آرمان - بدهی دولت به بانک مرکزی در طول سنوات به وجود آمده و روی هم انباشته شده است. علت اصلی آن هم این است که در سالهای مختلف با کسری بودجه مواجه بودیم. در این صورت بانک مرکزی اسکناس بدون پشتوانه چاپ کرد و این اسکناسهای بدون پشتوانه باعث شد دولت خود را به بانک مرکزی مقروض کند. البته در یکی دو نوبت هم دولت بدهی خود را از طریق تسعیر نرخ ارز تسویه کرد. در این مورد هم حرف و حدیث نسبت به اینکه امکانپذیر هست یا نه وجود داشت و برخی هم با این تسویه بدهی مخالفت میکردند، ولی در نهایت پذیرفته شد بخشی از بدهی دولت به بانک مرکزی از طریق تسعیر ارز تسویه شود. با این وجود هنوز بخشی از بدهیها باقی مانده است. روایتهای مختلفی از مبلغ بدهیها وجود دارد. گفته شده از 100هزارمیلیارد تومان تا 150هزارمیلیارد تومان متفاوت است و اخیرا هم رقم 60هزارمیلیاردی اعلام شد. بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه از رقم دقیق بدهی دولت اطلاع دارند. اشکالی اخیرا نسبت به روش تسویه بدهی وارد شده، یعنی تسویه از طریق صدور اوراق بدهی و خزانه روش درستی نیست، بلکه به تعویق انداختن بدهی است، یعنی بدهی بلندمدت را با بدهی کوتاهمدت جایگزین میکنند. این روش صحیحی نیست. اگر قرار است تسویه بدهی قطعی صورت گیرد دولت باید داراییهای خود را بفروشد. حتی ذخایر ارزی هم که احیانا وجود دارد تبدیل به ریال کند و بانک مرکزی نیز این ریالها را از جریان خارج کند. بانک مرکزی همانطور که افزایش حجم نقدینگی را به کشور وارد کرده باید این ریالها را خارج کند. در این صورت تسویه قطعی صورت میگیرد. در این میان سیاستهای انقباضی پولی نیز اتفاق میافتد و اثر معکوسی بر تورم میگذارد. ولی در صورتی که اوراق بدهی جدید جایگزین شود و با این روشهایی که تاکنون اعلام کردند، پیش روند همچنان این بدهیها باقی خواهد ماند، مگر اینکه برخی از منابع درآمدی بودجه سنوات آینده از مبلغی که پیشبینی شده بیشتر شود و هزینههای آن کمتر از مبلغ پیشبینی شده باشد. افزایش بدهی دولت به بانک مرکزی تبعات بسیاری دارد، از جمله ایجاد تورم، افزایش نقدینگی و عدم کارایی بودجهریزی. وقتی بودجهها به درستی عمل نمیشوند چنین بدهیهایی اتفاق میافتند. بانک مرکزی تابع دولت است و استقلال چندانی ندارد. هرگاه دولت با کمبود منابع روبهرو میشود بلافاصله از بانک مرکزی قرض میگیرد. درواقع بانک مرکزی تبدیل به صندوقی برای دولت شده است. بنابراین وقتی استقلال بانک مرکزی از بین برود سیاستگذاریهای پولی هم به درستی اتفاق نمیافتد؛ یعنی نمیتوان از بانک مرکزی تواقع داشت در بحث کنترل تورم، حجم نقدینگی و... تصمیمگیرنده باشد. این مسالهای است که مهار آن از دست رفته و دولت از بانک مرکزی بهعنوان ابزاری استفاده میکند. تا زمانی که دولت به بانک مرکزی استقلال لازم را ندهد نمیتوان انتظار بهبود امور را داشت.