبل مطلوب بازگشایی و همزمان با آن، نمایشگاه هنری دوره قاجاریه در پاریس افتتاح شود. همه موارد مذکور نشانههای مطلوبی است. اما با وجود اینکه در زمینه دوجانبه تجاری امکان فعالیت بسیاری وجود دارد دو عامل سبب شد، دو کشور نتوانند در این زمینه چندان فعال عمل کنند. نخست؛ نگاه فرانسویها به ایران صرفا، بازار محور است به این دلیل که بتوانند امورشان را پیش ببرند. زیرا فرانسویها درصددند که اقدامات خود را در زمینه محدود خودرو و سایر زمینهها ثابت نگاه دارند. دوم؛ باید دید که نگاه فرانسه به بیرون، تا چهاندازه بر نگاه این کشور بر روابطش با ایران تاثیر میگذارد. آیا فرانسه میخواهد نگرش مستقلی نسبت به روابطش با ایران داشته باشد یا نگرش آتلانتیکگرایی را در پیش بگیرد. قطعا اگر بخواهد روش آتلانتیکگرایی را در پیش بگیرد در این صورت میدان مانور پاریس در برابر ایران محدودتر خواهد بود. طبیعی است که فرانسویها و ایرانیها سخنان مشترکی با یکدیگر برای گفتن دارند و از سویی قطعا دیدگاههای مورد اختلاف هم خواهند داشت. به هر روی اختلاف دیدگاه میان دو کشورامری بدیهی است. دو طرف به سهولت میتوانند به گفتوگو با یکدیگر درباره مسائل مورد اختلاف بپردازند. اما زمانی دو کشور دچار مشکل خواهند شد که فرانسویها بخواهند در زمین مثلث آمریکا، عربستان و رژیم صهیونیستی بازی کنند. طبیعی است که این مثلث به ایران هراسی دامن میزند و سعی میکند که مناسبات ایران با کشورهای اروپایی را تحت تاثیر قرار دهد. این مهم نیز هوشیاری فرانسویها را طلب میکند که پاریس باید نگاه مستقلی به توسعه مناسبات با ایران داشته باشد. فرانسه باید به چند نکته توجه کند: نخست؛ مثلث آمریکا، عربستان و رژیم صهیونیستی خواهان توفیقات اروپا در مناسبات با ایران نیست. دوم؛ بههم زدن تعادل منطقهای به زیان اروپا به ویژه فرانسه است. سوم؛ آمریکاییها روزبهروز موازنههای تجاری، اقتصادی و حتی فناوری خود را با کشورهای منطقه خلیج فارس و غرب آسیا افزایش میدهند و بدشان نمیآید که با درگیرکردن فرانسویها به مسائل و مشکلات سیاسی دیگر کشورها، خودشان این بازارها را بگیرند و در نهایت فرانسویها به کشورهای غرب آسیا و خاورمیانه نداشته باشند. چهارم؛ برای فرانسه از منظر امنیت منطقهای اهمیت دارد در منطقهای که محل حضور فرانسویها بوده است، امنیت برقرار شود. دلاور مردان جمهوری اسلامی این امنیت را در مبارزه با داعش در سوریه و عراق ایجاد کردند. بنابراین، حفظ امنیت در منطقه میتواند استمرار پیدا کند و بدون تردید حفظ این امنیت به نفع فرانسه است و از میزان تهدیدات بالقوه اروپا کاهش دهد. بنابراین اگر فرانسه بخواهد با استقلال کامل به روابط با جمهوری اسلامی بیندیشد، مسائل بسیاری را میتوان روی میز پاریس گذاشت تا به آن فکر کند. اما اگر فرانسه بخواهد در زمین مثلث آمریکا، عربستان و رژیم صهیونیستی حرکت کند به نظر فرصت طلایی توسعه مناسباتش با ایران را از دست خواهد داد.