آرمان - سال هاست که دانشآموزان درگیر پیک نوروزی هستند، پیکی که به حل سوالات کمک درسی میپرداخت و در فضای آزمون و سوالهای بیرون از کتب، دانشآموزان را به مرور وادار میکرد تا در طول تعطیلات عید نوروز دروس از خاطرشان نرود. این در حالی است که از شواهد امر پیدا بود پیک نوروزی کارکرد مناسبی برای آموزش و پرورش نداشت و بسیاری از سوالات آن به کمک خانوادهها پاسخ داده و اصلا فکر دانشآموزان به آن درگیر نمیشد. با وجود این، باید بگویم که اقدام اخیر آموزش و پرورش مبنی بر حذف پیک نوروزی بسیار خوب است و رویکرد مناسبی به این مساله در آموزش و پرورش شکل گرفته است، چرا که بنیاد چنین رویکردی فکر کردن است و دانشآموزان باید تجربه زیستی خود را از دید و بازدیدها و سفرهایشان در نوروز بنویسند. در واقع آنها باید بتوانند در مورد وقایع فکر کنند و اندیشهشان را به قلم بیاورند. این در حالی است که سال هاست آموزش و پرورش از فضای انشا و خلاقیتهای فکری دانشآموزان فاصله گرفته است و ما شاهد تبعات آن هستیم. بنابراین شیوههای داستانگویی و داستان نویسی میتوانند در این راستا کمککننده باشند و فضا را به سمتی ببرند که دانشآموزان در آموزش و پرورش نقش آفرینی کنند. گرچه چنین شیوههایی هم میتوانند دچار صوری گرایی شوند، اما متاسفانه فرهنگ آموزش و فرهنگ خانوادههای ما بهنوعی است که اگر طرح خوبی هم در آموزش و پرورش داده شود، بهنوعی به صوری گرایی کشیده خواهد شد. بنابراین تا رسیدن به تعطیلات نوروز باید سازمان صداوسیما و آموزش و پرورش با خانوادهها ارتباط بگیرند و هدف طرح حذف پیک نوروزی را برای آنها روشن کنند و نشان دهند که آموزش و پرورش دنبال چه چیزی است. در واقع نباید خانوادهها به جای فرزندانشان داستان و انشا بنویسند و به معلمان تحویل دهند. من احساس میکنم که باید خانوادهها هم در این راستا به کمک آموزش و پرورش بیایند، چرا که نمیتوان نقش خانوادهها را در بهسازی فرآیند آموزش و پرورش نادیده گرفت. بهویژه در تعطیلات عید نوروز که تقریبا میتوان گفت دانشآموزان اصلا ارتباطی با مدارس ندارند و اینجاست که خانوادهها باید روی این دوران کنترل و نظارت داشته باشند. بنابراین نیاز به یکسری آگاهی هاست و آموزش و پرورش باید در این دو هفته ارتباطاتش را با خانوادهها بیشتر کند تا با حذف پیک نوروزی اهداف آموزشی و پرورشی محقق شوند. رویکردی که اگر به سمت و سوی خوبی کشیده شود، بسیار مفید خواهد بود.
نقشآفرینی دانشآموزان
بنده پروژه حذف پیک نوروزی را سر آغازی برای نقش آفرینی دانشآموزان میدانم. در واقع هر دانشآموزی با توجه به تجربیات شخصی خود میتواند بخشی از آموزش را پدید آورد. بنابراین باید تا حدودی از فضای دستوری فاصله بگیریم که توانایی دانشآموزان به پاسخ دادن چند سوال خاص محدود نشود. برای مثال فرض کنید برای مرور کتب درسی با کمک پیک نوروزی از قبل مشخص میکردیم که باید دانشآموزان چه کاری انجام دهند، ولی اکنون در بحث داستان نویسی و داستانگویی میتوانیم موضوعی را به دانشآموزان پیشنهاد دهیم و ادامه کار را بهعهده خودشان بگذاریم تا تجربه خود را در ایام نوروز با سلیقه، نگاه و نگرش شخصی خود بیان کنند. این گونه است که نقش دانشآموزان در فرآیند آموزشی به خوبی ایفا خواهد شد.
ضرورت برخورد کنشگرانه معلمان
اکنون چند وقتی است که بحث گفتوگو در آموزش و پرورش به میان آمده است. بنده بهعنوان معلم ریاضی وقتی که زمان کلاس درس اضافه میآید، به دانشآموزان اجازه میدهم که در مورد مسائل فرهنگی و اجتماعی روز صحبت کنند. واقعا گاهی اوقات برخی از آنها حرفهای جالبی میزنند. بنابراین باید نگاه دانشآموزان در آموزش و پرورش بازتاب پیدا کند، چون خیلی اوقات آنها متفاوت فکر میکنند، اما آموزش و پرورش اجازه بروز اندیشههای گوناگون را به دانشآموزان نمیدهد. این در حالی است که در کلاس درس میتوان بحث گفتوگو را باز کرد و به دانشآموزان اجازه داد که در مورد موضوعات متفاوت آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و ... صحبت کنند. به قول یکی از فیلسوفان بزرگ آموزش و پرورش باید دموکراسی در آموزش و پرورش پیاده شود و دانشآموزان اجازه داشته باشند که خود را نشان دهند. از این رو دانشآموزان با شیوههای انشانویسی و داستان نویسی اجازه پیدا خواهند کرد که خود را نشان دهند، فکرشان را بنویسند و نوشتههای همدیگر را نقد کنند. این در حالی است که معلمان هم باید برخورد کنشگرانه مثبت با انشا و داستانهای دانشآموزان داشته باشند و مورد به مورد با استقبال به بررسی خلاقیت آنها بپردازند. از سوی دیگر، باید فضا به گونهای فراهم شود که دانشآموزان در مورد داستان هایشان توضیح دهند و باب گفتوگو را باز کنند. در واقع نوشتن آنچه که دانشآموزان از محیط پیرامون خود فهمیدهاند، اهمیت دارد و موجب میشود که سطح آنها ارتقا یابد.
عدم موفقیت پرسش مهر
ما یک موضوعی بهعنوان پرسش مهر داریم که از چندین سال پیش در آموزش و پرورش باب شده است. بنده از نزدیک وضعیت مدارس را در این راستا میبینم. در واقع باید بگویم که پرسش مهر نتوانسته اتفاق مهمی را در آموزش و پرورش ما رقم بزند. نوشتههای دانشآموزان ما در جایی بررسی و سپس برخی از آنها برگزیده میشوند، ولی در واقع فرآیند پرسش مهر نتوانسته با بدنه آموزش و پرورش ارتباط وسیعی پیدا کند. بنابراین حذف پیک نوروزی و جایگزین شدن شیوههای داستان گویی و داستان نویسی میتواند تا حدی پرسش مهر را در بین دانشآموزان فراگیرتر کند. با تمام این تفاسیر باید همه دانشآموزان بتوانند در یک بازه زمانی بنویسند و وارد این فضا شوند، اما اینکه در راستای حذف پیک نوروزی چه تدابیری اندیشیده شده است، بنده اطلاع دقیقی ندارم. با این حال دوباره تاکید میکنم در این دو هفته باقیمانده باید آموزش و پرورش خانوادهها را توجیه کند که هدف از حذف پیک نوروزی چیست تا دانشآموزان و خانوادهها آگاهانه به این قضیه ورود پیدا کنند. اگر این اطلاعرسانیها از طرف صداوسیما و آموزش و پرورش و حتی خانوادهها صورت نگیرد، بنده احتمال میدهم که روش جدید نیز کارآمد نخواهد بود، چرا که کمک به دانشآموزان در نوشتن داستان اجازه نمیدهد که خلاقیت آنها شکوفا شود، مسالهای که به خوبی فقدان آن در مدارس دیده میشود.