بستن
کد خبر: ۷۸۳۳۹

ساختارشکنی و توسعه‌سیاسی

ساختارشکنی و توسعه‌سیاسی
حامد روشن‌چشم - جامعه‌شناس سیاسی

آرمان - تنوع رویکردها به توسعه نشان‌دهنده رقابت میان نظریه‌ها و چشم انداز توسعه است. بارها درخصوص توسعه سیاسی، متون و دیدگاه‌های گوناگون ظهور کرده‌اند. متخصصان توسعه رویکردهای مختلفی را برای رسیدن به توسعه در کشور بارها به تصویر کشیده‌اند، به‌گونه‌ای که گاهی نقد نظری یک دیدگاه خاص باعث عصبیت و نوعی نگاه ایدئولوژیک به آن می‌شود. توسعه مانند هر مفهوم سیاسی دیگر دارای بستر رقابتی است و غالب شدن نظری یک رویکرد می‌تواند حجمی از منافع سیاسی و اقتصادی را دربرداشته باشد. عمدتا دولت‌ها نوعی رقابت در بازنمایی به سمت توسعه دارند. اولین نقطه چالشی در هر دستگاه نظری نزاع بر سر چشم‌انداز و رویکرد توسعه در جهان، کشور و منطقه است. بنابراین، توجه به رویکردهای توسعه از اهمیت خاصی برخوردار بوده و اولین شعار سیاسی دولت‌ها تبیین همین رویکرد در جامعه می‌باشد. فارغ از تمام دیدگاه‌ها به توسعه سیاسی که این نگرش‌ها دارای شارحان خاص خود هستند، چارچوب کلی ساختارگرایی هژمونی بلامنازعی را در خصوص رویکرد به توسعه داشته است. ساختارگرایی که ابتدا در حوزه زبان‌شناسی شکل گرفت و زبان را فارغ از هرگونه عامل آن امری اجتماعی و از پیش موجود فرض می‌کرد، به حوزه علوم انسانی و جامعه‌شناسی نیز تسری پیدا می‌کند. مطابق این دیدگاه همواره مجموعه‌ای از عوامل در یک ارتباط منطقی باعث عملکرد ساختار جامعه می‌شود. به عبارت بهتر، ساختار اجتماعی شامل عناصری است که براساس منطق درونی خود به‌صورت پیوسته عمل می‌کنند و مجموعه‌ای از ابژه‌ها، سوژه‌ها و مفاهیم را در درون خود تولید و تصویرسازی می‌کنند. برای نمونه ساختار بازار که بر مبنای عرضه و تقاضا پیش می‌رود، در درون خود نظم بخشی بر اساس این رویکرد و تنظیم و تعادل را پیش می‌برد، بدون آنکه کارگزاری بتواند تولید‌کننده یا منحل‌کننده این رابطه منطقی باشد. ساختارگرایی یک تاثیر مشخص دارد، اینکه درک منطق عمل ساختار بدون توجه به نقش عامل تداوم بخش آن بوده و توسعه تنها اتکا به بهبود در عملکرد اجزا است. به‌نظر می‌رسد رویکرد ساختارگرایی یک بعد منطقی و منظم در راستای توسعه دارد. اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که انسان به‌عنوان یک عامل در درون این ساختار به مجموعه روابط از پیش تعیین شده تقلیل داده می‌شود. به عبارت بهتر، ساختارگرایی در برابر تغییر و عاملیت بوده و این تنها ساختار است که تولید‌کننده مفهوم، ابژه و خواست‌های اجتماعی است، یعنی یک زندان منطقی یا بهتر گفته شود دستگاهی که انسان‌ها در آن نقش چرخ دنده را ایفا می‌کنند. هنگامی که به سیستم بوروکراسی نگاه می‌کنیم، به خوبی این نقش را می‌توان شاهد بود، انسان‌هایی که در این دستگاه تنها کارویژه تعیین شده به‌واسطه ساختار یا سیستم را انجام می‌دهند، این انسان ابژه تولیدشده در ساختار است که اولین مانع آن قدرت عمل غیر براساس آزادی است. انسان‌هایی که در یک ساختار معین به مدت طولانی کارویژه معین و ثابت، مانند پر کردن صرفا یک فرم را انجام می‌دهند، به مانند تسمه‌ای که در یک ماشین برای مدت مشخص باید بچرخد، هستند. ساختار ابژه‌سازی کرده و جبر تعیین‌کننده‌ای در جامعه به‌وجود می‌آورد. در این چشم‌انداز توسعه چیزی نیست جز اینکه، افزایش ساختار‌های متعدد و بهبود در عملکرد آنان یعنی شیءسازی بیش از پیش انسان در درون ساختارهای تعیین شده، برای نمونه ساختارهای حزبی نوعی ساخت و گشتاور درونی شیء‌سازی و استیلا بر افراد را در درون خود به نمایش می‌گذارند. ساختارشکنی برخلاف آنچه که ساختارگرایی به آن توجه دارد، از درون زبان ظهور کرد. ساختارشکنی در اقدام اولیه هرگونه تصلب و نقش تعیین‌کننده ساختار زبان را مورد هدف قرار داد. استخراج معنای مشخص و حقیقی واژه‌ها را زیر سوال برد و به عاملیت انسان ارزش بالایی بخشید. اکنون زمان آن است که مفاهیم ساختارشکنی از زبان جدا شده و در جامعه جریان پیدا کند. ابتدایی‌ترین عملکرد ساختارشکنی افزایش شعاع آزادی و قدرت عمل انسان در برابر ساختار متصلب است. رویکرد ساختارشکنی همان‌طور که در زبان به‌دنبال آزاد کردن معنای واژه‌ها از نظم تعیین شده است، در جامعه به‌دنبال آزاد کردن انسان از نظم ساختاری و نمادین چیده شده پیرامون آن است. ساختارشکنی یعنی قابلیت تولید معنا در خصوص مفاهیم اساسی اجتماعی همچون آزادی، عدالت، برابری، توسعه، انسان، جامعه، سیاست، دولت و غیره. مهم‌ترین شاخص توسعه در ساختارشکنی نیل به آزادی از دست رفته در جامعه و قدرت تبیین خواست فردی و اجتماعی می‌باشد. بنابراین، مفهوم «آزادی» در سطح اجتماعی و توسعه، آرمان ساختارشکنی را شکل می‌دهد. بیش از این رویکرد ساختارگرایی شیوه‌های کسب آزادی به‌طور مثال در درون بازار آزاد را الگو قرار داده بود. این در حالی است که به تعبیر سارتر، انسان‌ها محکوم به آزادی هستند نه در جست‌وجوی آزادی از دست رفته. اگر ساختارگرایی بر توسعه دموکراسی حزبی تاکید دارد، ساختارشکنی بر آنارشیسم فردی و اجتماعی تاکید می‌کند. اولین سطح رویکرد ساختارشکنی به توسعه تاکید بر آزادی به عنوان مبنای توسعه سیاسی است نه نتیجه آن.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی