آرمان - اعتراضات دی ماه 96 و به موازات آن سیگنالهای متفاوتی که از متن لایههای گوناگون ساختار قدرت به گوش میرسد نشان دهنده آن است که در این بافت موقعیتی باید با نگاهی به منافع ملی، مصالح مردمی و همچنین آینده ایران در پرتو فرهنگ ایرانی اسلامی به ارزیابی و ارزشیابی وضعیت کنونی پرداخت. نباید فراموش کنیم که در وضعیت کنونی جامعه در وضعیتی شکننده قرار دارد. نامه اخیر محمود احمدینژاد که در دولتهای نهم و دهم بالاترین سطح پشتیبانی برخوردار بود، در برابر 4 دهه انقلاب اسلامی پرسشهایی ایجاد میکند و خروجیها و پیامدهای مختلفی را در ذهن مخاطب برجای میگذارد. نوع برخورد با این نامه با توجه به سابقه دیر پای حمایت از وی در 2 دوره ریاست جمهوریاش به ویژه تا قهر موسوم به 11 روزه وی، زمینهساز پرسشهاي گوناگوني برای افکار عمومی میشود. اینکه او در این نامه جدای از انضمامهایی که بدان پیوست شده و هنوز انتشار نیافته است، به مسائلی اشاره میکند که جای بحث و گفتوگو دارد، اما آنچه که باید بدان توجه کرد، آینده ایران در راستای دستیابی مردم به بالاترین میزان بهروزی و اطمینان خاطر بیشتر برای دستیابی به آزادی، اعتدال در دو وجه عِدل و عَدل و همچنین آرامش و آسایش است. ملت ایران شایسته است که جزء بهترین کشورهای جهان، آرامترین و آسودهترین کشورها در پرتو فرهنگ و تمدن هزارهاي و خدمت خادمانه حاكمان به مردم باشد. بنیانگذار جمهوری اسلامی همواره در حرکت خود به خدمتگزاری و نه رهبری بر مردم میبالید. خدمتگزاری به مردم در این معنا میتواند زمینه پرور فضایی اطمینان بخش و همگرا باشد. مردم خواهان آن هستند که حرفهای آنها شنیده شود، احترام ماهوی به آنها گذاشته و مشارکتطلبی آنها در امور یعنی در مسیر تصمیمسازی و تصمیمگیری بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. زمینههایی ایجاد شود که دایره و شعاع انتخاب شوندگی از محدودیتهای ایجاد شده در چند دهه اخیر خارج شده و تفکرهای گوناگون و نگرشهای مختلف، جهتگیریهای متعدد سیاسی بتوانند در یک سامانه سازمان یافته از توسعه سیاسی حرکت جدی داشته باشند. از این رو اگر در درون، اتحادی مبتنی بر گفتمان سلام ایجاد نشود و این سلام و درود دوجانبه، شکل نگیرد میتواند زمینهپرور احیای مجدد برخی از طغیانها و نابسمانیها باشد. این سلام باید نهادینه شود. جناحهای سیاسی و فعالان جناحهای مختلفی که از متن به حاشیه رانده شدهاند و همچنین جناحهایی که بیرون از ساختار سیاسی قرار دارند، نیز با یکدیگر در مسیر یک گفتوگوی سالم و با هدف همگرایی در جهت حل مسائل موجود پیوند بخورند. پرسش این است که ایا اراده محکمی در این زمینه وجود دارد؟ و در این مسیر، چه ساختارهای رسمی و چه ساختارهای غیر رسمی در نیروهای اجتماعی، زمینههای انجام چنین مهمی را در خود باز مییابند؟ از منظر دیگر در بعد منطقهای و بینالمللی نیز دچار چالشهایی هستیم که نیل به بحرانی شدن اوضاع منطقه و نظام بینالملل بر علیه ایران را به خوبی به نمایش میگذارد. زمینههایی در حوزه منطقهای و بینالمللی دیده میشود که نمایانگر تلاش برای ایجاد انزوای بیشتر برای ایران در حوزه بینالمللی و محاصره منطقهای است. اینجاست که باید گفتمان صلح در بیرون در حوزههای منطقهای و بینالمللی را مورد توجه قرار داد و تلاش نمود نوعی جهت گیری مبتنی بر انزوای فعال در بیرون و اتحاد فعال در درون را با یکدیگر پیوند داد و سیاست خارجی را به سمتوسوی سیاست خارجی متکی بر اتحاد میان ملتهای مسلمان بازآفرید و مورد تاکید قرار داد تا هزینهها در حوزه سیاست داخلی و سیاست خارجی کاهش یافته و با ایجاد آرامش زمینههای بازنگری در سیاستهای موجود فراهم آید.